عصر جدیدی از شهرت در سنگنوردی فرا رسیده است. پس از ظهور پیشگامان این
رشته در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، هیپی های سنگنورد در سالهای ۱۹۷۰ و سپس حرفه
ای هایی که حامیان مالی داشتند، در سالهای ۸۰ و ۹۰ میلادی ظهور کردند.
امروزه سنگنوردی از هر زمان دیگری در گذشته عمومی تر شده است و موج جدیدی
از صعودکننده ها در حال الهام بخشی به دیگران هستند. با وجود سبک ها و
سلیقه های مختلف در این رشته، انتخاب بهترین سنگنوردان جهان آسان نیست. اما
در ادامه لیست ارایه شده است که ترکیبی از بعضی از بهترین ها در آن قرار
دارد. تمرین کنید، شاید این لیست منتظر نام شما باشد.
آشنایی با بهترین سنگنوردان جهان
آدام اوندرا
تولد: ۵ فوریه ۱۹۹۳
محل تولد: برنو، جمهوری چک.
تخصص: سنگنوردی اسپرت، بولدرینگ.
مهمترین صعود: مسیر سایلنس (درجه ۹c) نروژ، فلاتانگر، یکی از سختترین مسیرهای طبیعی صعود شده تا امروز.
توانایی منحصر به فرد اوندرا در صرفه جویی انرژی و مدیریت تنفس – که
شامل فریاد زدن روی سنگ در حال صعود میشود. – است که او را در بین بهترین
سنگنوردان جهان قرار می دهد. هنگام صعود ضربان وی پایین می رود نه بالا!
با
قد ۱۹۰ سانتی متر. دستان او به قدرت بقیه سنگنوردان برجسته نیست، اما
توانایی جابه جایی در عضلات لگن باعث شده که بتواند وزن بیشتری روی پاها
بیاندازد و مرکز ثقلش را به دیواره نزدیک تر کند. این کار باعث شده که
انرژی بیشتری ذخیره کرده و مانند یک ماشین صعود کند.
گاهی
اوقات تقریبا احساس می کنم که انگار یک اسباب بازی لوگو هستم، حرکات دست و
پاهایم توسط شخص دیگری انجام میشود و من فقط از دور آن را تماشا می کنم.
آدام اوندرا
کریس شارما
تولد: ۲۳ آوریل ۱۹۸۱.
محل تولد: سانتا کروز، کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: سنگنوردی اسپرت، دیپ واتر سولو (سنگنوردی آزاد بر فراز آبهای عمیق)
بهترین
صعودها: ال پونتاس/آلاشا در مالورکا، اسپانیا – یکی از سختترین مسیرهای
دیپ واتر سولوی صعود شده (۲۰۰۷-۲۰۱۷) لادورا دورا در اولیانا، اسپانیا – ۵.۱۵c
برای کریس شارما، سنگنوردی یعنی رسیدن به مرز نهایی. نهایت کاری که در
صعود می تواند انجام دهد. به غیر از آدام اوندرا او تنها فردی است که تا
امروز مسیر لادورا دورا را صعود کرده. علی رغم اینکه بخشی از “نسل سالن
سنگنوردی” است، کریس ترجیح میدهد که در مسیر صعود و بیرون زندگی کردن را
یاد بگیرد و تجربه کند.
ماهیت
سنگنوردی این است که بفهمم تا کجا می توانم خودم را تحت فشار قرار دهم،
داشتن آزادی و خلوص از تجهیزات و یافتن حد نهایی که می توانم به آن دست
یابم.
کریس شارما
آلکس هانولد
تولد: ۱۷ آگوست، ۱۹۸۵.
محل تولد: ساکرامنتو، کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: صعود سرعتی، صعود انفرادی.
مهمترین صعود: مسیر فری رایدر در یوسه میتی، اولین صعود آزاد انفرادی در ال کاپیتان (۲۰۱۷)
شاهکارهای دیدنی هانولد از
طریق آموزش منظم، آمادگی متمرکز، سازگاری و ذهنیتی خاص ایجاد شده است. او
حرکات را تجسم کرده و آنها را به خاطر می سپارد تا اعتماد به نفسش زیاد
شود. درون مغزش از موقعیت های خطرناک عبور میکند تا منطقه آسایش خود را
گسترش دهد. سرعت یکی از عناصر فعالیت اوست.
من
در واقع سریع صعود نمی کنم، بلکه فقط خسته نمیشوم و بنابراین سرعتم کم
نمیشود. با نزدیک شدن به محدودیتهای فیزیکیتان ارتقا دادن آنها سختتر می
شود. و نیاز به فداکاری و تمرکز هم بیشتر خواهد بود.
آلکس هانولد
آشیما شیرایشی
تولد: ۳ آوریل، ۲۰۰۱.
محل تولد: نیویورک، امریکا.
تخصص: صعود اسپرت.
مهمترین
صعودها: ذهنتو باز کن ( Open Your Mind Direct ) و سیوداد د دیوس در
اسپانیا/ جوانترین سنگنورد صعود کننده در درجه ۹a/9a+ سال ۲۰۱۵.
شیرایشی تنها قدری از ۱۵۰ سانتی متر بلندتر است، با این قد کوتاه انجام
حرکات بلند چالشی خواهد بود، اما قدرت نسبی بالای او، چابکی دینامیک و
انگشتان قوی به وی اجازه می دهد تا با شتاب مانند یک عنکبوت روی صخره ها
صعود کند.
او بولدر را در هفت سالگی و روی سنگهای سنترال پارک آغاز
کرد. او یک برنامه تمرینی سخت دارد و از یک تکنیک منحصر به فرد ذهن که از
رقص باتوه (هنر تجربی نمایشی که توسط پدرش انجام میشود) استفاده میکند. او
می گوید راز مخفیش لذت بردن است.
اگر
از یادتان برود که باید لذت ببرید، دچار استرس خواهید شد و به خودتان شک
می کنید. من می خواهم کمک کنم تا دیگران را تشویق نمایم، آنچه را دوست
دارند انجام بدهند و واقعا برای آن تلاش کنند.
آشیما شیرایشی
آلکس مگس
تولد: ۱۲ آگوست، ۱۹۹۳.
محل تولد: آلمان.
تخصص: صعود اسپرت/ بولدرینگ.
مهمترین صعودها: استادو کریتیکو در اسپانیا، سختترین مسیر صعود شده آنسایت تا امروز. (۲۰۱۳). صعود تا درجه ۵.۱۵d
مگوس توانایی شگفت انگیزی در صعود مسیرهای دشوار در حداقل زمان، با صعود
آنسایت یا تلاش در کوتاه ترین زمان ممکن برای صعود مسیر دارد. او به طور
ویژه ای روی تمرین و تکنیک تمرکز میکند. اما رویکرد یک بار صعود است که او
را در بین بهترین سنگنوردان جهان قرار داد.
او دارای قدرت انگشتان
باورنکردنی و ظرفیت بی هوازی بالا برای عملکرد عالی در بازه های کوتاه مدت
است. به علاوه سریع حرکت کردن باعث میش ود که در دام جزییات گیر نکند و به
خوبی می داند که چطور حرکات از پیش تمرین شده را در صعود استفاده کند.
دلیل اصلی شکست این نیست که مسیر لغزنده است، یا اینکه هوا گرم است یا ….، فقط به دلیل است که شما خیلی ضعیف بودید.
آلکس مگوس
آلین روبرت
تولد: ۷ آگوست، ۱۹۶۲.
محل تولد: فرانسه.
تخصص: صعود آزاد شهری.
مهمترین صعود: صعود از برج الخلیفه در دوبی- اولین صعود بلندترین ساختمان جهان در سال ۲۰۱۱.
روبرت با شهرت اسپایدر من یا مرد عنکبوتی شناخته میشود. که البته بیشتر
این شهرت هم به دلیل صعود آزاد غیرقانونی از بلندترین ساختمان های جهان
ایجاد شده است. مهارت وی را نمی توان به آسانی با مهارت سایر نفرات لیست
بهترین سنگنوردان جهان مقایسه کرد. اما بیایید به فلسفه سنگنوردی احترام
بگذاریم و آنرا به عنوان یک شکل خاص از آشوب بنگریم. صعود آلن روبرت از برج
های بلند جهان در هر صورت کاری نیست که هر کسی یا حتی هر سنگنورد برتری
بتواند انجام دهد.
آلین به طور معمول از تکنیک های مسیرخوانی در صعود
سنگنوردی استفاده می کند. او بیش از یک صد آسمانخراش از جمله برجهای
پتروناس مالزی، برج ایفل و برج الخلیفه را صعود کرده است.
وقتی
به صعود آزاد انفرادی می روم، احساساتم را پیدا میکنم. خلوتی سعادت آمیز و
آمیخته با نشاط از گرفتار شدن در مکانی بین مرگ و زندگی.
آلین روبرت
ساشا دی جولیان Sasha DiGiulian
تولد: ۲۳ اکتبر، ۱۹۹۲.
محل تولد: ویرجینیا، امریکا.
تخصص: صعود اسپرت/ صعود چند طوله.
مهمترین صعودها: مورا مورا در ماداگاسکار- اولین صعود یک زن و دومین صعود طبیعی مسیر(۲۰۱۷).
جثه کوچک ساشا یک مزیت بزرگ در صعودهای شیب دار است و برای استفاده
بیشتر از آن، تمرکز خود را روی تکنیکهای دینامیک قرار می دهد. با انجام
قدرتمند حرکات بزرگ و توجه زیاد به تکنیک پا و موقعیت بدن و البته مثبت
بودن.
او سرسختانه و بدون تسلیم شدن تمرین می کند و با شش روش شامل:
سرمادرمانی، ماساژ گراستون، سوزن خشک، سونا مادون قرمز، فوم رولرینگ و
استراحت ساده بدنش را ریکاوری می نماید.
