شاید فکر آن هم نکنید که دوچرخه سواری صحیح و اصولی تا چه اندازه می
تواند وابسته به داشتن دانش و مبانی اولیه باشد. چه تصمیم داشته باشید از
دوچرخه به عنوان یک وسیله برای جابجایی در شهر و چه برای ورزش و یا برای
طبیعت گردی یا مسافرت و یا هر فعالیت جدی دیگری استفاده کنید نیارمند داشتن
دانش و رعایت مبانی اولیه دوچرخه سواری هستید. در این نوشتار سعی می کنیم
12 مورد مهم برای نحوه صحیح دوچرخه سواری و رکاب زدن اصولی را معرفی کنیم
چرا که داشتن دانش و رعایت این موارد نیاز اولیه برای دوچرخه سواری
اصولی است زیرا کمک می کند از آسیب ها احتمالی جلو گیری شود و شما بتوانید
بصورت صحیح به دوچرخه سواری بپردازید.
1- انتخاب دوچرخه مناسب
بدون شک اولین قدم برای دوچرخه سواری انتخاب دوچرخه مناسب برای کاربری است
که مدنظرتان دارید. بصورت مثال یک دوچرخه جاده که ما آن را گاها با نام
دوچرخه کورسی میشناسیم مناسب دوچرخه سواری در مسیر های خاکی نخواهد بود.
بنابراین انتخاب دوچرخه مناسب کاربری مدنظرتان، قدم اول است. اما فارغ از
تمام سختگیری ها می توان از سبکهای مختلف برای دوچرخه سواری در شهر استفاده
کرد یا برای ورزش. اما مناسب تر آن است که دوچرخه مناسب کاربری خود را
انتخاب و تهیه کنید و از آن استفاده نمایید.
2- انتخاب دوچرخه در سایز مناسب
انتخاب یک دوچرخه در سایز مناسب همانند
انتخاب یک کت و شلوار در سایز مناسبتان است. شما نمی توانید یک دست کت و
شلواری که 4 سایز از شما بزرگتر یا کوچکتر است را بپوشید به همان شکل هم
نمی توانید دوچرخه ای که چند سایز از شما بزرگتر و یا کوچکتر است را
استفاده نمایید در بعضی مواقع می توان دوچرخه ای که یک سایز یا گاها دو
سایز از سایز مناسب شما بزرگتر یا کوچکتر باشد را به وسیله تنظیمات
متناسب سازی تنظیم نموده تا مناسب سایز و قد شما شود اما فقط در موارد
خاص!و بیشتر مواقع این امکان وجود ندارد و یا پیشنهاد نمی شود. بنابر این
باید سعی کنید دوچرخه مناسب قد خود را تهیه کنید.
. عدم
استفاده از سایز مناسب دوچرخه برای هر فرد باعث آسیب رساندن به بدن می شود
بنابراین باید به این نکته توجه ویژه ای داشت. پس در ابتدا می بایست یک
دوچرخه که مناسب و نزدیک به سایز خود را انتخاب نمایید و بعد برای اینکه
بتوانید از آن استفاده کنید تنظیمات مختص قد و بدن خود را به روی دوچرخه
انجام دهید.
3- تنظیم سایز دوچرخه
بعد از اینکه دوچرخه مناسب در سایز خود را انتخاب کردید میبایست تنظیمات
شخصی سازی ارتفاع قد طول فاق پا و دستها را روی دوچرخه انجام دهید. به یاد
داشته باشید که تنها انتخاب دوچرخه در سایز مناسب شما به تنهایی کفایت نمی
کند و اگر شما تنضیمات سایز دوچرخه را انجام ندهید بدون شک با آسب دیدگی
زانو و کمر و گاها گردن مواجه خواهید شد. تنظیمات سایز دوچرخه بسیار مهم
است قدم اول بعد از تهیه دوچرخه تنظیم سایز دوچرخه است. مهمترین بخش از
تنظیم دوچرخه تنظیم ارتفاع زین و بعد آن تنظیمات بالا تنه و اگر از کفش
پنجه مخصوص دوچرخه سواری استفاده می کنید تنظیمات پنجه رکاب و پل کفش است.
4- تنفس صحیح
تنفس
، روش دم و بازدم یکی موضوع بسیار مهم در هنگام انجام تمرینات دوچرخه
سواری است. نفس کشیدن صحیح و درست می تواند انرژی زیادی را برای بدن حفط
کند و همچنین بدن را سالمتر نگه دارد در حالی که روش غیر صحیح آن می تواند
انرژی زیادی از بدن بگیرد و به سلامت بدن آسیب وارد کند.
باید
بدانیم هوایی که تنفس می کنیم، تنها ۲۱ درصد اکسیژن دارد، بنابراین روش
صحیح نفس کشیدن بسیار مهم است. با یادگیری نفس کشیدن عمیق می توانیم هر بار
اکسیژن بیشتری وارد بدن کنیم. بررسی های متعدد نشان می دهد، پایین بودن
سطح اکسیژن خون روی عملکرد مغز تأثیر می گذارد.
5- (استفاده صحیح از دنده ها) تنظیم دور پا استفاده صحیح از دنده ها به میزان سرعت چرخش دور پای شما در رکاب زدن بستگی
دارد. در حال رکاب تعداد چرخش یک پای خود را در یک دقیقه بشمارید برای
راحتی بیشتر میتوانید در 15 ثانیه این تعداد را بشمارید و در 4 ضرب کنید به
این شکل تعداد دور پای شما در یک دقیقه بدست خواهد آمد. حال باید سعی کنید
بوسیله تغییر دنده تعداد دور پای خود را بین 80 تا 110 دور در دقیقه در یک
عدد ثابت مثل دور پا متوسط 90 دور در دقیقه نگاه دارید. بصورت مثال در یک
مسیر سریالایی قرار دارید دور پای شما روی 60 دور در دقیقه است این میزان
فشار برای زانو ها مضر است و به راحتی می تواند به زانو ها صدمه وارد کند
حال باید چند دنده از خودرو را سبک تر کنید تا پای شما راحت تر و سریع تر
بچرخد و به یک دورپای ثابت و متوسط 90 دور در دقیقه برسد.فرقی نمی کند در
مسیر سربالایی قرار دارید یا در مسیر صاف باید سعی کنید یک دور پای ثابت
بین اعداد 80 تا 110 دور در دقیقه را نگاه دارید.
6-همترازی ران و زانو و قوزک پا
از
زاویه روبرو باید ران، زانو و قوزک پای شما هنگام رکاب زدن در امتداد یک
خط قرار داشته باشند. «زانوهای شما نباید به چپ و راست حرکت کنند، بلکه
دقیقاً باید مانند پیستونها مستقیم بالا و پایین شوند». اگر نمیتوانید
این وضعیت را ایجاد کنید و هنگام تلاش برای محدود نمودن حرکت عرضی زانوهای
خود احساس درد دارید، احتمالاً به اُرتِز1 یا نوع دیگری از وسایل کمکپزشکی
نیاز خواهید داشت. به هیچ عنوان نباید با فشار آوردن به زانو ها، پا را در
یک راستا نگاه داشت اگر پای شما در هنگام رکاب زدن در یک راستا قرار نمی
گیرد و زمانی که در یک راستا قرار می گیرد دچار درد در نقاط مختلف پا به
خصوص زانو ها می شود
7- استفاده از کفش و پنجه
اگر
بخواهید به صورت اصولی و به بهترین شکل از انرژی عضلات خود برای رکاب زدن
استفاده کنید نیازمند یک کفش و پنجه مخصوص دوچرخه سواری هستید. استفاده از
کفش و پنجه در دوچرخه سواری باعث می شود تا دوچرخه سوار بتواند بصورت 360
درجه رکاب را بچرخواند و نه اینکه رکاب را تنها به پایین فشار دهد. در کفش
مخصوص دوچرخه سواری یک پل فلزی در کف به آن پیچ می شود که بوسیله این پل
کفش روی پنجه رکاب قفل میشود. این عملکرد باعث می شود که شما بتوانید از 5
عضله اصلی پا در زمان رکاب زدن بهره ببرید. این در صورتی است که بدون
استفاده از کفش و پنجه تنها از 2 عضله پا و حتی نه بصورت بازدهی کامل عضله،
می توانید بهره ببرید.
8- استفاده از لباس مخصوص ( شرت دوچرخه سواری)
تصور
کنید بعد از یک ساعت دوچرخه سواری نشیمنگاه شما دچار درد شده است یا
کشاله ران شما عرق سوز شده و یا در مردان دستگاه تناسلی دچار خواب رفتگی
شده است. بسیار مهم است که از یک شورت دوچرخه سواری استفاده نمایید در بخش
نشیمنگاه شورت دوچرخه یک پد نرم که آنتی باکتریال است وجود دارد. هر چه
شورت مرقوب تر و از جنس بهتری تولید شده باشد از مشکلاتی که در بالا به آن
اشاره شد بهتر و بیشتر جلوگیری می کند. شورت دوچرخه سواری ارزش آن را دارد
برای آن چند صدهزار تومان هم هزینه کنید. به یاد داشته باشید که در زمان
پوشیدن شورت دوچرخه سواری نباید از شورت دیگری استفاده نمایید. شورت های
دوچرخه سواری در دو مدل کلی تولید می شوند در یک مدل شورت بصورت تکی در
زیرشلوار و بجای شورت زیر استفاده می شود و مدل دیگر به عنوان شلوارک که
همان شورت متعارف دوچرخه سواری است به تنهایی استفاده میشود.
9- رکاب زدن ممتد
توجه
داشته باشید نباید در زمان دوچرخه سواری پای خود را مدام بعد از چند دور
رکاب زدن نگاه دارید. باید سعی کنید پای خود را بصورت منظم بایک دور ثابت
به چرخانید. سعی کنید سرعت دورپا و فشاری که روی رکاب میاورید به میزانی
باشد که نخواهید مدام پای خود را نگاه دارید. هر چه پای شما بیشتر با فشار
کمتر در حال چرخیدن باشد بهتر است.
10- روی تنه رکاب زدن
چه مواقعی باید از روی زین بلند شوید و ایستاده رکاب بزنید!؟
روی تنه رکاب زدن در 2 زمان مورد استفاده قرار می گیرد
1-برای
جلو گیری از خستگی پاها ها و جلو گیری از خستگی نشیمنگاه می توانید هر 5
تا 10 دقیقه از روی زین بلند شوید اما همچنان رکاب بزنید بعد از چند دور
رکاب زدن مجدد روی زین بنشینید. به این کار به اصطلاح روی تنه رکاب زدن می
گوییند سعی کنید فاصله بین این کار را کم کم افزایش دهید.