من به طور کلی خوشبین هستم. حتی اگر در حال سقوط باشم. روزهای اندکی هستند که منفی هستم. همه اینها فقط باید بر اساس لذت بردن باشد.
ساشا دی جولیان
دنیل وودز
متولد: ۱ آگوست، ۱۹۸۹.
محل تولد: ریچاردسون، امریکا.
تخصص: بولدرینگ.
صعود بزرگ: اولین صعود سختترین مسیر بولدرینگ جهان. سال ۲۰۱۶.
وودز اعتراف می کند که در مورد سنگنوردی کاملاً وسواس دارد و این همان
کمال گرایی است که او را به سنگ میرساند و مسیرهای با درجه V15 (دومین درجه
سختی مورد تأیید) را بیش از هر کس در جهان صعود کند.
من
فکر می کنم برای انجام یک کار درجه یک ، شما باید به سمت دیگری از خود
ضربه بزنید و برای انجام آن باید در مورد آن وسواس پیدا کنید.
دنیل وودز
تامی کالدول
متولد: ۱۱ آگوست، ۱۹۷۸.
محل تولد: کلورادو، امریکا.
تخصص: دیواره نوردی.
صعود بزرگ: داون وال(دیواره طلوع) در یوسه میتی- اولین صعود آزاد این مسیر فوق چالشی..
تامی یک
سوپر استار واقعی در دنیای سنگنوردی است که به حق در میان بهترین
سنگنوردان جهان جای دارد. او با وجود داستان زندگی پرفراز و نشیبش که شامل
آدم ربایی، قطع شدن یک انگشت، طلاق و…میشود، هنوز هم در بالای این بازی
قرار دارد.
عزم و اراده تامی برای غلبه به انگشت قطع شده اش او را به
یک اسطوره در دیواره نوردی تبدیل کرده است. همچنین رویکرد علمی وی به
تمرین سالنی وی را در این جایگاه نگه داشته. او و آلکس هانولد رکورد صعود
سریع به مسیر دماغه در ال کاپیتان در ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه و ۱۵ ثانیه ثبت
کردند.
من اعتقاد دارم، موفقیت
هایی که داشتم در درجه اول از توانایی طبیعی حاصل نمیشود. من از نظر ژنتیکی
مناسب سنگنوردی هستم اما انگیزه و نگرش ارزش بیشتری دارد.
تامی کالدول
آنگی ایتر
تولد: ۲۷ ژانویه، ۱۹۹۸.
محل تولد: اتریش.
تخصص: صعود اسپرت.
صعود مهم: لاپلانتا د شیوا در اسپانیا. یکی از سختترین صعودهای انجام شده توسط یک زن.(۲۰۱۷)
ایتر چهار بار قهرمان سنگنوردی داخل سالن جهان شده است و این توانایی و
تجربه را به طبیعت برد. او با تلاش بسیار زیاد خودش را به بالاترین سطح
رسانید.
او با دو بار شکست در لاپلانتا در سال ۲۰۱۵، مصمم بود که این
مسیر را به پایان برساند. سپس ۷ بار قسمت های مختلف را امتحان کرد. نمونه
های دقیقی از گیره ها و حرکات در دیواره خانگی ساخت و فیلمهای آدام اوندرا
در مسیر را بارها پیش از صعود موفق آن دید. سرانجام در ۲۰۱۷ توانست این
مسیر را صعود کند.
شما باید بتوانید در یک لحظه خاص عملکردی عالی ارایه دهید و مسابقات این کار را به کمال به شما می آموزد.
آنگی ایتر
جیم رینولدز
تولد: ۱۹۹۵.
محل تولد: کالیفرنیا، امریکا.
تخصص: فری سولو، سرعتی.
صعود مهم: صعود سرعتی مسیر دماغه(۲۰۱۷) مسیر آفانسیف در سره فیتزروی در پاتاگونیا. اولین صعود و فرود فری سولوی مسیر (۲۰۱۹)
رینولد به عنوان اسب سیاه سنگنوردی توصیف میشود. او رزومه چشم گیری در یوسه میتی ایجاد کرد. سپس به سراغ صعود انفرادی فیتزروی رفت.
این
دانش آموخته رشته بازرگانی، قبل از اینکه پا به دنیای دیواره ها بگذارد
بیشتر به خاطر سرگرمی های التقاطی مانند بازی فلزات سنگین روی یک ماندولین
معروف بود…وی می گوید بخشی از این کار به او کمک کرده است تا از نظر روحی و
جسمی نظم یابد.
صعود آزاد
انفرادی، یک چیز روحانی و شخصی است. این یک نعمت و نفرین است. من خوشبختم
چون در این کار مهارت دارم، اما این یک نفرین است زیرا شما می دانید که می
تواند به افرادی که دوستشان دارید صدمه بزند.
جیم رینولدز
نکات مهم درباره لیست بهترین سنگنوردان جهان
لیست بهترین سنگنوردان جهان در اینجا از دیدگاه وب سایت ردبول می باشد. مطمئنا لیستهای دیگری توسط سایر منابع نیز مطرح شده اند.
بسیاری
از فعالیتهایی که دربالا ذکر شد، در بین ورزشهای اکستریم قرار دارند و
بسیار خطرناک هستند. به هیچ عنوان بدون سالها تجربه و تمرین و به سراغ
امتحان آنها نروید.
مصاحبه با رینهولد مسنر توسط اش روتن از اکسپلورر وب انجام گرفت و در ۱۶
نوامبر ۲۰۲۰ روی اینترنت منتشر شد. این مصاحبه توسط موج کوه به فارسی
بازگردانده شده است:
همانطور که شماره را می گیرم ، نفس تندی می کشم.
من مشتاق استفاده از این فرصت هستم. شک دوباره چنین فرصتی پیش بیاید. لحظه
ای بعد ، من در حال گپ زدن با رینولد مسنر هستم – اولین نفری که از ۱۴ قله
بلند جهان صعود می کند ، و اولین نفری است که بدون اکسیژن در بالای اورست
ایستاده است. عبور از قطب جنوب ، صحرای گوبی و پیاده روی در تبت را نیز
فراموش نکنید. اما این چیزی نیست که او به من می گوید. او می گوید: “من فکر
نمی کنم که من یک انسان خاص هستم و فکر نمی کنم من مناسب ترین فرد برای
انجام ماجراهای بزرگ یا در ارتفاع باشم.”
من این تماس را با مسنر
تنظیم کردم تا از فلسفه او در مورد ماجراجویی و صعود، و چگونگی آمادگی برای
آنها مطلع شوم. این بخشی از یک پروژه بلند مدت است که در آن من با افرادی
صحبت می کنم که در محیط های قطبی ، اقیانوس ، صحرا و کوهستان عالی عمل کرده
اند.
آمادگی ذهنی مهمتر از آمادگی بدنی
همانطور که شروع می کنیم ، مسنر می گوید ، “من فکر می کنم رویکرد ذهنی
مهمتر از رویکرد جسمی است ، به ویژه برای این ماجراهای اکتسریم.” بنابراین
قبل از بحث کمی بیشتر روی موضوع آماده سازی ذهنی تمرکز میکنم.
“همه
ما بیشتر و بیشتر با چالش هایمان در حال شناخته شدن هستیم ، بنابراین به
تصاویر نگاه می کنیم ، تاریخ را مطالعه می کنیم ، به وضعیت موسمی می رویم ،
شاید در آن دوره یک موسمی وجود دارد و ما آنجا هستیم. اگر پیش از این
آماده نباشم هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. واضح است که ، از نظر جسمی ، می
توانید کوه ها را بدوید ، مانند من و پیتر هابلر ، ما در کوهستان های
سربالایی و شیب دار برای تمرین دادن عضلات قلب و ریه ها و غیره می دویدیم.
اما ، شناخت کارهایی که باید انجام میدادیم بسیار مهمتر بود. “
مانند
بسیاری از کوهنوردان موفق ، واضح است که مسنر به جزییات و برنامه ریزی به
صعودهای خود نزدیک شد ، اما او از این پیش می رود و به تاریخ مراجعه میکند
تا سرنخ های گذشته را پیدا کند.
“تمام رویاهای من ، همه اعزامهایی که
انجام دادم ، تمام صعودهایی که انجام دادم و همه موارد دیگر ، بر اساس هر
آنچه که قبلا اتفاق افتاده بود ساخته شده بود. قبل از عبور از قطب جنوب ،
من همه سفرهای شاکلتون ، همچنین آموندسن ، اسکات و غیره را مطالعه کردم ،
بنابراین قبل از رفتن به آنجا امکان بسیار خوبی برای حضور در آنجا داشتم. “
غریزه فعال
درک
نحوه “زندگی” اکسپدیشنهای گذشته به عنوان آماده سازی یک چیز است ، اما من
تعجب کردم که چگونه مسنر موفق شد برنامه های خود را در محیط های فوق العاده
و غیرقابل کنترل عملی کند. بسیاری از همرزمان او در ارتفاع زیاد در اوج
زندگی درگذشتند. آیا او مهارتهای ذهنی خاصی پیدا کرده است؟
“من
واقعاً خوش شانس بودم. من این را خیلی دیرتر فهمیدم که بین سال پنجم و
پانزدهم زندگی ام بسیاری از صعودهای سطح آسان و متوسط را انجام داده بودم،
بنابراین یک غریزه ظاهر شد ، یک غریزه با طبیعت و با محیط وحشی. من بهترین
کوهنورد نبودم، اما حس قوی داشتم که به کجا باید بروم ، مسیر کجا بود ، وزن
باد چقدر است ، سنگ های سست کجا و سنگ های خوب کجا هستند؟ همه این غرایز
در وجود من و بدون یادگیری عینیت پیدا کرده بود. من این را ده ها سال بعد و
پس از تعداد زیادی صعود و ماجراجویی متوجه شدم. “
این آگاهی بیشتر ، چه آموختنی و چه ذاتی ، به خوبی به خدمت مسنر در طول حرفه کوهنوردی اش درآمده بود.
“من
فکر می کنم که این غریزه بود که نشانه ها را به من میداد تا بگویم:” اکنون
زمان بازگشت ، ترک برنامه است. این خیلی خطرناک است ، خیلی دشوار است ،
شاید چیزی به طور کامل و درست در صعود یا برنامه سازماندهی نشده باشد. ”
تصمیم برای رفتن بیشتر یا بازگشت خیلی سریع در برنامه های من رخ داد ، بدون
محاسبه ، فکر نکردن ، “این خوب پیش می رود ، این اشتباه است ،” بنابراین
در پایان ، من جلوتر می روم ، یا باز میگشتم. این غریزی بود. “
شکست به عنوان قسمتی از سرنوشت
و
البته ، با داشتن غریزه ای برای حفظ امنیت فرد ، بازگشت یا شکست اجتناب
ناپذیر است ، چیزی که به نظر می رسد مسنر از آن گریزان نیست.
“حداقل
در یک سوم برنامه هایم شکست خوردم. من بارها شکست خورده ام. مردم همیشه می
گویند من این همه موفقیت داشته ام ، اما شکست های زیادی داشته ام. هنگامی
که می خواستم از سیبری به کانادا بروم ، در قطب شمال شکست خوردم. من در قله
های ۸۰۰۰ متری ۱۳ بار ناکام ماندم. من بارها شکست خورده ام. من کوهنوردی
با بیشترین شکست در زندگی هستم. “
در حالی که شکست برای هر ورزشکار
نخبه یک قسمت اجتناب ناپذیر و دردناک از عملکرد است. اما جنبه ناراحت کننده
دیگری که برای کوهنوردان وجود دارد رنج جسمی است؟ در طول ۱۲ ماه گذشته ،
من با کسانی که اولین صعودهای هیمالیا ، رکوردشکن های مسافرت های قطبی ،
دوندگان فوق ماراتن و صحرانوردان پیشگام صحبت کرده ام. یک موضوع مشترک که
همیشه به نظر می رسد رنج است. برای بعضی از افراد ، این بخشی از جذابیت
برای ورزش آنها است و بخشی از یک هویت است. به نظر می رسد برای دیگران
مانند مسنر ، رنج جسمی محصول جانبی تأسف آوری است که باید تحمل شود.
رنج به عنوان بخش گریز ناپذیر
“رنج پیشران من در ورزش نبود، اما درد بخشی از بازی است. به خصوص اگر به
ارتفاع زیادی می روید. ریه ها آسیب می بینند ، سر درد می گیرد ، عضلات درد
می کنند … من به دنبال آن نیستم اما فقط می دانم که این اتفاق می افتد. من
تجربیات خود را در دولومیت ها و کوه های آلپ و بعد از آن در آند داشتم و
هرچه بالاتر می رفتم ، بیشتر از درد آگاهی پیدا میکردم. تحمل آن دشوار است،
اما اگر تحمل آن را نداشته باشم ، نمی توانم این کارها را انجام دهم.
بنابراین ، یاد گرفتم که آرام آرام کنار بیایم و آن را بپذیرم. اما برای
داشتن این دردها به مکان های بلند نرفتم. من مایل بودم به مکانهای بلند
بروم و مجبور شدم این واقعیت را بپذیرم که دردناک است. “
این fun نیست.
“اگر
نسل جوان می گویند این همه سرگرم کننده یا fun است ، من باور نمی کنم. این
فقط کلمه ای است که آنها استفاده می کنند زیرا همه امروز از این کلمه
استفاده می کنند و همه چیز باید سرگرم کننده باشد. قرار دادن دست در یک
شکاف و لاخ کردن آن برای صعود سرگرم کننده نیست. در ۴۰ درجه زیر صفر در
نزدیکی قله اورست بدون ماسک اکسیژن و داشتن این هوای سرد به طور مستقیم در
ریه ها سرگرم کننده نیست. وجود برف تا زانو و ادامه دادن به صعود روی زانو و
آرنج در شیب تند کوهستان سرگرم کننده نیست. “
من فکر کردم که آیا این رابطه با درد با گذشت زمان برای مسنر تغییر کرده است؟ آیا توانایی تحمل رنج او کاهش یافته است؟
“کوهنوردی
سطح بالا یک بازی درد است و هرچه سنم بالاتر می رود ، کمتر و کمتر می
توانم از این دردها پشتیبانی کنم. در سالهای جوانی قدرتم را برای سنگ نوردی
از دست دادم. من همچنین چابکی خود را برای سنگنوردی از دست دادم ، زیرا
انگشتان پا را از دست داده بودم. بنابراین سنگ نوردی و تمرینات ویژه آنرا
نمی توانستم انجام دهم. برای مدت طولانی ، من توانایی جسمی خوبی داشتم که
فقط با کمی غذا به نتایج بزرگ دست پیدا کنم. من می توانستم سرما را تحمل
کنم. همه چیز را تحمل می کردم … در قطب جنوب این کار راحت نیست ، بعد از یک
روز کشیدن سورتمه ، خوردن غذای نیمه یخ زده و خزیدن درون چادر ، اما به هر
حال … ”
“هر بالارفتن سن ، آخرین چیزی که از دست میدادم توانایی
تحمل درد بود. در سن ۴۵ سالگی بیشتر از ۲۰ سالگی میتوانستم رنج را تحمل
کنم. اما اکنون ترجیح می دهم مثل یک مرد و نه حیوان به حمام بروم. “
چرا باید این کار را انجام داد؟
اگر
کوهنوردی در ارتفاع بالا شامل مبارزه جسمی و خطر بالایی است ، چرا باید
این کار را انجام داد؟ جرات کردم کلیشه ای ترین سوالات را بپرسم – چرا؟
خوشبختانه من بخشیده شدم. چرا که مسنر از فلسفه کوهنوردی خود رنج می برد.
“من
در فعالیت خود، یک بیان فرهنگی یا یک مسئله فرهنگی می بینم و نه یک مسئله
ورزشی. بنابراین ، یک تاریخچه و فلسفه ای در مورد مومری ، مالوری ، شیپتون …
من در مورد چند ماجراجوی بریتانیایی صحبت می کنم ، آنها پایگاه من را برای
ایجاد چالش هایم را فراهم می کنند. من تمام چیزهایم را بر اساس آنچه که
قبلاً اتفاق افتاد، بر اساس فلسفه آنها بنا نهادم … سبک من در کوهستان
پیروی از یک سنت خاص است ، و فکر می کنم که این سنت کوهنوردی چیز خاصی
نیست. هیچ قانونی وجود ندارد. هیچ درست و غلطی وجود ندارد. این فقط بر اساس
فلسفه و تاریخ است. قسمتی از تاریخچه و فلسفه همان چیزی است که به ما جهت
صحیحی برای انجام آلپینیسم سنتی داده است.”
“می دانید ، چیز دیگری در
جریان است. زیرا ۹۰ درصد سنگنوردان به یک سالن سنگنوردی می روند و ورزش می
کنند. این هیچ ارتباطی با آلپینیسم ندارد. این یک ورزش عالی است ، آنها
مسابقات را انجام می دهند ، این در بازی های المپیک خواهد بود. صعود روی
گیره های مصنوعی”
توریسم یا کوهنوردی
“آنچه در اورست اتفاق
می افتد توریسم خالص است. این کوه برای گردشگران آماده شده است و آنها
هزینه های زیادی را برای استفاده از زیرساخت های ساخته شده توسط شرپاها
برای رفتن به قله می پردازند. این نیز اشکالی ندارد ، گردشگری مشکلی ندارد ،
ما مردم آلپ زندگی می کنیم زیرا گردشگری زیادی وجود دارد. اکنون شرپاها و
خانواده های شرپا نیز می توانند از این نوع گردشگری امرار معاش کنند. “
بعلاوه
، قدردانی شدید وی از تاریخ کوهنوردی تعجب آور نیست. با توجه به اینکه وی
مجموعه ای از شش موزه کوهستانی را در شمال ایتالیا ایجاد و تأمین مالی کرده
است. این قدردانی چیزی است که عامل محرکه همه سفرهای مسنر میباشد. مسنر که
دهه هفتم خود را پشت سر می گذارد، باید با زندگی در ماجراهای گذشته کنار
بیاید.
“من کتابی در مورد فرانک وایلد ، که دست راست شکلتون در سفر
استقامتی دراماتیک در قطب جنوب بود ، خریداری کردم. آنچه من در این مورد
فکر می کنم این است که برای من ، این کاملاً شبیه رفتن به این اعزام است.
من در خانه نشسته ام اما در تصاویر ذهنی ام در قطب جنوب هستم. انگار با
فرانک وایلد صحبت می کنم و او را می شناسم. من می توانم او را بشناسم ،
زیرا برای من ، این تاریخچه ، داستان های قدیمی ، حداقل به اندازه تلاشهای
خودم مهم هستند. “
پس از چند دقیقه مکالمه ، من چیزهای زیادی در مورد
آمادگی مسنر ، توانایی ذهنی ، غریزه کوهستان ، توانایی تحمل رنج و احترام
به پیشگامان اولیه و پیشکسوتان یاد گرفته بودم. اما این آخرین نکته بود که
وی با بیشترین اشتیاق درباره آن صحبت کرد. روایت هایی که پیش از این ساخته
شده اند ، همان چیزی است که این انسان را به سمت مناطق شدید سیاره ما سوق
داده است تا ماجراجویی جدی و اکتشافی را انجام دهد – چیزی که مسنر بارها به
آن منتقل کرده است.