2- در زمان که از روی زین بلند می شوید فشار بالاتری را می توانید به رکاب ها وارد کنید و سرعت بیشتری را داشته باشید
از
این روش برای زمانی استفاده می شود که بخواهید بصورت لحظه ای سرعت خود را
افزایش دهید یا در مسیرهای سربالایی با قدرت بیشتری بالا بروید برای انجام
این حرکت به عضلات میانی و پاهای بسیار قوی نیاز دارید.
11- سرعت مناسب
سرعت
مناسب در زمان دوچرخه سواری چقدر است؟ 15 کیلومتر در ساعت؟ 20 کیلومتر در
ساعت؟ 30 کیلومتر؟ یا بیشتر!؟ سرعت مناسب در دوچرخه سواری به آمادگی بدنی
دوچرخه سوار برمیگردد. در واقع سرعت در تمرینات دوچرخه سواری مهم نیست و
بجای آن کنترل ضربان قلب مهم است در واقع هر شخص می بایست در ورزشهای
هوازی مثل دوچرخه سواری در ضربان هوازی مختص به خود ورزش کند. در ضربان
هوازی بدن انسان بیشترین بازدهی را خواهد داشت و بیشترین مقدار چربی ذخیره
شده را خواهد سوزاند به این صورت که در ورزشهای هوازی و استقامتی ورزشکاران
با استفاده و نگاه داشتن ضربان قلب خود در بخش هوازی می توانند ساعت ها
تمرین و دوچرخه سواری کنند. ضربان هوازی هر شخص نسبت به سن او متفاوت است
برای بدست آوردن ضربان هوازی از فورمول زیر استفاده کنید.
12- تغذیه
اگر در فکر دوچرخهسواری بیشتر در هر سبکی
هستید تغذیه بخش جدا نشدنی دوچرخه سواری است. چه برای تردد در شهر از
دوچرخه استفاده کنید چه برای رژیم های لاغری و چه برای ورزش داشتن دانش
درباره تغذیه بسیار مهم است تا به نتیجه دلخواه خود برسید.
در
حالی که دوچرخهسواران غیرحرفهای حدود 300 کیلومتر در هفته تمرین
میکنند، دوچرخهسواران حرفهای مسافتی حدود 400 تا بیشتر از 1000 کیلومتر
در هفته رکاب میزنند. با این حجم بالای تمرین، نقش تغذیه در عملکرد
ورزشکاران و حفظ آمادگی جسمانی ایشان بیش از پیش مشخص میشود.
برای
بالا بردن کیفیت دوچرخه سواری اطلاعات تغذیه ای خود را بالا ببرید.خوردن
غذای سبک برای شما و کیفیت تمرینهایتان خوب نیست، تغذیه قبل و بعد از
دوچرخه سواری بسیار مهم است بنابر این پیشنهاد میکنیم برای بالا بردن دانش
خود جهت تغذیه مناسب برای دوچرخه سواری مقالات آموزشی تغذیه را مطالعه نمایید.
رشته کوه هیمالیا، هیمالیای نپال یا رشته کوه های هیمالیا مجموعه ای
وسیع از یک منطقه کوهستانی است که به شکل مانعی بین فلات تبت و شبه قاره
هند قرار دارد. این رشته شامل برخی از بلندترین کوههای دنیا با بیش از ۱۱۰
قله با ارتفاع بیشتر از ۲۴۰۰۰ فوت (حدودا ۷۳۰۰ متر) می باشد. معروف ترین هم
در بین آنها اورست یا ساگارماثا با ارتفاع ۸۸۵۰ متر است.
مجموعه
رشته کوه هیمالیا برای هزاران سال الهام بخش مردمان جنوب آسیا در ادبیات،
افسانه ها و مذاهبشان بوده است. نام هیمالیا در زبان سانسکریت به معنای
اقامتگاه برف می باشد. همچنین باید این نقطه را جایی برای بزرگترین چالشهای
دنیای کوهنوردی و کوهنوردان جهان دانست.
محل قرارگیری
این رشته، که مرز شمالی شبه قاره هند را تشکیل
میدهد و تقریبا یک مانع صعب العبور بین آن و سرزمین های شمالی می باد، بخشی
از یک کمربند کوهستانی وسیع است که در از شمال افریقا تا سواحل اقیانوس
آرام در جنوب شرقی آسیا امتداد دارد. خود رشته کوه هیمالیا ۲۵۰۰ کیلومتر
طول دارد که از شرق به قله نانگاپاربات (۸۱۲۶ متر) در بخش تحت کنترل
پاکستان در منطقه کشمیر تا نامچه براوا (۷۷۶۵ متر) در منطقه خودمختار تبت
چین گسترده شده است. هیمالیا از شمال غربی با رشته کوههای هندوکش و
قراقوروم و از شمال با فلات مرتفع و گسترده تبت همسایه است. عرض رشته کوه
هیمالیا از جنوب به شمال بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتر متغیر میباشد. مساحت کل
این مجموعه نیز چیزی حدود ۵۹۵۰۰۰ کیلومتر است.
کشورها و رشته کوه هیمالیا
بیشتر
قسمت های این رشته کوه ها در کشورهای هند، نپال و بوتان قرار گرفته است،
البته چین و پاکستان هم در بخشهایی با این کشورها شریک هستند. در منطقه
مورد مناقشه کشمیر ، پاکستان دارای کنترل اداری حدود ۳۲۴۰۰ مایل مربع
(۸۳،۹۰۰ کیلومتر مربع) از محدوده واقع در شمال و غرب “خط کنترل” ایجاد شده
بین هند و پاکستان در سال ۱۹۷۲ است. چین حدود ۱۴۰۰۰ مایل مربع (۳۶۰۰۰
کیلومتر مربع) در منطقه لاداخ کشمیر و ادعای قلمرو در منتهی الیه شرقی
هیمالیا در ایالت آروناچال پرادش هند را دارد. این اختلافات مشکلات مرزی
هند و همسایگان آن را در منطقه هیمالیا برجسته می کند.
مشخصه های فیزیکی
از
مشخصترین ویژگی های هیمالیا می توان به ارتفاعات سر به فلک کشیده ، قله
های دندانه دار و پرشیب ، یخچال های طبیعی آلپی که اغلب دارای ابعاد فوق
العاده هستند ، توپوگرافی عمیق بر اثر فرسایش ، تنگه های رودخانه ای به
ظاهر غیرقابل تشخیص ، ساختار زمین شناسی پیچیده و مجموعه ای از کمربندهای
بلند (یا مناطق) اشاره کرد. هیمالیا به عنوان یک هلال غول آسا ظاهر می شود
که محور اصلی از بالای خط برف بالا عبور میکند ، جایی که مناطق برفی ،
یخچال های کوهستانی و بهمن ها همه یخچال های دره های پایینی را تغذیه می
کنند که به نوبه خود منابع بیشتر رودخانه های هیمالیا را تشکیل می دهند.
بخش عمده رشته کوه هیمالیا ، در زیر خط برف قرار دارد. روند کوه سازی در
دامنه های این مجموعه همچنان فعال است.
اکتشافات
اولین سفرها
به طریق هیمالیا توسط بازرگانان ، چوپانان و زائران انجام شد. حجاج معتقد
بودند که هرچه سفر سخت تر باشد ، آنها را به نجات یا روشنگری نزدیکتر می
کند. معامله گران و چوپانان ، گذرگاه های عبور از ۱۸۰۰۰ تا ۱۹۰۰۰ فوت (۵۵۰۰
تا ۵۸۰۰ متر) را به عنوان شیوه زندگی پذیرفتند. با این حال ، برای دیگران ،
هیمالیا سدی ترسناک و خطرناک بود.
اولین نقشه مشخص هیمالیا با دقت
نسبی در سال ۱۵۹۰ توسط آنتونیو مونسرات ، مبلغ اسپانیایی دربار اکبر،
امپراطور مغول تهیه شد. در سال ۱۷۳۳ ، یک جغرافی دان فرانسوی ،
Jean-Baptiste Bourguignon d’Arville ، اولین نقشه تبت و محدوده هیمالیا را
بر اساس اکتشافات سیستماتیک تهیه کرد. در اواسط قرن نوزدهم ، بررسی هند
باعث ایجاد برنامه ای منظم برای اندازه گیری صحیح ارتفاعات قله های هیمالیا
شد. قله های نپال و اوتاراخاند بین سالهای ۱۸۴۹ و ۱۸۵۵ مشاهده و نقشه
برداری شده است. نانگا پاربات ، و همچنین قله های رشته قراقوروم در شمال ،
بین سالهای ۱۸۵۵ و ۱۸۵۹ مورد بررسی قرار گرفتند.
نام گذاری های اولیه
نقشه
برداران نام های مشخصی را به قله های بی شماری که مشاهده کردند، اختصاص
ندادند. اما آنها را با حروف و اعداد رومی به مظنور متمایز کردن این
ارتفاعات بهره بردند. . بنابراین ، در ابتدا کوه اورست به سادگی “H” برچسب
گذاری شد. سپس به نام XV در ۱۹۵۰ تغییر نام یافت. در سال ۱۸۶۵ به Peak XV
به سر جورج اورست ، نقشه بردار هند از ۱۸۳۰ تا ۱۸۴۳ تغییر نام داد. تا سال
۱۸۵۲ محاسبات به اندازه کافی پیشرفته نبودند تا بتوانند درک کنند که Peak
XV بالاتر از هر کوه دیگر در جهان میباشد. تا سال ۱۸۶۲ بیش از ۴۰ قله با
ارتفاعات بیش از ۱۸۰۰۰ فوت (۵۵۰۰ متر) برای اهداف نقشه برداری صعود شده
بودند.
علاوه بر اکتشافات نقشه برداری ، مطالعات علمی مختلفی در مورد
هیمالیا در قرن نوزدهم انجام شد. بین سالهای ۱۸۴۸ و ۱۸۴۹ گیاه شناس
انگلیسی جوزف دالتون هوکر مطالعه پیشگامانه ای درباره زندگی گیاهان
هیمالیای سیکیم انجام داد. به دنبال او افراد دیگری از جمله (در اوایل قرن
۲۰) طبیعت شناس انگلیسی انگلستان ریچارد دبلیو. ه. هینگستون ، که گزارش های
ارزشمندی از تاریخ طبیعی حیوانات در ارتفاعات بلند در هیمالیا نوشت ، در
این منطقه فعالیت کردند.
پس از جنگ جهانی دوم ، بررسی های هند تعدادی
نقشه در مقیاس بزرگ از هیمالیا از عکس های هوایی تهیه کرد. همچنین نقشه
هایی از مناطق هیمالیا توسط جغرافی دانان و نقشه برداران آلمان با کمک
فتوگرامتری زمین تهیه شد. علاوه بر این ، از شناسایی ماهواره برای تولید
نقشه های دقیق تر و دقیق تر استفاده شده است. عکسهای هوایی همراه با سایر
روشهای مشاهده علمی برای نظارت بر تأثیرات تغییرات آب و هوایی بر محیط
هیمالیا – به ویژه رکود یخچالهای طبیعی – استفاده شده است.