ایستاده بر شانه غولها : احترام به تاریخ و پیشکوستان
لئو
دیکینسون ، کارگردان مستند Everest Unmasked ، در مورد اولین صعود بدون
اکسیژن به اورست ، یک بار گفت: “مسنر مشتاق ترین انسانی است که من تاکنون
روی کره زمین دیده ام.” شاید ماهیت آنچه رینولد مسنر را به ارتفاعات و عرض
های جغرافیایی نهایی سوق داده است حداقل تا حدی درک عمیق از بافت تاریخی
ماجراجویی باشد.
“تمام فعالیت های من ، به ویژه کارهایی که با
مسیرهای جدید و سبک های جدید در کوه های مرتفع انجام می دهم ، براساس تاریخ
است. بنابراین ، من کل روایت را در خود دارم و از روایت آنچه در قرن ها
قبل از زمان فعال من اتفاق افتاده است ، برنامه های جدید من ، جاه طلبی ها و
چالش هایی است که سعی کردم آنها را برآورده کنم. “
منتقدان مسنر
اغلب او را به غرور غیرضروری متهم میکنند، اما او یک فلسفه دارد که در یک
جمله به خوبی میتوان آنرا تشریح کرد: ایستاده بر شانه غولها
ایستاده
بر شانه غولها جمله مشهور از اینشتین است. غولهای این فیزیکدان برجسته
اسحاق نیوتون و ارشمیدس بودند. زمانی دنیا را بهتر می بینی که بر شانه
غولهای بایستی….
اصل مقاله در نشریه UK Climbing منتشر شده است.
پانویس در رابطه با مصاحبه با رینهولد مسنر
به
حق باید گفت که هر موفقیتی به دلیل یک نظریه درست ایجاد میشود. اعتراف
میکنم که دیدگاه مسنر درباره صعود با واقعیتی که جاریست شباهت زیادی دارد.
در واقع کوهنوردی یک تاریخ شفاهی و کتبی است. صعودهای انجام شده در گذشته،
اولین صعودها، مسیرهای صعود شده، رکوردهای پیشکسوتان و هر آنچه در زمان
پابرجا مانده است بعلاوه فن کوهنوردی و صعود چیزی جز تاریخ نیست. و کسی
میتواند تاریخ را به جلو ببرد که به خوبی آنرا بداند.
آمارهای مربوط به بیماری آلزایمر
و زوال عقل نگران کننده هستند. انجمن بین المللی آلزایمر گزارش کرده که
هر سه ثانیه یک نفر در جهان به زوال عقل مبتلا میشود. در سال 2015، برآورد
میشد که 46.8 میلیون نفر در جهان با زوال عقل دست به گریبان هستند که تا
سال 2017 این برآورد به نزدیک 50 میلیون نفر رسید. در سال 2030، انتظار
میرود این حدود 75 میلیون نفر را درگیر نماید.
خبر خوب این که ما در
حال یافتن عادتهایی در سبک زندگی هستیم که میتوانند به کاهش ریسک کاهش
قدرت تشخیص کمک بیماری نمایند. شما شاید حالا نیز به صورت روزانه جدول حل
کنید و یا مکمل مصرف نمایید با این امید که مغز خود را قوی نگه دارید. با
این حال، بر پایه مطالعات متعدد، ممکن است کاری وجود داشته باشد که انجام
آن برای حفظ سلامت مغز از هر کاری موثرتر باشد: ورزش.
عادتهای سبک زندگی برای پیشگیری از زوال عقل
در
سال 2017، کمیسیون پیشگیری مداخله و مراقبت زوال عقل اعلام کرد که میتوان
از 35 درصد موارد زوال عقل – تقریبا یک مورد از سه مورد –با عوامل مرتبط
با سبک زندگی پیشگیری کرد. بر پایه یافتههای آنها، میتوان با رفع موارد
زیر، ریسک زوال عقل را کاهش داد:
از دست دادن شنوایی در میانسالی:
از دست دادن شنوایی در میانسالی با افزایش حدود دو برابری ریسک زوال عقل
همراه است. از دست دادن شنوایی را میتوان با وسایل کمکی اصلاح کرد.
نداشتن تحصیلات عالی:
سطح پایین تحصیلات ممکن است شما را در معرض خطر بیشتر افت تشخیص قرار دهد.
یادگیری در تمام عمر، از سویی با بهبود سلامت مغز همراه است.
سیگار کشیدن:
سیگار ترکیبات شیمیایی بسیار سمیای دارد که میتوانند ریسک زوال عقل را
افزایش دهند. با این حال، ترک این عادت ریسک را پایین میآورد.
افسردگی:
افسردگی میتواند ریسک زوال عقل را افزایش دهد زیرا باعث تغییرات منفی
متعددی در مغز میشود، سطح هورمون استرس را افزایش و پروتئینهای سالم را
کاهش میدهد. همچنین، هیپوکامپ را که برای حافظه ضروری است کوچک میکند.
درمان افسردگی میتواند کمک کننده باشد.
بی تحرکی: سبک زندگی کم تحرک ریسک کاهش قدرت تشخیص را افزایش میدهد اما ورزش منظم این ریسک را پایین میآورد.
انزوای اجتماعی: با افزایش سن، مردم تماس خود با
دوستان و خانواده را از دست میدهند و این میتواند حس انزوا و تنهایی را
به همراه داشته باشد که ریسک مشکلات مغزی را افزایش میدهد. حفظ ارتباطات
اجتماعی برای سلامت ذهنی مفید است.
فشار خون در میانسالی:
فشار خون بالا برای قلب مضر است و برای مغز نیز زیان بار است. مطالعات
نشان داده اند که فشار خون بالا میتواند ریسک ابتلا به آلزایمر و نوع
دیگری از زوال عقل تحت عنوان زوال عقل عروقی را افزایش دهد. افرادی که فشار
خون خود را کنترل میکنند در معرض ریسک پایین تر زوال عقل قرار دارند و در
کل عملکرد تشخیصی بهتری دارند.
چاقی در میانسالی: ریسک زوال عقل در افرادی که در میانسالی چاق هستند در مقایسه با افرادی که وزن نرمال دارند بیشتر است.شاخص توده بدنی نرمال با سطح پایین تر پلاک و عوارض نشان دهنده آلزایمر مرتبط است.
دیابت نوع دو:
افراد مبتلا به دیابت تا 73 درصد ریسک زوال عقل بیشتری دارند و حتی ریسک
ابتلا به زوال عقل عروقی در آنها نسبت به افراد غیردیابتی بیشتر است.
مدیریت و پیشگیری از دیابت میتواند مغز را سالم و دارای عملکرد بهینه نگه
دارد.
مطالعه ای متفاوت در زمینه آلزایمر و زوال عقل که در ژورنال
انجمن آلزایمر به چاپ رسیده است نشان میدهد که تغییر در سبک زندگی
میتواند ریسک زوال عقل را کاهش دهد. در واکنش به این نتایج، انجمن
مقالهای تحت عنوان “10 راه برای دوست داشتن مغز” را منتشر کرد که نکاتی
را برای کاهش ریسک افت عملکرد تشخیصی مطرح مینماید.
بسیاری از
پیشنهادات همانهایی است که در بالا گفته شد هرچند انجمن تمرینهای منظم
هوازی را در صدر ذکر کرده و یادآوری میکند که مطالعات متعدد به ارتباط بین
فعالیت بدنی و کاهش ریسک زوال عقل پی بردهاند. آنها هم چنین خوردن یک
غذای سالم، جلوگیری از آسیب مغزی و به چالش کشیدن مغز و خواب کافی را نیز
مطرح نموده اند.
ورزش ابزاری توانمند برای جلوگیری از زوال عقل
در سال 2018، پژوهشگران بخش قلب بیمارستان هارتفورد کانتیکت دادههای
19 مطالعه را که به بررسی تاثیر ورزش بر سناریوهای ریسک زوال عقل پرداخته
بودند مورد بررسی قرار دادند. تحلیل شامل بیش از 1100 فرد بزرگسالی بود که
پدر یا مادر آنها مبتلا به زوال عقل تشخیص داده شده بودند یا اختلالات
تشخیصی خفیفی داشتند.
نتایج نشان داد که عملکرد تشخیصی در شرکت کنندگانی که تنها تمرین هوازی انجام میدادند سه برابر بهتر از افرادی بود که تمرینهای ترکیبی هوازی و
قدرتی انجام میدادند. در کل، افرادی که به هر نوع ورزشی میپرداختند نسبت
به افرادی که هیچ ورزشی نمیکردند عملکرد بهتری داشتند. شرکت کنندگان کم
تحرک افت عملکرد تشخیصی اندکی را نشان میدادند.
مطالعات دیگری هستند
که نشان میدهند تمرین هوازی در محافظت از مغز نقش کلیدی دارد. در سال
2006، پژوهشگران دریافتند که سه روز یا بیشتر تمرین ورزشی در هفته میتواند
جلوی زوال عقل در افراد بالای 65 سال را بگیرد.
ورزش در میانسالی
نیز میتواند تاثیر عمده ای داشته باشد. نتایج 11 مطالعه برای مثال نشان
دادند که ورزش منظم در میانسالی ریسک ابتلا به زوال عقل را در ادامه زندگی
به میزان 30 درصد و ریسک ابتلا به آلزایمر را به طور خاص 45 درصد کاهش
میدهد.
در یک مطالعه خاص، پژوهشگران بیش از دو هزار مرد را به مدت 35 سال از نظر پنج رفتار خاص تحت نظر قرار دادند:
ورزش منظم
سیگار نکشیدن
مصرف متعادل الکل
کنترل وزن بدن
خوردن غذای سالم
آنها
دریافتند که از این میان، ورزش منظم بیشترین تاثیر را از نظر کاهش ریسک
زوال عقل به همراه دارد. عوامل دیگر نیز سودمند هستند – افرادی که هر پنج
رفتار را نشان میدادند تا 60 درصد ریسک کمتر ابتلا به زوال عقل را داشتند.