کوهنوردی در رشته کوه هیمالیا
کوهنوردی
هیمالیایی در دهه ۱۸۸۰ با یک بریتانیای به نام دبلیو-دبلیو گراهام آغاز
شد. گراهام ، ادعا می کرد در سال ۱۸۸۳ چندین قله را صعود کرده است. اگرچه
گزارش های وی با شک و تردید پذیرفته شد ، اما این گزارش ها باعث ایجاد
علاقه به رشته کوه هیمالیا در میان دیگر کوهنوردان اروپایی شدند. در اوایل
قرن ۲۰ تعداد اعزام های کوهنوردی به طور قابل توجهی به رشته قراقوروم و به
کوماون و سیکیم هیمالیا افزایش یافت.
بین جنگ های جهانی اول و دوم ، یک ترجیح ملی خاص برای قله های مختلف ایجاد شد: آلمانی ها در نانگاپاربات و کانگچن جونگا ، آمریکایی ها در K2 (در قراقوروم) و انگلیسی ها در کوه اورست و ژاپنی ها در ماناسلو متمرکز
شدند. تلاش ها برای صعود اورست از سال ۱۹۲۱ آغاز شد و حدودا دوازده مورد
از آنها قبل از موفقیت در ماه مه ۱۹۵۳ توسط کوهنورد نیوزلندی ادموند هیلاری و همنورد تبتی اش تنزینگ نورگی انجام شد. در همان سال یک تیم اتریشی-آلمانی به سرپرستی کارل هرلیخ کوفر به قله نانگاپاربات رسید.
چالش های جدید
پس از صعود موفقیت آمیز بر قله های بلند رشته کوه
هیمالیا ، کوهنوردان به دنبال چالش های بیشتری برای آزمایش مهارت ها و
تجهیزات خود بودند. برخی تلاش کردند تا با مسیرهای دشوارتری به قله ها
برسند ، در حالی که برخی دیگر با کمترین میزان ابزار یا بدون استفاده از
اکسیژن کمکی به بالاترین ارتفاعات صعود کردند. دسترسی آسانتر به کوهها
تعداد فزاینده ای از کوهنوردان و کوهپیماها را به این منطقه می آورد – فقط
هر ساله صدها تن تلاش میکنند تا اورست را صعود کنند.
در
اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم ، تعداد سالانه سفرهای کوهنوردی و
تورهای گردشگری به هیمالیا به قدری زیاد بود که در برخی مناطق با از بین
بردن زندگی گیاهان و حیوانات و با پشت سر گذاشتن مقدار رو به رشد زباله
همراه بود. علاوه بر این ، افراد بیشتری در چنین محیط بسیار خطرناکی در
معرض خطر قرار گرفتند. همانطور که در سال ۲۰۱۴ اتفاق افتاد ، زمانی که بیش
از ۴۰ کوهنورد خارجی در طوفان برفی در نزدیکی آناپورنا از بین رفتند.
عصر جدیدی از شهرت در سنگنوردی فرا رسیده است. پس از ظهور پیشگامان این
رشته در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، هیپی های سنگنورد در سالهای ۱۹۷۰ و سپس حرفه
ای هایی که حامیان مالی داشتند، در سالهای ۸۰ و ۹۰ میلادی ظهور کردند.
امروزه سنگنوردی از هر زمان دیگری در گذشته عمومی تر شده است و موج جدیدی
از صعودکننده ها در حال الهام بخشی به دیگران هستند. با وجود سبک ها و
سلیقه های مختلف در این رشته، انتخاب بهترین سنگنوردان جهان آسان نیست. اما
در ادامه لیست ارایه شده است که ترکیبی از بعضی از بهترین ها در آن قرار
دارد. تمرین کنید، شاید این لیست منتظر نام شما باشد.
آشنایی با بهترین سنگنوردان جهان
آدام اوندرا
تولد: ۵ فوریه ۱۹۹۳
محل تولد: برنو، جمهوری چک.
تخصص: سنگنوردی اسپرت، بولدرینگ.
مهمترین صعود: مسیر سایلنس (درجه ۹c) نروژ، فلاتانگر، یکی از سختترین مسیرهای طبیعی صعود شده تا امروز.
توانایی منحصر به فرد اوندرا در صرفه جویی انرژی و مدیریت تنفس – که
شامل فریاد زدن روی سنگ در حال صعود میشود. – است که او را در بین بهترین
سنگنوردان جهان قرار می دهد. هنگام صعود ضربان وی پایین می رود نه بالا!
با
قد ۱۹۰ سانتی متر. دستان او به قدرت بقیه سنگنوردان برجسته نیست، اما
توانایی جابه جایی در عضلات لگن باعث شده که بتواند وزن بیشتری روی پاها
بیاندازد و مرکز ثقلش را به دیواره نزدیک تر کند. این کار باعث شده که
انرژی بیشتری ذخیره کرده و مانند یک ماشین صعود کند.
گاهی
اوقات تقریبا احساس می کنم که انگار یک اسباب بازی لوگو هستم، حرکات دست و
پاهایم توسط شخص دیگری انجام میشود و من فقط از دور آن را تماشا می کنم.
آدام اوندرا
کریس شارما
تولد: ۲۳ آوریل ۱۹۸۱.
محل تولد: سانتا کروز، کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: سنگنوردی اسپرت، دیپ واتر سولو (سنگنوردی آزاد بر فراز آبهای عمیق)
بهترین
صعودها: ال پونتاس/آلاشا در مالورکا، اسپانیا – یکی از سختترین مسیرهای
دیپ واتر سولوی صعود شده (۲۰۰۷-۲۰۱۷) لادورا دورا در اولیانا، اسپانیا – ۵.۱۵c
برای کریس شارما، سنگنوردی یعنی رسیدن به مرز نهایی. نهایت کاری که در
صعود می تواند انجام دهد. به غیر از آدام اوندرا او تنها فردی است که تا
امروز مسیر لادورا دورا را صعود کرده. علی رغم اینکه بخشی از “نسل سالن
سنگنوردی” است، کریس ترجیح میدهد که در مسیر صعود و بیرون زندگی کردن را
یاد بگیرد و تجربه کند.
ماهیت
سنگنوردی این است که بفهمم تا کجا می توانم خودم را تحت فشار قرار دهم،
داشتن آزادی و خلوص از تجهیزات و یافتن حد نهایی که می توانم به آن دست
یابم.
کریس شارما
آلکس هانولد
تولد: ۱۷ آگوست، ۱۹۸۵.
محل تولد: ساکرامنتو، کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: صعود سرعتی، صعود انفرادی.
مهمترین صعود: مسیر فری رایدر در یوسه میتی، اولین صعود آزاد انفرادی در ال کاپیتان (۲۰۱۷)
شاهکارهای دیدنی هانولد از
طریق آموزش منظم، آمادگی متمرکز، سازگاری و ذهنیتی خاص ایجاد شده است. او
حرکات را تجسم کرده و آنها را به خاطر می سپارد تا اعتماد به نفسش زیاد
شود. درون مغزش از موقعیت های خطرناک عبور میکند تا منطقه آسایش خود را
گسترش دهد. سرعت یکی از عناصر فعالیت اوست.
من
در واقع سریع صعود نمی کنم، بلکه فقط خسته نمیشوم و بنابراین سرعتم کم
نمیشود. با نزدیک شدن به محدودیتهای فیزیکیتان ارتقا دادن آنها سختتر می
شود. و نیاز به فداکاری و تمرکز هم بیشتر خواهد بود.
آلکس هانولد
آشیما شیرایشی
تولد: ۳ آوریل، ۲۰۰۱.
محل تولد: نیویورک، امریکا.
تخصص: صعود اسپرت.
مهمترین
صعودها: ذهنتو باز کن ( Open Your Mind Direct ) و سیوداد د دیوس در
اسپانیا/ جوانترین سنگنورد صعود کننده در درجه ۹a/9a+ سال ۲۰۱۵.
شیرایشی تنها قدری از ۱۵۰ سانتی متر بلندتر است، با این قد کوتاه انجام
حرکات بلند چالشی خواهد بود، اما قدرت نسبی بالای او، چابکی دینامیک و
انگشتان قوی به وی اجازه می دهد تا با شتاب مانند یک عنکبوت روی صخره ها
صعود کند.
او بولدر را در هفت سالگی و روی سنگهای سنترال پارک آغاز
کرد. او یک برنامه تمرینی سخت دارد و از یک تکنیک منحصر به فرد ذهن که از
رقص باتوه (هنر تجربی نمایشی که توسط پدرش انجام میشود) استفاده میکند. او
می گوید راز مخفیش لذت بردن است.
اگر
از یادتان برود که باید لذت ببرید، دچار استرس خواهید شد و به خودتان شک
می کنید. من می خواهم کمک کنم تا دیگران را تشویق نمایم، آنچه را دوست
دارند انجام بدهند و واقعا برای آن تلاش کنند.
آشیما شیرایشی
آلکس مگس
تولد: ۱۲ آگوست، ۱۹۹۳.
محل تولد: آلمان.
تخصص: صعود اسپرت/ بولدرینگ.
مهمترین صعودها: استادو کریتیکو در اسپانیا، سختترین مسیر صعود شده آنسایت تا امروز. (۲۰۱۳). صعود تا درجه ۵.۱۵d
مگوس توانایی شگفت انگیزی در صعود مسیرهای دشوار در حداقل زمان، با صعود
آنسایت یا تلاش در کوتاه ترین زمان ممکن برای صعود مسیر دارد. او به طور
ویژه ای روی تمرین و تکنیک تمرکز میکند. اما رویکرد یک بار صعود است که او
را در بین بهترین سنگنوردان جهان قرار داد.
او دارای قدرت انگشتان
باورنکردنی و ظرفیت بی هوازی بالا برای عملکرد عالی در بازه های کوتاه مدت
است. به علاوه سریع حرکت کردن باعث میش ود که در دام جزییات گیر نکند و به
خوبی می داند که چطور حرکات از پیش تمرین شده را در صعود استفاده کند.
دلیل اصلی شکست این نیست که مسیر لغزنده است، یا اینکه هوا گرم است یا ….، فقط به دلیل است که شما خیلی ضعیف بودید.
آلکس مگوس
آلین روبرت
تولد: ۷ آگوست، ۱۹۶۲.
محل تولد: فرانسه.
تخصص: صعود آزاد شهری.
مهمترین صعود: صعود از برج الخلیفه در دوبی- اولین صعود بلندترین ساختمان جهان در سال ۲۰۱۱.
روبرت با شهرت اسپایدر من یا مرد عنکبوتی شناخته میشود. که البته بیشتر
این شهرت هم به دلیل صعود آزاد غیرقانونی از بلندترین ساختمان های جهان
ایجاد شده است. مهارت وی را نمی توان به آسانی با مهارت سایر نفرات لیست
بهترین سنگنوردان جهان مقایسه کرد. اما بیایید به فلسفه سنگنوردی احترام
بگذاریم و آنرا به عنوان یک شکل خاص از آشوب بنگریم. صعود آلن روبرت از برج
های بلند جهان در هر صورت کاری نیست که هر کسی یا حتی هر سنگنورد برتری
بتواند انجام دهد.
آلین به طور معمول از تکنیک های مسیرخوانی در صعود
سنگنوردی استفاده می کند. او بیش از یک صد آسمانخراش از جمله برجهای
پتروناس مالزی، برج ایفل و برج الخلیفه را صعود کرده است.
وقتی
به صعود آزاد انفرادی می روم، احساساتم را پیدا میکنم. خلوتی سعادت آمیز و
آمیخته با نشاط از گرفتار شدن در مکانی بین مرگ و زندگی.
آلین روبرت
ساشا دی جولیان Sasha DiGiulian
تولد: ۲۳ اکتبر، ۱۹۹۲.
محل تولد: ویرجینیا، امریکا.
تخصص: صعود اسپرت/ صعود چند طوله.
مهمترین صعودها: مورا مورا در ماداگاسکار- اولین صعود یک زن و دومین صعود طبیعی مسیر(۲۰۱۷).
جثه کوچک ساشا یک مزیت بزرگ در صعودهای شیب دار است و برای استفاده
بیشتر از آن، تمرکز خود را روی تکنیکهای دینامیک قرار می دهد. با انجام
قدرتمند حرکات بزرگ و توجه زیاد به تکنیک پا و موقعیت بدن و البته مثبت
بودن.
او سرسختانه و بدون تسلیم شدن تمرین می کند و با شش روش شامل:
سرمادرمانی، ماساژ گراستون، سوزن خشک، سونا مادون قرمز، فوم رولرینگ و
استراحت ساده بدنش را ریکاوری می نماید.
من به طور کلی خوشبین هستم. حتی اگر در حال سقوط باشم. روزهای اندکی هستند که منفی هستم. همه اینها فقط باید بر اساس لذت بردن باشد.
ساشا دی جولیان
دنیل وودز
متولد: ۱ آگوست، ۱۹۸۹.
محل تولد: ریچاردسون، امریکا.
تخصص: بولدرینگ.
صعود بزرگ: اولین صعود سختترین مسیر بولدرینگ جهان. سال ۲۰۱۶.
وودز اعتراف می کند که در مورد سنگنوردی کاملاً وسواس دارد و این همان
کمال گرایی است که او را به سنگ میرساند و مسیرهای با درجه V15 (دومین درجه
سختی مورد تأیید) را بیش از هر کس در جهان صعود کند.
من
فکر می کنم برای انجام یک کار درجه یک ، شما باید به سمت دیگری از خود
ضربه بزنید و برای انجام آن باید در مورد آن وسواس پیدا کنید.
دنیل وودز
تامی کالدول
متولد: ۱۱ آگوست، ۱۹۷۸.
محل تولد: کلورادو، امریکا.
تخصص: دیواره نوردی.
صعود بزرگ: داون وال(دیواره طلوع) در یوسه میتی- اولین صعود آزاد این مسیر فوق چالشی..
تامی یک
سوپر استار واقعی در دنیای سنگنوردی است که به حق در میان بهترین
سنگنوردان جهان جای دارد. او با وجود داستان زندگی پرفراز و نشیبش که شامل
آدم ربایی، قطع شدن یک انگشت، طلاق و…میشود، هنوز هم در بالای این بازی
قرار دارد.
عزم و اراده تامی برای غلبه به انگشت قطع شده اش او را به
یک اسطوره در دیواره نوردی تبدیل کرده است. همچنین رویکرد علمی وی به
تمرین سالنی وی را در این جایگاه نگه داشته. او و آلکس هانولد رکورد صعود
سریع به مسیر دماغه در ال کاپیتان در ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه و ۱۵ ثانیه ثبت
کردند.
من اعتقاد دارم، موفقیت
هایی که داشتم در درجه اول از توانایی طبیعی حاصل نمیشود. من از نظر ژنتیکی
مناسب سنگنوردی هستم اما انگیزه و نگرش ارزش بیشتری دارد.
تامی کالدول
آنگی ایتر
تولد: ۲۷ ژانویه، ۱۹۹۸.
محل تولد: اتریش.
تخصص: صعود اسپرت.
صعود مهم: لاپلانتا د شیوا در اسپانیا. یکی از سختترین صعودهای انجام شده توسط یک زن.(۲۰۱۷)
ایتر چهار بار قهرمان سنگنوردی داخل سالن جهان شده است و این توانایی و
تجربه را به طبیعت برد. او با تلاش بسیار زیاد خودش را به بالاترین سطح
رسانید.
او با دو بار شکست در لاپلانتا در سال ۲۰۱۵، مصمم بود که این
مسیر را به پایان برساند. سپس ۷ بار قسمت های مختلف را امتحان کرد. نمونه
های دقیقی از گیره ها و حرکات در دیواره خانگی ساخت و فیلمهای آدام اوندرا
در مسیر را بارها پیش از صعود موفق آن دید. سرانجام در ۲۰۱۷ توانست این
مسیر را صعود کند.
شما باید بتوانید در یک لحظه خاص عملکردی عالی ارایه دهید و مسابقات این کار را به کمال به شما می آموزد.
آنگی ایتر
جیم رینولدز
تولد: ۱۹۹۵.
محل تولد: کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: فری سولو، سرعتی.
صعود مهم: صعود سرعتی مسیر دماغه(۲۰۱۷) مسیر آفانسیف در سره فیتزروی در پاتاگونیا. اولین صعود و فرود فری سولوی مسیر (۲۰۱۹)
رینولد به عنوان اسب سیاه سنگنوردی توصیف میشود. او رزومه چشم گیری در یوسه میتی ایجاد کرد. سپس به سراغ صعود انفرادی فیتزروی رفت.
این
دانش آموخته رشته بازرگانی، قبل از اینکه پا به دنیای دیواره ها بگذارد
بیشتر به خاطر سرگرمی های التقاطی مانند بازی فلزات سنگین روی یک ماندولین
معروف بود…وی می گوید بخشی از این کار به او کمک کرده است تا از نظر روحی و
جسمی نظم یابد.
صعود آزاد
انفرادی، یک چیز روحانی و شخصی است. این یک نعمت و نفرین است. من خوشبختم
چون در این کار مهارت دارم، اما این یک نفرین است زیرا شما می دانید که می
تواند به افرادی که دوستشان دارید صدمه بزند.
جیم رینولدز
نکات مهم درباره لیست بهترین سنگنوردان جهان
لیست بهترین سنگنوردان جهان در اینجا از دیدگاه وب سایت ردبول می باشد. مطمئنا لیستهای دیگری توسط سایر منابع نیز مطرح شده اند.
بسیاری
از فعالیتهایی که دربالا ذکر شد، در بین ورزشهای اکستریم قرار دارند و
بسیار خطرناک هستند. به هیچ عنوان بدون سالها تجربه و تمرین و به سراغ
امتحان آنها نروید.
مصاحبه با رینهولد مسنر توسط اش روتن از اکسپلورر وب انجام گرفت و در ۱۶
نوامبر ۲۰۲۰ روی اینترنت منتشر شد. این مصاحبه توسط موج کوه به فارسی
بازگردانده شده است:
همانطور که شماره را می گیرم ، نفس تندی می کشم.
من مشتاق استفاده از این فرصت هستم. شک دوباره چنین فرصتی پیش بیاید. لحظه
ای بعد ، من در حال گپ زدن با رینولد مسنر هستم – اولین نفری که از ۱۴ قله
بلند جهان صعود می کند ، و اولین نفری است که بدون اکسیژن در بالای اورست
ایستاده است. عبور از قطب جنوب ، صحرای گوبی و پیاده روی در تبت را نیز
فراموش نکنید. اما این چیزی نیست که او به من می گوید. او می گوید: “من فکر
نمی کنم که من یک انسان خاص هستم و فکر نمی کنم من مناسب ترین فرد برای
انجام ماجراهای بزرگ یا در ارتفاع باشم.”
من این تماس را با مسنر
تنظیم کردم تا از فلسفه او در مورد ماجراجویی و صعود، و چگونگی آمادگی برای
آنها مطلع شوم. این بخشی از یک پروژه بلند مدت است که در آن من با افرادی
صحبت می کنم که در محیط های قطبی ، اقیانوس ، صحرا و کوهستان عالی عمل کرده
اند.
آمادگی ذهنی مهمتر از آمادگی بدنی
همانطور که شروع می کنیم ، مسنر می گوید ، “من فکر می کنم رویکرد ذهنی
مهمتر از رویکرد جسمی است ، به ویژه برای این ماجراهای اکتسریم.” بنابراین
قبل از بحث کمی بیشتر روی موضوع آماده سازی ذهنی تمرکز میکنم.
“همه
ما بیشتر و بیشتر با چالش هایمان در حال شناخته شدن هستیم ، بنابراین به
تصاویر نگاه می کنیم ، تاریخ را مطالعه می کنیم ، به وضعیت موسمی می رویم ،
شاید در آن دوره یک موسمی وجود دارد و ما آنجا هستیم. اگر پیش از این
آماده نباشم هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. واضح است که ، از نظر جسمی ، می
توانید کوه ها را بدوید ، مانند من و پیتر هابلر ، ما در کوهستان های
سربالایی و شیب دار برای تمرین دادن عضلات قلب و ریه ها و غیره می دویدیم.
اما ، شناخت کارهایی که باید انجام میدادیم بسیار مهمتر بود. “
مانند
بسیاری از کوهنوردان موفق ، واضح است که مسنر به جزییات و برنامه ریزی به
صعودهای خود نزدیک شد ، اما او از این پیش می رود و به تاریخ مراجعه میکند
تا سرنخ های گذشته را پیدا کند.