ورزش
واکنش مغز شما را در کوتاه مدت نیز بهبود میبخشد. مرور 29 پژوهش نشان داد
که بزرگسالان سالم که ورزش هوازی را به مدت یک ماه یا بیشتر انجام
میدادند نسبت به افرادی که ورزش بی هوازی انجام میدادند بهبود حافظه،
توجه و سرعت پردازش بالاتری را شاهد هستند.
بهترین 10 تمرین برای سلامت مغز و جلوگیری از زوال عقل
هرچند
دانشمندان همه تاثیرات ورزش بر مغز را نمیدادند اما این را میدانند که
ورزش جریان خون را بهبود بخشیده، هورمونهای ترمیم سلولهای مغزی را تحریک
کرده و به حفظ فشار خون در سطح نرمال کمک میکند.
مطالعه ای اخیرا نکته جالبی را نشان داده است – بزرگسالان مسن تر با سطح
آمادگی بدنی پایینتر در مقایسه با همسالان خود با آمادگی جسمانی بالاتر، تخریب بیشتری
در ماده سفید مغز خود را شاهد هستند. ماده سفید به عنوان مرکز ارتبطای عمل
میکند و با تصمیم گیری و عملکردهای مهم دیگر در ارتباط است. افرادی که به
طور منظم ورزش میکنند در تستهای تفکر انتقادی و مهارتهای برنامه ریزی
نیز امتیاز بالایی کسب کردند.
بر پایه همه این یافتهها، مشخص است که ورزش هوازی و از جمله
تمرینهایی که در ادامه آورده شدهاند احتمالا به کاهش ریسک زوال عقل در
ادامه زندگی شما کمک میکنند. برای رسیدن به بهترین نتایج عمده پژوهشها
توصیه میکنند دست کم 30 دقیقه یا چندین بار در هفته ورزش کنید.
1. دویدن
تا
زمانی که از بابت مفاصل خود نگرانی نداشته باشید، دویدن یکی از بهترین
انواع تمرین هوازی است که میتوانید انجام دهید. برای این تمرین، نیاز به
تجهیزات خاصی ندارید – به جز کفش مناسب برای دویدن و میتوانید این تمرین را هر جا که خواستید حتی هنگام بالا و پایین رفتن از پلههای هتل یا دفتر کار انجام دهید.
اگر
نگران مفاصل خود هستید، دویدن روی سطوح صاف مانند چمن یا خاک را برای کاهش
فشار وارده به زانو و لگن خود امتحان کنید. این کار به تناوب بین دویدن و
انواع دیگر ورزش هوازی به منظور استراحت دادن به مفاصل شما نیز کمک میکند.
2.شنا کردن
شنا
کردن بهترین ورزش هوازی با کمترین فشار به مفاصل است. آب وزن شما را کاهش
میدهد و از این رو، مفصل شما آسیب نمیبینند و در عین حال، قلب شما تمرین
خوبی میکند. صرف شناور شدن روی آب تاثیراتی که به دنبال آن هستید را به
همراه ندارد. حرکات شنا، بازی کردن و انجام تمرینهای هوازی آبی را امتحان
کنید.
3.دوچرخه سواری
این تمرین نیز گزینه خوبی برای افرادی است که درگیر درد مفاصل هستند چرا که دوچرخه سواری تمرینی هوازی با کمترین فشار بر مفاصل میباشد. در حین دوچرخه سواری، اگر
چند بلندی را به مسیر خود اضافه کنید، خون در بدن شما به راحتی پمپاژ
میشود و احتمالا از تمرینی هوازی لذت میبرید. دوچرخه سواری فعالیت جذابی
است که میتوانید با خانواده و دوستان انجام دهید و به کمک آن پیوندهای
اجتماعی خود را تقویت نمایید.
4.پیاده روی سریع
پیاده روی
نسبت به دویدن برای مفاصل شما راحت تر است و تمرین ساده دیگری است که نیاز
به چیزی به جز دو پا ندارد. با این حال، راه رفتن معمولی برای این که
تمرینی هوازی به حساب آید کافی نیست. باید به سرعت راه بروید و این کار را
45 دقیقه تا یک ساعت ادامه دهید تا از مزیتهای این تمرین برای تقویت قلب
بهره مند شوید. اگر چند بلندی و مانع به مسیر خود بیافزایید، بهتر خواهد
بود.
5.طناب زدن
اگر کل روز را در دفتر هستید و یا میخواهید
به صورت فشرده در چند دقیقه تمرین هوازی بین کارهای خود انجام دهید، طناب
زدن گزینه ای عالی است. میتوانید در میز کار، ماشین یا خانه خود یک طناب
داشته باشید و هر زمان که 10 تا 20 دقیقه وقت آزاد داشتید آن را برداشته و
طناب بزنید.
طول طناب را با قد خود تنظیم کنید – باید بتوانید روی
پای خود و در وسط طناب بایستید و دستهای خود را باز کنید. اگر طناب خیلی
بلند باشد، آن را کوتاه کنید چرا که طنابی که خیلی بلند است میتواند ریسک
گیر کردن آن در دست و پای شما را افزایش دهد. سپس مطمئن شوید به آرامیبا
مچ خود طناب را میچرخانید و به نرمیروی زمین فرود میآیید.
علاوه
بر درجا پریدن، میتوانید طناب را با خود به پیاده روی ببرید و گامهای خود
را تغییر داده و اکنون از روی طناب بپرید. به یاد داشته باشید که نیازی
نیست زیاد سخت به خود بگیرید. طناب زدن با سرعت معمول یک تمرین هوازی است.
اگر عضو یک باشگاه هستید، به تعدادی از این دستگاهها از جمله تردمیل، اسکی ثابت، پله متحرک و دوچرخه ثابت دسترسی دارید. استفاده متناوب از این دستگاهها به شما کمک میکند با عضلات مختلف خود کار کرده و ضربان قلب خود را بالا ببرید.
7.تمرینهای همراه با رقص و گام
اگر
ترجیح میدهید در خانه تمرین کنید، دی وی دیهای رقص و ایروبیک و
برنامههایی از این دست گزینههایی عالی هستند. اغلب این برنامهها سرگرم
کننده بوده و کمک میکنند در حین یاد گرفتن گامها مغز شما فعال بماند.
برنامههای متعددی از این دست موجودند و میتوانید هر وقت خواستید آنها را
تغییر دهید. این کار به شما کمک میکند به برنامه تمرینی خود ادامه دهید.
یک
کلاس رقص نیز برای شما یک تمرین هوازی به حساب میآید اگر رقص را به
اندازه کافی قوی انجام دهید تا ضربان قلب خود را بالا ببرید. کلاسها هم
چنین فرصتهایی برای ارتباط اجتماعی نیز در اختیار شما قرار میدهند و از
این رو، مغز شما از مزیتهای تمرین هوازی و تعامل اجتماعی بهره خواهد جست.
8.تنیس و راکت بال
وقتی
ورزشی انجام میدهید که از آن لذت میبرید، به مانند تمرین به چشم
نمیآید. از این رو این ورزشها بهترین گزینه برای همه هستند. هم چنین این
دو ورزش هوازی محسوب میشوند چرا که شما را به حرکت واداشته و دست کم 30
دقیقه به طول میانجامند. به دلیل این که هم دستان و هم پاهای شما تحرک
دارند، بالا بردن ضربان قلب کار سختی نیست و شما در عین حال از این
تمرینها لذت خواهید برد.
9.زومبا
زومبا و انواع دیگر تمرین هوازی که در باشگاه انجام
میشوند – مانند اسپین و کاردیو کیک بوکسینگ – تمرین هوازی هستند و به این
ترتیب، برای سلامت قلب و مغز مفید هستند. این تمرینها هم چنین به حفظ
تناسب اندام و بهبود هماهنگی اعضای بدن کمک میکنند. اطمینان حاصل کنید که
کفش مناسب دارید و در طول کلاس آب کافی مینوشید.
10. کوهنوردی
شاید
کوهنوردی بهترین گزینه برای ماههای گرم سال باشد. این ورزش مانند بالا
رفتن از پله است چرا که معمولا دست کم مقداری خم و راست شدن را به همراه
دارد. با این حال، کوهنوردی به اندازه بالا رفتن از پله به مفاصل شما فشار
وارد نمیکند چون معمولا مقدار خم و راست شدن مفاصل در آن متغیر است و سطحی
که روی آن قدم میگذارید معمولا نرم تر میباشد.
علاوه بر این که
قلب شما وادار به پمپاژ خون میشود، کوهنوردی شما را در تماس با طبیعت قرار
میدهد – که به خودی خود برای سلامتی شما مفید است – و عضلات پا، باسن و
شکم شما را تقویت میکند. هم چنین کوهنوردی استرس فکری شما را کاهش داده و
خلق شما را بهبود میبخشد. به این ترتیب، این ورزش را هر زمان که برایتان
مقدور بود انجام دهید.
پس از هفت ماه انتظار، فتح قله های رشته کوه «هیمالیا» برای کوهنوردان امکانپذیر شد.
به گزارش کوهگرام،
دولت نپال در حالی مجوز ورود گردشگران خارجی به این کشور را صادر کرده که
با توجه به وضعیت نامطلوب گسترش ویروس کرونا در نپال، باز شدن دوباره
مرزهای این کشور به روی گردشگران خارجی انتقادهایی را به دنبال داشته است.
«نپال» خانه هشت مورد از 14 کوه بلند
جهان است که از جمله آن ها به «اورست» می توان اشاره کرد. گردشگران خارجی
منبع بزرگ درآمد «نپال» بخصوص شهر کوچک «لوکلا» محسوب می شوند.