“تمام رویاهای من ، همه اعزامهایی که
انجام دادم ، تمام صعودهایی که انجام دادم و همه موارد دیگر ، بر اساس هر
آنچه که قبلا اتفاق افتاده بود ساخته شده بود. قبل از عبور از قطب جنوب ،
من همه سفرهای شاکلتون ، همچنین آموندسن ، اسکات و غیره را مطالعه کردم ،
بنابراین قبل از رفتن به آنجا امکان بسیار خوبی برای حضور در آنجا داشتم. “
غریزه فعال
درک
نحوه “زندگی” اکسپدیشنهای گذشته به عنوان آماده سازی یک چیز است ، اما من
تعجب کردم که چگونه مسنر موفق شد برنامه های خود را در محیط های فوق العاده
و غیرقابل کنترل عملی کند. بسیاری از همرزمان او در ارتفاع زیاد در اوج
زندگی درگذشتند. آیا او مهارتهای ذهنی خاصی پیدا کرده است؟
“من
واقعاً خوش شانس بودم. من این را خیلی دیرتر فهمیدم که بین سال پنجم و
پانزدهم زندگی ام بسیاری از صعودهای سطح آسان و متوسط را انجام داده بودم،
بنابراین یک غریزه ظاهر شد ، یک غریزه با طبیعت و با محیط وحشی. من بهترین
کوهنورد نبودم، اما حس قوی داشتم که به کجا باید بروم ، مسیر کجا بود ، وزن
باد چقدر است ، سنگ های سست کجا و سنگ های خوب کجا هستند؟ همه این غرایز
در وجود من و بدون یادگیری عینیت پیدا کرده بود. من این را ده ها سال بعد و
پس از تعداد زیادی صعود و ماجراجویی متوجه شدم. “
این آگاهی بیشتر ، چه آموختنی و چه ذاتی ، به خوبی به خدمت مسنر در طول حرفه کوهنوردی اش درآمده بود.
“من
فکر می کنم که این غریزه بود که نشانه ها را به من میداد تا بگویم:” اکنون
زمان بازگشت ، ترک برنامه است. این خیلی خطرناک است ، خیلی دشوار است ،
شاید چیزی به طور کامل و درست در صعود یا برنامه سازماندهی نشده باشد. ”
تصمیم برای رفتن بیشتر یا بازگشت خیلی سریع در برنامه های من رخ داد ، بدون
محاسبه ، فکر نکردن ، “این خوب پیش می رود ، این اشتباه است ،” بنابراین
در پایان ، من جلوتر می روم ، یا باز میگشتم. این غریزی بود. “
شکست به عنوان قسمتی از سرنوشت
و
البته ، با داشتن غریزه ای برای حفظ امنیت فرد ، بازگشت یا شکست اجتناب
ناپذیر است ، چیزی که به نظر می رسد مسنر از آن گریزان نیست.
“حداقل
در یک سوم برنامه هایم شکست خوردم. من بارها شکست خورده ام. مردم همیشه می
گویند من این همه موفقیت داشته ام ، اما شکست های زیادی داشته ام. هنگامی
که می خواستم از سیبری به کانادا بروم ، در قطب شمال شکست خوردم. من در قله
های ۸۰۰۰ متری ۱۳ بار ناکام ماندم. من بارها شکست خورده ام. من کوهنوردی
با بیشترین شکست در زندگی هستم. “
در حالی که شکست برای هر ورزشکار
نخبه یک قسمت اجتناب ناپذیر و دردناک از عملکرد است. اما جنبه ناراحت کننده
دیگری که برای کوهنوردان وجود دارد رنج جسمی است؟ در طول ۱۲ ماه گذشته ،
من با کسانی که اولین صعودهای هیمالیا ، رکوردشکن های مسافرت های قطبی ،
دوندگان فوق ماراتن و صحرانوردان پیشگام صحبت کرده ام. یک موضوع مشترک که
همیشه به نظر می رسد رنج است. برای بعضی از افراد ، این بخشی از جذابیت
برای ورزش آنها است و بخشی از یک هویت است. به نظر می رسد برای دیگران
مانند مسنر ، رنج جسمی محصول جانبی تأسف آوری است که باید تحمل شود.
رنج به عنوان بخش گریز ناپذیر
“رنج پیشران من در ورزش نبود، اما درد بخشی از بازی است. به خصوص اگر به
ارتفاع زیادی می روید. ریه ها آسیب می بینند ، سر درد می گیرد ، عضلات درد
می کنند … من به دنبال آن نیستم اما فقط می دانم که این اتفاق می افتد. من
تجربیات خود را در دولومیت ها و کوه های آلپ و بعد از آن در آند داشتم و
هرچه بالاتر می رفتم ، بیشتر از درد آگاهی پیدا میکردم. تحمل آن دشوار است،
اما اگر تحمل آن را نداشته باشم ، نمی توانم این کارها را انجام دهم.
بنابراین ، یاد گرفتم که آرام آرام کنار بیایم و آن را بپذیرم. اما برای
داشتن این دردها به مکان های بلند نرفتم. من مایل بودم به مکانهای بلند
بروم و مجبور شدم این واقعیت را بپذیرم که دردناک است. “
این fun نیست.
“اگر
نسل جوان می گویند این همه سرگرم کننده یا fun است ، من باور نمی کنم. این
فقط کلمه ای است که آنها استفاده می کنند زیرا همه امروز از این کلمه
استفاده می کنند و همه چیز باید سرگرم کننده باشد. قرار دادن دست در یک
شکاف و لاخ کردن آن برای صعود سرگرم کننده نیست. در ۴۰ درجه زیر صفر در
نزدیکی قله اورست بدون ماسک اکسیژن و داشتن این هوای سرد به طور مستقیم در
ریه ها سرگرم کننده نیست. وجود برف تا زانو و ادامه دادن به صعود روی زانو و
آرنج در شیب تند کوهستان سرگرم کننده نیست. “
من فکر کردم که آیا این رابطه با درد با گذشت زمان برای مسنر تغییر کرده است؟ آیا توانایی تحمل رنج او کاهش یافته است؟
“کوهنوردی
سطح بالا یک بازی درد است و هرچه سنم بالاتر می رود ، کمتر و کمتر می
توانم از این دردها پشتیبانی کنم. در سالهای جوانی قدرتم را برای سنگ نوردی
از دست دادم. من همچنین چابکی خود را برای سنگنوردی از دست دادم ، زیرا
انگشتان پا را از دست داده بودم. بنابراین سنگ نوردی و تمرینات ویژه آنرا
نمی توانستم انجام دهم. برای مدت طولانی ، من توانایی جسمی خوبی داشتم که
فقط با کمی غذا به نتایج بزرگ دست پیدا کنم. من می توانستم سرما را تحمل
کنم. همه چیز را تحمل می کردم … در قطب جنوب این کار راحت نیست ، بعد از یک
روز کشیدن سورتمه ، خوردن غذای نیمه یخ زده و خزیدن درون چادر ، اما به هر
حال … ”
“هر بالارفتن سن ، آخرین چیزی که از دست میدادم توانایی
تحمل درد بود. در سن ۴۵ سالگی بیشتر از ۲۰ سالگی میتوانستم رنج را تحمل
کنم. اما اکنون ترجیح می دهم مثل یک مرد و نه حیوان به حمام بروم. “
چرا باید این کار را انجام داد؟
اگر
کوهنوردی در ارتفاع بالا شامل مبارزه جسمی و خطر بالایی است ، چرا باید
این کار را انجام داد؟ جرات کردم کلیشه ای ترین سوالات را بپرسم – چرا؟
خوشبختانه من بخشیده شدم. چرا که مسنر از فلسفه کوهنوردی خود رنج می برد.
“من
در فعالیت خود، یک بیان فرهنگی یا یک مسئله فرهنگی می بینم و نه یک مسئله
ورزشی. بنابراین ، یک تاریخچه و فلسفه ای در مورد مومری ، مالوری ، شیپتون …
من در مورد چند ماجراجوی بریتانیایی صحبت می کنم ، آنها پایگاه من را برای
ایجاد چالش هایم را فراهم می کنند. من تمام چیزهایم را بر اساس آنچه که
قبلاً اتفاق افتاد، بر اساس فلسفه آنها بنا نهادم … سبک من در کوهستان
پیروی از یک سنت خاص است ، و فکر می کنم که این سنت کوهنوردی چیز خاصی
نیست. هیچ قانونی وجود ندارد. هیچ درست و غلطی وجود ندارد. این فقط بر اساس
فلسفه و تاریخ است. قسمتی از تاریخچه و فلسفه همان چیزی است که به ما جهت
صحیحی برای انجام آلپینیسم سنتی داده است.”
“می دانید ، چیز دیگری در
جریان است. زیرا ۹۰ درصد سنگنوردان به یک سالن سنگنوردی می روند و ورزش می
کنند. این هیچ ارتباطی با آلپینیسم ندارد. این یک ورزش عالی است ، آنها
مسابقات را انجام می دهند ، این در بازی های المپیک خواهد بود. صعود روی
گیره های مصنوعی”
توریسم یا کوهنوردی
“آنچه در اورست اتفاق
می افتد توریسم خالص است. این کوه برای گردشگران آماده شده است و آنها
هزینه های زیادی را برای استفاده از زیرساخت های ساخته شده توسط شرپاها
برای رفتن به قله می پردازند. این نیز اشکالی ندارد ، گردشگری مشکلی ندارد ،
ما مردم آلپ زندگی می کنیم زیرا گردشگری زیادی وجود دارد. اکنون شرپاها و
خانواده های شرپا نیز می توانند از این نوع گردشگری امرار معاش کنند. “
بعلاوه
، قدردانی شدید وی از تاریخ کوهنوردی تعجب آور نیست. با توجه به اینکه وی
مجموعه ای از شش موزه کوهستانی را در شمال ایتالیا ایجاد و تأمین مالی کرده
است. این قدردانی چیزی است که عامل محرکه همه سفرهای مسنر میباشد. مسنر که
دهه هفتم خود را پشت سر می گذارد، باید با زندگی در ماجراهای گذشته کنار
بیاید.
“من کتابی در مورد فرانک وایلد ، که دست راست شکلتون در سفر
استقامتی دراماتیک در قطب جنوب بود ، خریداری کردم. آنچه من در این مورد
فکر می کنم این است که برای من ، این کاملاً شبیه رفتن به این اعزام است.
من در خانه نشسته ام اما در تصاویر ذهنی ام در قطب جنوب هستم. انگار با
فرانک وایلد صحبت می کنم و او را می شناسم. من می توانم او را بشناسم ،
زیرا برای من ، این تاریخچه ، داستان های قدیمی ، حداقل به اندازه تلاشهای
خودم مهم هستند. “
پس از چند دقیقه مکالمه ، من چیزهای زیادی در مورد
آمادگی مسنر ، توانایی ذهنی ، غریزه کوهستان ، توانایی تحمل رنج و احترام
به پیشگامان اولیه و پیشکسوتان یاد گرفته بودم. اما این آخرین نکته بود که
وی با بیشترین اشتیاق درباره آن صحبت کرد. روایت هایی که پیش از این ساخته
شده اند ، همان چیزی است که این انسان را به سمت مناطق شدید سیاره ما سوق
داده است تا ماجراجویی جدی و اکتشافی را انجام دهد – چیزی که مسنر بارها به
آن منتقل کرده است.
ایستاده بر شانه غولها : احترام به تاریخ و پیشکوستان
لئو
دیکینسون ، کارگردان مستند Everest Unmasked ، در مورد اولین صعود بدون
اکسیژن به اورست ، یک بار گفت: “مسنر مشتاق ترین انسانی است که من تاکنون
روی کره زمین دیده ام.” شاید ماهیت آنچه رینولد مسنر را به ارتفاعات و عرض
های جغرافیایی نهایی سوق داده است حداقل تا حدی درک عمیق از بافت تاریخی
ماجراجویی باشد.
“تمام فعالیت های من ، به ویژه کارهایی که با
مسیرهای جدید و سبک های جدید در کوه های مرتفع انجام می دهم ، براساس تاریخ
است. بنابراین ، من کل روایت را در خود دارم و از روایت آنچه در قرن ها
قبل از زمان فعال من اتفاق افتاده است ، برنامه های جدید من ، جاه طلبی ها و
چالش هایی است که سعی کردم آنها را برآورده کنم. “
منتقدان مسنر
اغلب او را به غرور غیرضروری متهم میکنند، اما او یک فلسفه دارد که در یک
جمله به خوبی میتوان آنرا تشریح کرد: ایستاده بر شانه غولها
ایستاده
بر شانه غولها جمله مشهور از اینشتین است. غولهای این فیزیکدان برجسته
اسحاق نیوتون و ارشمیدس بودند. زمانی دنیا را بهتر می بینی که بر شانه
غولهای بایستی….
اصل مقاله در نشریه UK Climbing منتشر شده است.
پانویس در رابطه با مصاحبه با رینهولد مسنر
به
حق باید گفت که هر موفقیتی به دلیل یک نظریه درست ایجاد میشود. اعتراف
میکنم که دیدگاه مسنر درباره صعود با واقعیتی که جاریست شباهت زیادی دارد.
در واقع کوهنوردی یک تاریخ شفاهی و کتبی است. صعودهای انجام شده در گذشته،
اولین صعودها، مسیرهای صعود شده، رکوردهای پیشکسوتان و هر آنچه در زمان
پابرجا مانده است بعلاوه فن کوهنوردی و صعود چیزی جز تاریخ نیست. و کسی
میتواند تاریخ را به جلو ببرد که به خوبی آنرا بداند.
آمارهای مربوط به بیماری آلزایمر
و زوال عقل نگران کننده هستند. انجمن بین المللی آلزایمر گزارش کرده که
هر سه ثانیه یک نفر در جهان به زوال عقل مبتلا میشود. در سال 2015، برآورد
میشد که 46.8 میلیون نفر در جهان با زوال عقل دست به گریبان هستند که تا
سال 2017 این برآورد به نزدیک 50 میلیون نفر رسید. در سال 2030، انتظار
میرود این حدود 75 میلیون نفر را درگیر نماید.
خبر خوب این که ما در
حال یافتن عادتهایی در سبک زندگی هستیم که میتوانند به کاهش ریسک کاهش
قدرت تشخیص کمک بیماری نمایند. شما شاید حالا نیز به صورت روزانه جدول حل
کنید و یا مکمل مصرف نمایید با این امید که مغز خود را قوی نگه دارید. با
این حال، بر پایه مطالعات متعدد، ممکن است کاری وجود داشته باشد که انجام
آن برای حفظ سلامت مغز از هر کاری موثرتر باشد: ورزش.
عادتهای سبک زندگی برای پیشگیری از زوال عقل
در
سال 2017، کمیسیون پیشگیری مداخله و مراقبت زوال عقل اعلام کرد که میتوان
از 35 درصد موارد زوال عقل – تقریبا یک مورد از سه مورد –با عوامل مرتبط
با سبک زندگی پیشگیری کرد. بر پایه یافتههای آنها، میتوان با رفع موارد
زیر، ریسک زوال عقل را کاهش داد:
از دست دادن شنوایی در میانسالی:
از دست دادن شنوایی در میانسالی با افزایش حدود دو برابری ریسک زوال عقل
همراه است. از دست دادن شنوایی را میتوان با وسایل کمکی اصلاح کرد.
نداشتن تحصیلات عالی:
سطح پایین تحصیلات ممکن است شما را در معرض خطر بیشتر افت تشخیص قرار دهد.
یادگیری در تمام عمر، از سویی با بهبود سلامت مغز همراه است.
سیگار کشیدن:
سیگار ترکیبات شیمیایی بسیار سمیای دارد که میتوانند ریسک زوال عقل را
افزایش دهند. با این حال، ترک این عادت ریسک را پایین میآورد.
افسردگی:
افسردگی میتواند ریسک زوال عقل را افزایش دهد زیرا باعث تغییرات منفی
متعددی در مغز میشود، سطح هورمون استرس را افزایش و پروتئینهای سالم را
کاهش میدهد. همچنین، هیپوکامپ را که برای حافظه ضروری است کوچک میکند.
درمان افسردگی میتواند کمک کننده باشد.
بی تحرکی: سبک زندگی کم تحرک ریسک کاهش قدرت تشخیص را افزایش میدهد اما ورزش منظم این ریسک را پایین میآورد.
انزوای اجتماعی: با افزایش سن، مردم تماس خود با
دوستان و خانواده را از دست میدهند و این میتواند حس انزوا و تنهایی را
به همراه داشته باشد که ریسک مشکلات مغزی را افزایش میدهد. حفظ ارتباطات
اجتماعی برای سلامت ذهنی مفید است.
فشار خون در میانسالی:
فشار خون بالا برای قلب مضر است و برای مغز نیز زیان بار است. مطالعات
نشان داده اند که فشار خون بالا میتواند ریسک ابتلا به آلزایمر و نوع
دیگری از زوال عقل تحت عنوان زوال عقل عروقی را افزایش دهد. افرادی که فشار
خون خود را کنترل میکنند در معرض ریسک پایین تر زوال عقل قرار دارند و در
کل عملکرد تشخیصی بهتری دارند.
چاقی در میانسالی: ریسک زوال عقل در افرادی که در میانسالی چاق هستند در مقایسه با افرادی که وزن نرمال دارند بیشتر است.شاخص توده بدنی نرمال با سطح پایین تر پلاک و عوارض نشان دهنده آلزایمر مرتبط است.
دیابت نوع دو:
افراد مبتلا به دیابت تا 73 درصد ریسک زوال عقل بیشتری دارند و حتی ریسک
ابتلا به زوال عقل عروقی در آنها نسبت به افراد غیردیابتی بیشتر است.
مدیریت و پیشگیری از دیابت میتواند مغز را سالم و دارای عملکرد بهینه نگه
دارد.
مطالعه ای متفاوت در زمینه آلزایمر و زوال عقل که در ژورنال
انجمن آلزایمر به چاپ رسیده است نشان میدهد که تغییر در سبک زندگی
میتواند ریسک زوال عقل را کاهش دهد. در واکنش به این نتایج، انجمن
مقالهای تحت عنوان “10 راه برای دوست داشتن مغز” را منتشر کرد که نکاتی
را برای کاهش ریسک افت عملکرد تشخیصی مطرح مینماید.
بسیاری از
پیشنهادات همانهایی است که در بالا گفته شد هرچند انجمن تمرینهای منظم
هوازی را در صدر ذکر کرده و یادآوری میکند که مطالعات متعدد به ارتباط بین
فعالیت بدنی و کاهش ریسک زوال عقل پی بردهاند. آنها هم چنین خوردن یک
غذای سالم، جلوگیری از آسیب مغزی و به چالش کشیدن مغز و خواب کافی را نیز
مطرح نموده اند.
ورزش ابزاری توانمند برای جلوگیری از زوال عقل
در سال 2018، پژوهشگران بخش قلب بیمارستان هارتفورد کانتیکت دادههای
19 مطالعه را که به بررسی تاثیر ورزش بر سناریوهای ریسک زوال عقل پرداخته
بودند مورد بررسی قرار دادند. تحلیل شامل بیش از 1100 فرد بزرگسالی بود که
پدر یا مادر آنها مبتلا به زوال عقل تشخیص داده شده بودند یا اختلالات
تشخیصی خفیفی داشتند.
نتایج نشان داد که عملکرد تشخیصی در شرکت کنندگانی که تنها تمرین هوازی انجام میدادند سه برابر بهتر از افرادی بود که تمرینهای ترکیبی هوازی و
قدرتی انجام میدادند. در کل، افرادی که به هر نوع ورزشی میپرداختند نسبت
به افرادی که هیچ ورزشی نمیکردند عملکرد بهتری داشتند. شرکت کنندگان کم
تحرک افت عملکرد تشخیصی اندکی را نشان میدادند.
مطالعات دیگری هستند
که نشان میدهند تمرین هوازی در محافظت از مغز نقش کلیدی دارد. در سال
2006، پژوهشگران دریافتند که سه روز یا بیشتر تمرین ورزشی در هفته میتواند
جلوی زوال عقل در افراد بالای 65 سال را بگیرد.
ورزش در میانسالی
نیز میتواند تاثیر عمده ای داشته باشد. نتایج 11 مطالعه برای مثال نشان
دادند که ورزش منظم در میانسالی ریسک ابتلا به زوال عقل را در ادامه زندگی
به میزان 30 درصد و ریسک ابتلا به آلزایمر را به طور خاص 45 درصد کاهش
میدهد.
در یک مطالعه خاص، پژوهشگران بیش از دو هزار مرد را به مدت 35 سال از نظر پنج رفتار خاص تحت نظر قرار دادند:
ورزش منظم
سیگار نکشیدن
مصرف متعادل الکل
کنترل وزن بدن
خوردن غذای سالم
آنها
دریافتند که از این میان، ورزش منظم بیشترین تاثیر را از نظر کاهش ریسک
زوال عقل به همراه دارد. عوامل دیگر نیز سودمند هستند – افرادی که هر پنج
رفتار را نشان میدادند تا 60 درصد ریسک کمتر ابتلا به زوال عقل را داشتند.
ورزش
واکنش مغز شما را در کوتاه مدت نیز بهبود میبخشد. مرور 29 پژوهش نشان داد
که بزرگسالان سالم که ورزش هوازی را به مدت یک ماه یا بیشتر انجام
میدادند نسبت به افرادی که ورزش بی هوازی انجام میدادند بهبود حافظه،
توجه و سرعت پردازش بالاتری را شاهد هستند.
بهترین 10 تمرین برای سلامت مغز و جلوگیری از زوال عقل
هرچند
دانشمندان همه تاثیرات ورزش بر مغز را نمیدادند اما این را میدانند که
ورزش جریان خون را بهبود بخشیده، هورمونهای ترمیم سلولهای مغزی را تحریک
کرده و به حفظ فشار خون در سطح نرمال کمک میکند.