اما با باز شدن دوباره مرزهای «نپال» به روی گردشگران خارجی شهروندان کدام کشورها اجازه ورود به این کشور را خواهند داشت؟
در حال حاضر بازگشایی دوباره مرزها با
محدودیت هایی همراه خواهد بود و امکان ورود بیشتر مختص افرادی خواهد بود که
قصد کوهنوردی در رشته کوه های این کشور را داشته باشند.
«رودا تامانگ» مدیر کل دپارتمان گردشگری
«نپال» بیان کرد: «ما قصد نداریم مرزهای کشور را به روی تمامی
بازدیدکنندگان باز کنیم و فقط کوهنوردانی که از قبل مجوز دریافت کرده باشند
می توانند وارد «نپال» شوند.»
علاونه بر ویزا، بازدیدکننگان باید از پیش
مجوز دریافت کنند، اطلاعاتی درباره برنامه سفرشان ارائه کنند، از یک همسفر
محلی کمک بگیرند و بیمه سلامتی را در اختیار داشته باشند که در صورت نیاز،
درمان های مختص ابتلا به ویروس کرونا را پوشش دهد.
همچنین گردشگران باید پیش از ترک کشورشان
نسبت به انجام آزمایش ویروس کرونا اقدام کنند و به مدت یک هفته در هتلی
واقع در «کاتماندو» در قرنطینه بمانند و برای بار دوم آزمایش کرونا را
انجام دهند و پس از تمامی این مراحل می توانند سفرشان را در پیش بگیرند.
حدود 800 هزار نفر شاغل در صنعت گردشگری
نپال تحت تاثیر توقف گردشگری این کشور قرار گرفته اند. در شرایط عادی این
افراد در فصل های بهار و پاییز درآمد کافی دارند که برای تمام سال کافی
است.
بهار فصل اصلی برای کوهنوردانی است که با
هدف فتح بلندترین قله های هیمالیا به نپال سفر می کنند و فصل پاییز فصل
محبوب کوهنوردانی است که با هدف کوهنوردی در دامنه کوه ها به این کشور سفر
کرده اند. حالا مسوولان امیدوارند با بازگشت گردشگران به نپال در فصل
پاییز، بخشی از خسارت های وارد شده به صنعت گردشگری این کشور جبران شود.
تا روز پنجم نوامبر تعداد مبتلایان به
ویروس کرونا در نپال 176.500 نفر و تعداد موارد مرگ بر اثر ابتلا به این
ویروس 974 مورد گزارش شده است. این کشور که 30 میلیون نفر جمعیت دارد با
کمبود تخت در بیمارستان ها مواجه شده و دولت از بیمارانی که علائم خفیف
ابتلا به ویروس کرونا را دارند درخواست کرده در قرنطینه خانگی بمانند.
بحران ویروس کرونا در حالی گریبانگیر
«گردشگری نپال» شد که این کشور قصد داشت شمار گردشگران این کشور را به
دوبرابر آمارهای پیشین برساند.
با توجه به اینکه ورزش شامل سفرهایی
برای بازی و رقابت در کشورهای مختلف است، بنابراین ورزش و گردشگری به هم
وابسته هستند و مکمل یکدیگرند.
رویدادهای
معروف ورزشی، مانند بازیهای المپیک یا مسابقات قهرمانی فوتبال، راگبی و
هاکی از جاذبههای موثر در گردشگری هستند و سهم بسیار مثبتی در ایجاد
تصویری از گردشگری کشور میزبان دارند.
گردشگری ورزشی چیست؟
گردشگری ورزشی به مسافرتی اطلاق میشود که
در آن مسافران برای تماشای مسابقه یا شرکت در رویداد ورزشی سفر میکنند.
بر اساس اظهارات سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)، گردشگری ورزشی، یکی از
بخشهای گردشگری در حال رشد است و رشد گردشگران در این بخش مربوط بهاین
است که یا علاقهمند به فعالیتهای ورزشی هستند و یا هدف اصلی سفر آنان
شرکت در فعالیتهای ورزشی است.
از آنجا که رویدادهای ورزشی در انواع و
اندازههای مختلف، گردشگران را بهعنوان شرکتکننده یا تماشاگر جذب میکند،
مقصد گردشگری، میتواند ویژگیهای محلی را به این رویدادها اضافه کند تا
تجربیات محلی اصیل را ارائه دهد و نسبت به بقیه متفاوت باشد. برخی
رویدادهای ورزشی مانند بازیهای المپیک و جام جهانی در صورت استفاده
موفقیتآمیز از برندهای مقصد، توسعه زیرساختها و سایر مزایای اقتصادی-
اجتماعی، میتوانند کاتالیزوری برای توسعه گردشگری باشند.
گردشگری ورزشی چه چیزی را به ارمغان میآورد؟
گردشگری میتواند در صورت توسعه و مدیریت
مناسب، به ایجاد توسعه پایدار کمک کند. گردشگری ورزشی، بهعنوان بخشی از
گردشگری، برای دستیابی به توسعه پایدار به روش متمایزی به توسعه گردشگری
کمک میکند. قدرت نسبی گردشگری ورزشی در انجام فعالیتهای بدنی، فرصتهای
تعامل و پتانسیل بالای توسعه است (رویدادهای کوچک یا فعالیتهای سبک مانند
پیادهروی).
گردشگری ورزشی، علاوه بر منافع اقتصادی در فرصتهای شغلی و درآمد و درآمد حاصل از هزینه بازدیدکننده شامل موارد ذیل است:
رقابت برای مقصد میزبان
گردشگری ورزشی میتواند با گسترش
پیشنهادها گردشگری مقصد، جذابیت و رقابت در مقصد را افزایش دهد. این موضوع
به افزایش مدت اقامت بازدیدکنندگان کمک میکند. اگر گردشگری ورزشی و
رویدادهای ورزشی، هنگامیکه منطقهای بازدید کمتری نسبت به مقصد دارد یا در
فصول خارج از اوج سفر سازماندهی شود، میتواند به پراکندگی مکانی و زمانی
گردشگری کمک کند.
ارتقاء درک متقابل
گردشگری ورزشی باعث رویایی با افرادی
میشود که پیشینه فرهنگی متنوعی از سراسر جهان دارند و از طریق فعالیتهای
ورزشی با یکدیگر تعامل برقرار میکنند. این مورد باعث ایجاد دوستی و درک
متقابل میشود و بنیان جوامع صلحآمیز خواهد بود. همچنین از طریق ورزش و
سایر فعالیتها، به افراد محلی و بازدیدکنندگان کمک میکند تا روابط
دوستانه برقرار کنند.
افزایش آگاهی و تشویق به حفظ محیطزیست
گردشگری ورزشی مبتنی بر طبیعت، فرصتهایی
برای تجربه مستقیم و لذت بردن از طبیعت فراهم میکند، اما بیشتر به وجود
منابع طبیعی متکی است. گرم شدن زمین، تاثیرات منفی بر گردشگری ورزشی
زمستانی دارد. از دست دادن تنوع زیستی بر غواصی تاثیر دارد و از دست دادن
جانوران و گیاهان، لذت پیادهروی و کوهنوردی بر روی آنها را کاهش میدهد.
گردشگری ورزشی با ارتباط نزدیک با محیط طبیعی، میتواند نقش مهمی در افزایش
آگاهی از ارزش و اهمیت حفاظت از طبیعت و تشویق اقدامات حفظ محیطزیست در
میان مسافران، افراد محلی و صنعت گردشگری داشته باشد.
برای توسعه موثر گردشگری ورزشی، چه مقصدی باید در نظر گرفته شود؟
زمانی که رویداد ورزشی برنامهریزی
میشود، نوع و اندازه آن باید متناسب با ظرفیت و ویژگیهای مقصد باشد.
همچنین مسئولین، باید زمان و مکان برگزاری یک رویداد ورزشی را متناسب با
اهداف آن در نظر بگیرند. بهمنظور تشخیص این رویداد از سایر موارد مهم است
که ویژگیهای محلی به آنها اضافه شود، برای مثال، مقاصد میتوانند
فعالیتهای ورزشی را بافرهنگ محلی و غذا ترکیب کرده و به گردشگران فرصتی
برای تعامل با افراد محلی ارائه دهند.
علاوه بر این، مدیریت مقصد ممکن است
مشوقهایی مانند کوپن و برگههای تخفیف ارائه کند تا شرکتکنندگان در
فروشگاههای محلی، رستورانها و سایر خدمات بیشتر هزینه کنند. رویدادهای
ورزشی فرصت خوبی برای ارتقاء مقصد از طریق رسانههاست و فعالیتهای روابط
عمومی آنها باید بیشتر موردتوجه قرار گیرد. اگر این رویدادها بهطور منظم
برگزار شود، دستیابی به تاثیرات مثبت طولانیمدت امکانپذیر است.
ایمنی
هرچه گردشگری ورزشی توسعه یابد، ایمنی،
اهمیت بیشتری خواهد داشت. فعالیتهای ورزشی، باید با حداقل خطر برنامهریزی
شوند و شرکتکنندگان باید از موارد خطرساز و ایمنی آگاهی داشته باشند تا
با رضایت وارد این حیطه شوند. مربیان و راهنمایان باید آموزشهای لازم را
فراگیرند تا در مواقع اضطراری بدانند، چگونه عمل کنند و بازدیدکنندگان،
کارکنان و مشاغل نیز باید بیمه شوند.
مشارکت و همکاری
برای توسعه موفقیتآمیز گردشگری ورزشی،
نیاز به همکاری نزدیک بین ذینفعان ورزش (ازجمله کمیسیون ورزش) و بخشهای
گردشگری (ازجمله بخشهای خصوصی و دولتی) است. همچنین، مشارکت برای گردشگری
ورزشی برای بهرهمندی از مقصد و همچنین افزایش رفاه افراد محلی و محرومان
بسیار مهم است. درگیر کردن افراد محلی، به روشهای مختلف اهمیت بسیاری دارد
زیرا میتواند در جهت توسعه گردشگری و بهبود کیفیت زندگی باشد.