مطالعه ای اخیرا نکته جالبی را نشان داده است – بزرگسالان مسن تر با سطح
آمادگی بدنی پایینتر در مقایسه با همسالان خود با آمادگی جسمانی بالاتر، تخریب بیشتری
در ماده سفید مغز خود را شاهد هستند. ماده سفید به عنوان مرکز ارتبطای عمل
میکند و با تصمیم گیری و عملکردهای مهم دیگر در ارتباط است. افرادی که به
طور منظم ورزش میکنند در تستهای تفکر انتقادی و مهارتهای برنامه ریزی
نیز امتیاز بالایی کسب کردند.
بر پایه همه این یافتهها، مشخص است که ورزش هوازی و از جمله
تمرینهایی که در ادامه آورده شدهاند احتمالا به کاهش ریسک زوال عقل در
ادامه زندگی شما کمک میکنند. برای رسیدن به بهترین نتایج عمده پژوهشها
توصیه میکنند دست کم 30 دقیقه یا چندین بار در هفته ورزش کنید.
1. دویدن
تا
زمانی که از بابت مفاصل خود نگرانی نداشته باشید، دویدن یکی از بهترین
انواع تمرین هوازی است که میتوانید انجام دهید. برای این تمرین، نیاز به
تجهیزات خاصی ندارید – به جز کفش مناسب برای دویدن و میتوانید این تمرین را هر جا که خواستید حتی هنگام بالا و پایین رفتن از پلههای هتل یا دفتر کار انجام دهید.
اگر
نگران مفاصل خود هستید، دویدن روی سطوح صاف مانند چمن یا خاک را برای کاهش
فشار وارده به زانو و لگن خود امتحان کنید. این کار به تناوب بین دویدن و
انواع دیگر ورزش هوازی به منظور استراحت دادن به مفاصل شما نیز کمک میکند.
2.شنا کردن
شنا
کردن بهترین ورزش هوازی با کمترین فشار به مفاصل است. آب وزن شما را کاهش
میدهد و از این رو، مفصل شما آسیب نمیبینند و در عین حال، قلب شما تمرین
خوبی میکند. صرف شناور شدن روی آب تاثیراتی که به دنبال آن هستید را به
همراه ندارد. حرکات شنا، بازی کردن و انجام تمرینهای هوازی آبی را امتحان
کنید.
3.دوچرخه سواری
این تمرین نیز گزینه خوبی برای افرادی است که درگیر درد مفاصل هستند چرا که دوچرخه سواری تمرینی هوازی با کمترین فشار بر مفاصل میباشد. در حین دوچرخه سواری، اگر
چند بلندی را به مسیر خود اضافه کنید، خون در بدن شما به راحتی پمپاژ
میشود و احتمالا از تمرینی هوازی لذت میبرید. دوچرخه سواری فعالیت جذابی
است که میتوانید با خانواده و دوستان انجام دهید و به کمک آن پیوندهای
اجتماعی خود را تقویت نمایید.
4.پیاده روی سریع
پیاده روی
نسبت به دویدن برای مفاصل شما راحت تر است و تمرین ساده دیگری است که نیاز
به چیزی به جز دو پا ندارد. با این حال، راه رفتن معمولی برای این که
تمرینی هوازی به حساب آید کافی نیست. باید به سرعت راه بروید و این کار را
45 دقیقه تا یک ساعت ادامه دهید تا از مزیتهای این تمرین برای تقویت قلب
بهره مند شوید. اگر چند بلندی و مانع به مسیر خود بیافزایید، بهتر خواهد
بود.
5.طناب زدن
اگر کل روز را در دفتر هستید و یا میخواهید
به صورت فشرده در چند دقیقه تمرین هوازی بین کارهای خود انجام دهید، طناب
زدن گزینه ای عالی است. میتوانید در میز کار، ماشین یا خانه خود یک طناب
داشته باشید و هر زمان که 10 تا 20 دقیقه وقت آزاد داشتید آن را برداشته و
طناب بزنید.
طول طناب را با قد خود تنظیم کنید – باید بتوانید روی
پای خود و در وسط طناب بایستید و دستهای خود را باز کنید. اگر طناب خیلی
بلند باشد، آن را کوتاه کنید چرا که طنابی که خیلی بلند است میتواند ریسک
گیر کردن آن در دست و پای شما را افزایش دهد. سپس مطمئن شوید به آرامیبا
مچ خود طناب را میچرخانید و به نرمیروی زمین فرود میآیید.
علاوه
بر درجا پریدن، میتوانید طناب را با خود به پیاده روی ببرید و گامهای خود
را تغییر داده و اکنون از روی طناب بپرید. به یاد داشته باشید که نیازی
نیست زیاد سخت به خود بگیرید. طناب زدن با سرعت معمول یک تمرین هوازی است.
اگر عضو یک باشگاه هستید، به تعدادی از این دستگاهها از جمله تردمیل، اسکی ثابت، پله متحرک و دوچرخه ثابت دسترسی دارید. استفاده متناوب از این دستگاهها به شما کمک میکند با عضلات مختلف خود کار کرده و ضربان قلب خود را بالا ببرید.
7.تمرینهای همراه با رقص و گام
اگر
ترجیح میدهید در خانه تمرین کنید، دی وی دیهای رقص و ایروبیک و
برنامههایی از این دست گزینههایی عالی هستند. اغلب این برنامهها سرگرم
کننده بوده و کمک میکنند در حین یاد گرفتن گامها مغز شما فعال بماند.
برنامههای متعددی از این دست موجودند و میتوانید هر وقت خواستید آنها را
تغییر دهید. این کار به شما کمک میکند به برنامه تمرینی خود ادامه دهید.
یک
کلاس رقص نیز برای شما یک تمرین هوازی به حساب میآید اگر رقص را به
اندازه کافی قوی انجام دهید تا ضربان قلب خود را بالا ببرید. کلاسها هم
چنین فرصتهایی برای ارتباط اجتماعی نیز در اختیار شما قرار میدهند و از
این رو، مغز شما از مزیتهای تمرین هوازی و تعامل اجتماعی بهره خواهد جست.
8.تنیس و راکت بال
وقتی
ورزشی انجام میدهید که از آن لذت میبرید، به مانند تمرین به چشم
نمیآید. از این رو این ورزشها بهترین گزینه برای همه هستند. هم چنین این
دو ورزش هوازی محسوب میشوند چرا که شما را به حرکت واداشته و دست کم 30
دقیقه به طول میانجامند. به دلیل این که هم دستان و هم پاهای شما تحرک
دارند، بالا بردن ضربان قلب کار سختی نیست و شما در عین حال از این
تمرینها لذت خواهید برد.
9.زومبا
زومبا و انواع دیگر تمرین هوازی که در باشگاه انجام
میشوند – مانند اسپین و کاردیو کیک بوکسینگ – تمرین هوازی هستند و به این
ترتیب، برای سلامت قلب و مغز مفید هستند. این تمرینها هم چنین به حفظ
تناسب اندام و بهبود هماهنگی اعضای بدن کمک میکنند. اطمینان حاصل کنید که
کفش مناسب دارید و در طول کلاس آب کافی مینوشید.
10. کوهنوردی
شاید
کوهنوردی بهترین گزینه برای ماههای گرم سال باشد. این ورزش مانند بالا
رفتن از پله است چرا که معمولا دست کم مقداری خم و راست شدن را به همراه
دارد. با این حال، کوهنوردی به اندازه بالا رفتن از پله به مفاصل شما فشار
وارد نمیکند چون معمولا مقدار خم و راست شدن مفاصل در آن متغیر است و سطحی
که روی آن قدم میگذارید معمولا نرم تر میباشد.
علاوه بر این که
قلب شما وادار به پمپاژ خون میشود، کوهنوردی شما را در تماس با طبیعت قرار
میدهد – که به خودی خود برای سلامتی شما مفید است – و عضلات پا، باسن و
شکم شما را تقویت میکند. هم چنین کوهنوردی استرس فکری شما را کاهش داده و
خلق شما را بهبود میبخشد. به این ترتیب، این ورزش را هر زمان که برایتان
مقدور بود انجام دهید.
پس از هفت ماه انتظار، فتح قله های رشته کوه «هیمالیا» برای کوهنوردان امکانپذیر شد.
به گزارش کوهگرام،
دولت نپال در حالی مجوز ورود گردشگران خارجی به این کشور را صادر کرده که
با توجه به وضعیت نامطلوب گسترش ویروس کرونا در نپال، باز شدن دوباره
مرزهای این کشور به روی گردشگران خارجی انتقادهایی را به دنبال داشته است.
«نپال» خانه هشت مورد از 14 کوه بلند
جهان است که از جمله آن ها به «اورست» می توان اشاره کرد. گردشگران خارجی
منبع بزرگ درآمد «نپال» بخصوص شهر کوچک «لوکلا» محسوب می شوند.
اما با باز شدن دوباره مرزهای «نپال» به روی گردشگران خارجی شهروندان کدام کشورها اجازه ورود به این کشور را خواهند داشت؟
در حال حاضر بازگشایی دوباره مرزها با
محدودیت هایی همراه خواهد بود و امکان ورود بیشتر مختص افرادی خواهد بود که
قصد کوهنوردی در رشته کوه های این کشور را داشته باشند.
«رودا تامانگ» مدیر کل دپارتمان گردشگری
«نپال» بیان کرد: «ما قصد نداریم مرزهای کشور را به روی تمامی
بازدیدکنندگان باز کنیم و فقط کوهنوردانی که از قبل مجوز دریافت کرده باشند
می توانند وارد «نپال» شوند.»
علاونه بر ویزا، بازدیدکننگان باید از پیش
مجوز دریافت کنند، اطلاعاتی درباره برنامه سفرشان ارائه کنند، از یک همسفر
محلی کمک بگیرند و بیمه سلامتی را در اختیار داشته باشند که در صورت نیاز،
درمان های مختص ابتلا به ویروس کرونا را پوشش دهد.
همچنین گردشگران باید پیش از ترک کشورشان
نسبت به انجام آزمایش ویروس کرونا اقدام کنند و به مدت یک هفته در هتلی
واقع در «کاتماندو» در قرنطینه بمانند و برای بار دوم آزمایش کرونا را
انجام دهند و پس از تمامی این مراحل می توانند سفرشان را در پیش بگیرند.
حدود 800 هزار نفر شاغل در صنعت گردشگری
نپال تحت تاثیر توقف گردشگری این کشور قرار گرفته اند. در شرایط عادی این
افراد در فصل های بهار و پاییز درآمد کافی دارند که برای تمام سال کافی
است.
بهار فصل اصلی برای کوهنوردانی است که با
هدف فتح بلندترین قله های هیمالیا به نپال سفر می کنند و فصل پاییز فصل
محبوب کوهنوردانی است که با هدف کوهنوردی در دامنه کوه ها به این کشور سفر
کرده اند. حالا مسوولان امیدوارند با بازگشت گردشگران به نپال در فصل
پاییز، بخشی از خسارت های وارد شده به صنعت گردشگری این کشور جبران شود.