حمایت از افراد محلی
استخدام افراد محلی، تشویق کارآفرینان
محلی و استفاده از محصولات محلی کمک میکند تضعیف اقتصادی را به حداقل و
منافع محلی را به حداکثر رساندند. کارکنان برای گردشگری ورزشی (مربی و
راهنما)، باید مهارتهای ویژهای داشته باشند؛ بنابراین، باید فرصتهای
آموزشی برای افراد محلی فراهم شود. فرصتهای شغلی جدید یا توسعهیافته
گردشگری ورزشی بنگاههای کوچک و بزرگ محلی تحقق یابد و ارائه مشاوره و
سرمایهگذاری اندک برای آنها ضروری است.
به کارگیری فناوری
گردشگری ورزشی باید از جدیدترین فناوری و
نوآوری مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت افزوده (AR) یا واقعیت مجازی (VR)
استفاده کند تا تجربههای گردشگری ورزشی را هیجانانگیزتر کند. گوگل
استادیا (سرویس اشتراکی بازی ابری) هوشمند سازی را با استفاده از
برنامههای و دستگاههای پوشیدنی برای بهبود راحتی مخاطب شروع کرده است.
رویدادهای ورزشی و موزهها، میتوانند با کمک فناوری، تجربه بازدیدکنندگان
را افزایش دهند. همچنین انتظار میرود که نوآوری چرخدندههای جدیدی برای
معلولان ایجاد کند تا از فعالیتهای ورزشی لذت ببرند.
تلفیق گردشگری ورزشی با سایر منابع گردشگری
گردشگران ورزشی در طول اقامت در مقصد
تمایل دارند، جاذبههای دیگری را نیز تجربه کنند. شرکتکنندگان در یک
رویداد ورزشی بهویژه مسابقات غیررقابتی از فرصت این رویداد، برای کشف سایر
جاذبههای گردشگری مقصد استفاده میکنند؛ بنابراین، مهم است که گردشگری
ورزشی را با سایر منابع گردشگری ترکیب کرده و آنها را باهم ارائه دهیم تا
به تفاوتهای مقصد از سایر مقاصد کمک کند و بهطورکلی منافع بیشتری را به
همراه داشته باشد.
Sport Tourism and Sustainable Development Goals SDGs
Tourism can contribute to sustainable development and the achievement of the 17 Sustainable Development Goals (SDGs) if properly
developed and managed. As a segment of tourism, sport tourism also helps
achieve sustainable development in a distinct way stemming from
its characteristics. This article illustrates how sport tourism can
contribute to these goals and what needs to be considered when
developing
sport tourism to realize its contribution to sustainable development.
The comparative strength of sport tourism
lies in (1) engagement in physical activities, (2) opportunities for
interactions, and (3) high
development potential almost anywhere (small events or light activities
like walking in particular). Thanks to these characteristics, sport
tourism
can play an important role in achieving various SDGs if developed with consideration of SDGs.
Sport Tourism and Sustainable Development Goals – SDGs
پروبیوتیک ها میکروارگانیزمهای زندهای هستند که برای سلامتی
فواید زیادی دارند. پروبیوتیکها سلامت سیستم گوارشی و قلب را بهبود داده و
افسردگی را کاهش میدهند. همچنین برخی شواهد ادعا میکنند که پروبیوتیکها ممکن
است سبب بهتر به نظر رسیدن پوست شوند.
تامین پروبیوتیک از مکملها یک امر رایج است، اما شما میتوانید
پروبیوتیکها را به طور طبیعی از خوراکیهایی که با تخمیر باکتریایی تهیه میشوند
تامین کنید.
در این مقاله از مجله علم ورزش در ابتدا به معرفی منابع غذای
پروبیوتیک فوق العاده سالم که شامل پروبیوتیکهای زنده هستند، میپردازیم. سپس خواص
پروبیوتیکها و بهترین زمان مصرف آنها را به شما خواهیم گفت. برای کسب اطلاعات
بیشتر در ادامه همراه ما باشید.
۸مورد از خواص پروبیوتیک ها
۱.پروبیوتیکها
به حفظ تعادل باکتریهای مفید در سیستم گوارش کمک میکنند
بسیاری
از مزایای پروبیوتیکها در نتیجهی بازگرداندن تعادل باکتریهای مفید در روده
ایجاد میشوند. عدم تعادل یعنی باکتریهای مضر در سیستم گوارش زیاد هستند و باکتری
مفید به میزان کافی وجود ندارند. این عارضه میتواند به علت بیماری، مصرف داروهایی
مانند آنتی بیوتیکها، رژیم غذایی نامناسب و … رخ دهد.
برهم خوردن تعادل باکتریهای روده میتواند برای شما مشکلات
زیادی از جمله مشکلات گوارشی، آلرژی، مشکلات سلامت روان و چاقی به همراه داشته
باشد.
پروبیوتیکها از باکتریهای مفید تشکیل شدهاند و میتوانند
تعادل باکتریهای روده را ایجاد کنند؛ بنابراین مزایای زیادی برای سلامتی بدن
دارند و از بروز بیماری پیشگیری میکنند.
۲.پروبیوتیکها
میتوانند از اسهال پیشگیری کرده و آن را درمان کنند
اسهال یک عارضه جانبی شایع است که در نتیجه مصرف آنتی بیوتیکها
رخ میدهد؛
زیرا آنتی بیوتیکها علاوه بر باکتریهای مضر، باکتریهای مفید
را نیز از بین میبرند. پروبیوتیکها توانایی زیادی در پیشگیری یا کاهش شدت اسهال
دارند.
مطالعات متعدد نشان میدهد که مصرف پروبیوتیکها خطر اسهال ناشی
از مصرف آنتی بیوتیک را تا ۴۲درصد کاهش میدهد. پروبیوتیکها همچنین
میتوانند در بهبود سایر انواع اسهالها نیز موثر باشند.
۳.مکملهای
پروبیوتیک برخی از مشکلات روانی را بهبود میبخشند
تعداد
زیادی از مطالعات، ارتباط سلامت روده را با بسیاری از مشکلات روحی و روانی بررسی
کردهاند. بررسی ۱۵ مطالعه انسانی نشان داد که مصرف پروبیوتیکها به مدت
۱
تا ۲ ماه میتواند اضطراب، افسردگی، استرس، اوتیسم، اختلال وسواس
اجباری و حافظه را بهبود بخشد.
۴. برخی
پروبیوتیکها به سلامت قلب کمک میکنند
پروبیوتیکها میتوانند
کلسترول بد خون یعنی LDL را کاهش دهند و فشار
خون را تنظیم کنند، همچنین به افزایش کلسترول خوب یعنی HDL کمک
کنند. برخی از باکتریهای موجود در محصولات پروبیوتیک، اسید لاکتیک تولید میکنند.
اسید لاکتیک میتواند با تجزیه صفرای روده، کلسترول را کاهش دهد. برای کسب نتیجه
مناسب، باید مکمل پروبیوتیک را دست کم به مدت ۸ هفته مصرف کنید.۵. کاهش شدت برخی از
انواع آلرژیها و اگزما
مطالعات نشان میدهند مادرانی که در دوران بارداری و شیردهی
پروبیوتیک مصرف میکنند، نوزادشان تا ۸۳ درصد کمتر به اگزما (حساسیت شدید
پوستی) دچار میشوند. برخی پروبیوتیکها نیز اثرات التهابی آلرژی را در کودکان و
بزرگسالانی که به شیر یا سایر محصولات لبنی آلرژی دارند، کاهش میدهند.
۶.پروبیوتیک
و کاهش اختلالات گوارشی
تعداد زیادی از مردم به بیماریهای التهابی روده نظیر کولیت
اولسراتیو یا بیماری کرون دچار هستند. مطالعات نشان دادهاند که پروبیوتیکها میتوانند
علائم این بیماریها را تا حد قابل قبولی بهبود ببخشند و از بازگشت این بیماریها
جلوگیری میکنند.
. بر اساس تحقیقاتی که اخیرا انجام شده، پروبیوتیکها ممکن است در
بهبود علائم دیگر اختلالات گوارشی نظیر انتروکولیت نکروزن و سندرم روده تحریک پذیر
(IBS) نیز موثر باشند.
پروبیوتیکها میتوانند سیستم ایمنی بدن را تقویت کنند و مانع از
رشد باکتریهای مضر در روده شوند. همچنین میتوانند تولید آنتی بادی (یا پادتن) را
در بدن افزایش دهند و تعداد سلولهای ایمنی نظیر لنفوسیتهای T را
تقویت کنند.
یک مطالعه بزرگ مقیاس نشان داد که مصرف پروبیوتیک، میزان بروز
و مدت زمان عفونتهای تنفسی را کاهش میدهد. همچنین در مطالعه دیگری مشخص شد که
مصرف مکملهای آن میتواند خطر ابتلا به عفونتهای دستگاه ادراری
(UUTUs)در زنان را تا ۵۰ درصد کاهش دهد.
۸.کاهش
وزن و کاهش چربی شکم با پروبیوتیکها
پروبیوتیکها میتوانند با مکانیزمهای مختلفی به کاهش وزن کمک
کنند. به عنوان مثال، برخی از پروبیوتیکها جذب چربی در روده را کاهش میدهند. سپس
چربی از طریق مدفوع دفع میشود و در بدن ذخیره نمیشود
همچنین ممکن است به شما کمک کنند تا برای مدت بیشتری احساس
سیری داشته باشید، کالری کمتری دریافت کنید، و در نهایت چربی کمتری در بدنتان
ذخیره کنید. این خواص پروبیوتیک ناشی از افزایش سطح هورمونهای خاصی نظیر
GLP_1 است.