تا روز پنجم نوامبر تعداد مبتلایان به
ویروس کرونا در نپال 176.500 نفر و تعداد موارد مرگ بر اثر ابتلا به این
ویروس 974 مورد گزارش شده است. این کشور که 30 میلیون نفر جمعیت دارد با
کمبود تخت در بیمارستان ها مواجه شده و دولت از بیمارانی که علائم خفیف
ابتلا به ویروس کرونا را دارند درخواست کرده در قرنطینه خانگی بمانند.
بحران ویروس کرونا در حالی گریبانگیر
«گردشگری نپال» شد که این کشور قصد داشت شمار گردشگران این کشور را به
دوبرابر آمارهای پیشین برساند.
با توجه به اینکه ورزش شامل سفرهایی
برای بازی و رقابت در کشورهای مختلف است، بنابراین ورزش و گردشگری به هم
وابسته هستند و مکمل یکدیگرند.
رویدادهای
معروف ورزشی، مانند بازیهای المپیک یا مسابقات قهرمانی فوتبال، راگبی و
هاکی از جاذبههای موثر در گردشگری هستند و سهم بسیار مثبتی در ایجاد
تصویری از گردشگری کشور میزبان دارند.
گردشگری ورزشی چیست؟
گردشگری ورزشی به مسافرتی اطلاق میشود که
در آن مسافران برای تماشای مسابقه یا شرکت در رویداد ورزشی سفر میکنند.
بر اساس اظهارات سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)، گردشگری ورزشی، یکی از
بخشهای گردشگری در حال رشد است و رشد گردشگران در این بخش مربوط بهاین
است که یا علاقهمند به فعالیتهای ورزشی هستند و یا هدف اصلی سفر آنان
شرکت در فعالیتهای ورزشی است.
از آنجا که رویدادهای ورزشی در انواع و
اندازههای مختلف، گردشگران را بهعنوان شرکتکننده یا تماشاگر جذب میکند،
مقصد گردشگری، میتواند ویژگیهای محلی را به این رویدادها اضافه کند تا
تجربیات محلی اصیل را ارائه دهد و نسبت به بقیه متفاوت باشد. برخی
رویدادهای ورزشی مانند بازیهای المپیک و جام جهانی در صورت استفاده
موفقیتآمیز از برندهای مقصد، توسعه زیرساختها و سایر مزایای اقتصادی-
اجتماعی، میتوانند کاتالیزوری برای توسعه گردشگری باشند.
گردشگری ورزشی چه چیزی را به ارمغان میآورد؟
گردشگری میتواند در صورت توسعه و مدیریت
مناسب، به ایجاد توسعه پایدار کمک کند. گردشگری ورزشی، بهعنوان بخشی از
گردشگری، برای دستیابی به توسعه پایدار به روش متمایزی به توسعه گردشگری
کمک میکند. قدرت نسبی گردشگری ورزشی در انجام فعالیتهای بدنی، فرصتهای
تعامل و پتانسیل بالای توسعه است (رویدادهای کوچک یا فعالیتهای سبک مانند
پیادهروی).
گردشگری ورزشی، علاوه بر منافع اقتصادی در فرصتهای شغلی و درآمد و درآمد حاصل از هزینه بازدیدکننده شامل موارد ذیل است:
رقابت برای مقصد میزبان
گردشگری ورزشی میتواند با گسترش
پیشنهادها گردشگری مقصد، جذابیت و رقابت در مقصد را افزایش دهد. این موضوع
به افزایش مدت اقامت بازدیدکنندگان کمک میکند. اگر گردشگری ورزشی و
رویدادهای ورزشی، هنگامیکه منطقهای بازدید کمتری نسبت به مقصد دارد یا در
فصول خارج از اوج سفر سازماندهی شود، میتواند به پراکندگی مکانی و زمانی
گردشگری کمک کند.
ارتقاء درک متقابل
گردشگری ورزشی باعث رویایی با افرادی
میشود که پیشینه فرهنگی متنوعی از سراسر جهان دارند و از طریق فعالیتهای
ورزشی با یکدیگر تعامل برقرار میکنند. این مورد باعث ایجاد دوستی و درک
متقابل میشود و بنیان جوامع صلحآمیز خواهد بود. همچنین از طریق ورزش و
سایر فعالیتها، به افراد محلی و بازدیدکنندگان کمک میکند تا روابط
دوستانه برقرار کنند.
افزایش آگاهی و تشویق به حفظ محیطزیست
گردشگری ورزشی مبتنی بر طبیعت، فرصتهایی
برای تجربه مستقیم و لذت بردن از طبیعت فراهم میکند، اما بیشتر به وجود
منابع طبیعی متکی است. گرم شدن زمین، تاثیرات منفی بر گردشگری ورزشی
زمستانی دارد. از دست دادن تنوع زیستی بر غواصی تاثیر دارد و از دست دادن
جانوران و گیاهان، لذت پیادهروی و کوهنوردی بر روی آنها را کاهش میدهد.
گردشگری ورزشی با ارتباط نزدیک با محیط طبیعی، میتواند نقش مهمی در افزایش
آگاهی از ارزش و اهمیت حفاظت از طبیعت و تشویق اقدامات حفظ محیطزیست در
میان مسافران، افراد محلی و صنعت گردشگری داشته باشد.
برای توسعه موثر گردشگری ورزشی، چه مقصدی باید در نظر گرفته شود؟
زمانی که رویداد ورزشی برنامهریزی
میشود، نوع و اندازه آن باید متناسب با ظرفیت و ویژگیهای مقصد باشد.
همچنین مسئولین، باید زمان و مکان برگزاری یک رویداد ورزشی را متناسب با
اهداف آن در نظر بگیرند. بهمنظور تشخیص این رویداد از سایر موارد مهم است
که ویژگیهای محلی به آنها اضافه شود، برای مثال، مقاصد میتوانند
فعالیتهای ورزشی را بافرهنگ محلی و غذا ترکیب کرده و به گردشگران فرصتی
برای تعامل با افراد محلی ارائه دهند.
علاوه بر این، مدیریت مقصد ممکن است
مشوقهایی مانند کوپن و برگههای تخفیف ارائه کند تا شرکتکنندگان در
فروشگاههای محلی، رستورانها و سایر خدمات بیشتر هزینه کنند. رویدادهای
ورزشی فرصت خوبی برای ارتقاء مقصد از طریق رسانههاست و فعالیتهای روابط
عمومی آنها باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد. اگر این رویدادها بهطور منظم
برگزار شود، دستیابی به تاثیرات مثبت طولانیمدت امکانپذیر است.
ایمنی
هرچه گردشگری ورزشی توسعه یابد، ایمنی،
اهمیت بیشتری خواهد داشت. فعالیتهای ورزشی، باید با حداقل خطر برنامهریزی
شوند و شرکتکنندگان باید از موارد خطرساز و ایمنی آگاهی داشته باشند تا
با رضایت وارد این حیطه شوند. مربیان و راهنمایان باید آموزشهای لازم را
فراگیرند تا در مواقع اضطراری بدانند، چگونه عمل کنند و بازدیدکنندگان،
کارکنان و مشاغل نیز باید بیمه شوند.
مشارکت و همکاری
برای توسعه موفقیتآمیز گردشگری ورزشی،
نیاز به همکاری نزدیک بین ذینفعان ورزش (ازجمله کمیسیون ورزش) و بخشهای
گردشگری (ازجمله بخشهای خصوصی و دولتی) است. همچنین، مشارکت برای گردشگری
ورزشی برای بهرهمندی از مقصد و همچنین افزایش رفاه افراد محلی و محرومان
بسیار مهم است. درگیر کردن افراد محلی، به روشهای مختلف اهمیت بسیاری دارد
زیرا میتواند در جهت توسعه گردشگری و بهبود کیفیت زندگی باشد.
حمایت از افراد محلی
استخدام افراد محلی، تشویق کارآفرینان
محلی و استفاده از محصولات محلی کمک میکند تضعیف اقتصادی را به حداقل و
منافع محلی را به حداکثر رساندند. کارکنان برای گردشگری ورزشی (مربی و
راهنما)، باید مهارتهای ویژهای داشته باشند؛ بنابراین، باید فرصتهای
آموزشی برای افراد محلی فراهم شود. فرصتهای شغلی جدید یا توسعهیافته
گردشگری ورزشی بنگاههای کوچک و بزرگ محلی تحقق یابد و ارائه مشاوره و
سرمایهگذاری اندک برای آنها ضروری است.
به کارگیری فناوری
گردشگری ورزشی باید از جدیدترین فناوری و
نوآوری مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت افزوده (AR) یا واقعیت مجازی (VR)
استفاده کند تا تجربههای گردشگری ورزشی را هیجانانگیزتر کند. گوگل
استادیا (سرویس اشتراکی بازی ابری) هوشمند سازی را با استفاده از
برنامههای و دستگاههای پوشیدنی برای بهبود راحتی مخاطب شروع کرده است.
رویدادهای ورزشی و موزهها، میتوانند با کمک فناوری، تجربه بازدیدکنندگان
را افزایش دهند. همچنین انتظار میرود که نوآوری چرخدندههای جدیدی برای
معلولان ایجاد کند تا از فعالیتهای ورزشی لذت ببرند.
تلفیق گردشگری ورزشی با سایر منابع گردشگری
گردشگران ورزشی در طول اقامت در مقصد
تمایل دارند، جاذبههای دیگری را نیز تجربه کنند. شرکتکنندگان در یک
رویداد ورزشی بهویژه مسابقات غیررقابتی از فرصت این رویداد، برای کشف سایر
جاذبههای گردشگری مقصد استفاده میکنند؛ بنابراین، مهم است که گردشگری
ورزشی را با سایر منابع گردشگری ترکیب کرده و آنها را باهم ارائه دهیم تا
به تفاوتهای مقصد از سایر مقاصد کمک کند و بهطورکلی منافع بیشتری را به
همراه داشته باشد.
Sport Tourism and Sustainable Development Goals SDGs
Tourism can contribute to sustainable development and the achievement of the 17 Sustainable Development Goals (SDGs) if properly
developed and managed. As a segment of tourism, sport tourism also helps
achieve sustainable development in a distinct way stemming from
its characteristics. This article illustrates how sport tourism can
contribute to these goals and what needs to be considered when
developing
sport tourism to realize its contribution to sustainable development.
The comparative strength of sport tourism
lies in (1) engagement in physical activities, (2) opportunities for
interactions, and (3) high
development potential almost anywhere (small events or light activities
like walking in particular). Thanks to these characteristics, sport
tourism
can play an important role in achieving various SDGs if developed with consideration of SDGs.
Sport Tourism and Sustainable Development Goals – SDGs