پروبیوتیکها به کاهش وزن مستقیم نیز کمک میکنند. با اینحال
باید به یاد داشته باشید که تمام پروبیوتیکها به کاهش وزن کمک نمیکنند. جالب است
بدانید که محققان در برخی مطالعات دریافتند که برخی ار آنها مانند لاکتوباسیلوس
اسیدوفیلوس حتی میتوانند سبب افزایش وزن شوند. به هر حال به مطالعات بیشتری برای
روشن کردن رابطه بین پروبیوتیک و وزن وجود دارد.
پروبیوتیک های طبیعی
۱.ماست
ماست یک محصول لبنی بسیار مغذی است که طی فرایند تخمیر تولید
میشود. ماست از شیر تخمیر شده تهیه میشود که باکتری اصلی آن، باکتری اسید لاکتیکو بیفیدوباکتریوم است.
خوردن ماست با خواص درمانی بسیاری از جمله بهبود سلامت استخوان
همراه است. همچنین برای افراد
مبتلا به فشار خون بالا مفید است. خوردن ماست در کودکان ممکن است به کاهش اسهال
ناشی از آنتی بیوتیکها کمک کند؛ حتی میتواند به تسکین علائم سندرم روده تحریک
پذیر کمک کند.
با این حال به یاد داشته باشید که تمام ماستها حاوی پروبیوتیک
زنده نیستند. در برخی موارد باکتری زنده در طول فرایند تولید از بین میبرد. به
همین دلیل از خرید ماست فعال یا زنده مطمئن شوید.
هنگام مصرف این محصولات پروبیوتیکی حتما به برچسب پروبیوتیک
روی محصول و نام پروبیوتیکهای موجود در آن دقت کنید. حتی اگر روی ماست برچسب کم چرب
یا فاقد چربی باشد، هنوز هم ممکن است حاوی مقادیر بالایی از قند اضافه شده باشد.
۲.کفیر
کفیر نوشیدنی است که از تخمیر دانههای کفیر در شیر یا آب تهیه
میشود. کفیر خواص زیادی برای سلامتی دارد و ممکن است سلامت استخوانها را بهبود
بخشد و به درمان برخی از مشکلات گوارشی و محافظت در برابر عفونتها کمک کند.
در حالی که ماست احتمالا بهترین ماده غذایی پروبیوتیکی در رژیم
غذایی غربی است، کفیر در واقع یک منبع غذایی بهتر و یک پروبیوتیک متنوع و مغذی
است. افراد مبتلا به عدم تحمل لاکتوز به خوبی میتوانند کفیر را مانند ماست تحمل
کنند.
۳.کلم
ترش
کلم ترش نوعی کلم رنده شده و آب پز است که با باکتریهای اسید
لاکتیک تخمیر شده است. این نوع کلم بهترین منبع پروبیوتیک است و علاوه بر آن،
غنی از فیبر و دارای ویتامین B،Cو K است. همچنین حاوی سدیم بالا و آهن و منگنز است.
کلم ترش همچنین حاوی آنتی اکسیدانهای لوتئین و زیگزانتین است،
که در سلامت چشم اهمیت دارد. کلم ترش باید غیر پاستوریزه باشد. زیرا فرایند پاستوریزه
شدن سبب از بین رفتن باکتریهای زنده و فعال میشود.
۴.تمپه
تمپه محصول تخمیری سویا است. فرایند تخمیر در واقع اثرات شگفت
انگیزی بر فواید تغذیهای آن میگذارد. سویا معمولا اسید فیتیک بالایی دارد، که
ترکیب گیاهی است که در جذب مواد معدنی مانند آهن و روی اختلال ایجاد میکند. با
این حال فرایند تخمیر سبب کاهش مقدار اسید فیتیک تمپه میشود، که این امر مقدار
مواد معدنی را که بدن از تمپه جذب میکند را افزایش میدهد.
فرایند تخمیر همچنین سبب تولید مقداری ویتامین B۱۲میشود،
که سویا فاید آن است. ویتامین B۱۲بیشتر در غذاهای حیوانی نظیر گوشت، ماهی، محصولات لبنی و تخم
مرغ یافت میشود. این امر سبب میشود تمپه تبدیل به یک گزینه غذایی مهم برای
گیاهخوارن و افرادی شود که خواهان اضافه کردن پروبیوتیک مغذی به رژیم غذایی خود
هستند.
۵.کیمچی
ماده اصلی تشکیل دهنده کیمچی، کلم است. اما میتوان آن را با
سایر سبزیجات تهیه کرد. از ترکیبی از ادویه جات مانند فلفل قرمز، سیر،زنجبیل، تره فرنگی و نمک برای عطر و طعم آن
استفاده میشود.
کیمچی شامل باکتری اسید لاکتیک لاکتوباسیلوس کیمچی است. باکتریهای
اسید لاکتیک برای سلامت دستگاه گوارش مفید هستند. کیمچی تهیه شده از کلم، حاوی
مقادیر بالایی از برخی ویتامینها از جمله ویتامین K،
ریبوفلاوین (ویتامین
B2) و آهن است.
6.چای کومباجا
کومباجا نوشیدنی است که از چای سبز یا چای سیاه تخمیر شده به
دست میآید. کومباجا چای محبوبی در بسیاری از نقاط جهان، بویژه آسیا است و از
باکتری و خمیر مایه تهیه میشود.
ادعاهای متناقضی درباره این نوشیدنی وجود دارد، با اینحال از
آنجایی که این نوشیدنی از باکتری و خمیرمایه تهیه میشود، احتمالا منافع سلامتی
مرتبط با پروبیوتیکها را داشته باشد.
۸.خیار
ترشی
خیارشور یا خیار ترشی، خیارهایی هستند که در محلول آب و نمک
تهیه میشوند. این محلول را برای انجام فرایند تخمیر، مدتی کنار میگذارند و از
باکتری اسید لاکتیک طبیعی موجود در خود آن استفاده میکنند. خیارترشی منبع عالی از
باکتریهای پروبیوتیکی سالم است و سلامت دستگاه گوارش را بهبود میبخشد.
این ماده غذایی حاوی مقدار کمی کالری بوده و منبع خوبی از
ویتامین k است، که یک ماده مغذی
ضروری در پیشگیری از لخته شدن خون است. با این حال به یاد داشته باشید که خیار
ترشی حاوی سدیم بالایی است.
۹.دوغ
محلی
دوغ محلی از نوشیدنی های لبنی گرفته میشود. دوغ محلی، به مایع
باقی مانده از کره گفته می شود. تنها این نوع از دوغ است که حاوی پروبیوتیک است و گاهی اوقات با نام “پروبیوتیک مادر” از آن یاد می شود. دوغی
که در سوپرمارکتها فروخته میشود هیچ گونه ترکیب مفید پروبیوتیکی ندارد. دوغ محلی
کم کالری بوده و از ویتامین های زیادی از جمله ویتامین B12،
یا ایبوفلاوین، کلسیم و فسفربرخوردار است.
۱۰.ناتو
ناتو نیز مانند تمپه و میسو، یکی دیگر از فراوردههای تخمیر یافته
از سویا است و حاوی باکتری به نام باسیلوس سوبتیلیس میباشد. ناتو یک بوی متمایز،
بافت لزج و عطر و طعم قوی دارد. همچنین غنی از
پروتئین و ویتامین K۲است، که در سلامت
استخوانها و سلامت قلب و عروق اهمیت دارد.
در مطالعه انجام گرفته بر روی مردان مسن ژاپنی، محققان
دریافتند که مصرف منظم ناتو با افزایش تراکم استخوانها همراه است که این مزیت با
وجود ویتامین K2 در ناتو مربوط میشود.
همچنین ناتو به کاهش ابتلا به پوکی استخوان در زنان کمک میکند.
۱۱.برخی
انواع پنیرها
اگرچه بسیاری از پنیرها تخمیر شده هستند، اما این بدان معنی
نیست که همه پنیرها شامل پروبیوتیک هستند. باکتریهای مفید با گذشت زمان در فرایند
تهیه برخی پنیرها از جمله پنیر گودا، موتزارلا و چدار زنده میمانند.
پنیرها بسیار مغذی بوده و منبع بسیار خوبی از پروتئین و سرشار
از ویتامینها و مواد معدنی از جمله کلسیم، ویتامین B12،فسفر
و سلنیوم هستند. مصرف محصولات لبنی مانند پنیر حتی ممکن است خطر ابتلا به بیماریهای
قلبی و پوکی استخوان را کاهش دهد.
بهترین زمان مصرف پروبیوتیک ها
شاید برای شما این سوال پیش آید که بهترین زمان مصرف پروبیوتیکها
چه زمانی است؟ آیا زمان خوردن پروبیوتیکها اهمیت دارد؟ برخی تولید کنندگان
پروبیوتیکها، به مصرف مکملها با شکم خالی توصیه میکنند، در حالی که سایر
تولیدکنندگان خوردن آن را با غذا پیشنهاد میکنند.
هرچند که اندازه گیری زیست پذیری باکتری در انسانها دشوار
است، برخی تحقیقات ادعا میکنند که تعداد میکروارگانیزمهایی که با خوردن غذا و یا
بدون خوردن غذا در انسانها زنده میمانند، یکسان است.
بهترین حالت زنده ماندن اکتوباسیلیوم و بیفیدوباکتریوم زمانی
است که ۳۰ دقیقه قبل از غذا مصرف شود. هرچند
که اهمیت مصرف منظم پروبیوتیکها بیشتر از خوردن آن با غذا و یا بدون غذا است. یک
مطالعه یک ماهه نشان داد که پروبیوتیکها صرف نظر از مصرف آنها با غذا و یا بدون غذا، سبب تغییرات مثبت در میکروبیوم دل و روده میشوند.