با استفاده این روش، درمان انواع مارگزیدگی بدون توجه به نوع مار و سم آن قابل درمان است.
محققان دانشگاه کالیفرنیا موفق به ساخت یک اسپری بینی شدند که قادر به درمان انواع مارگزیگی است.
تاپیش از این هیچ روش درمانی قابل اعتمادی برای مارگزیدگی وجود نداشت و
قربانیان قبل از رسیدن به اولین مرکز درمانی جان خود را از دست می دادند
این معضل بیشتر از مزرعه داران و کشاورزان مناطق گرمسیری قربانی می گیرد.
محققان دانشگاه کالیفرنیا دوسال قبل یک کیت پزشکی تولید کردند که درصورت
گزیدگی انواع موجودات موذی به صورت خانگی مورد استفاده قرار می گرفت و حاوی
یک آمپول تزریقی بود.
پس از استفاده و نظر سنجی، مشاهده شد که مردم به این کیت پزشکی خیلی
اعتماد ندارند. همین امر باعث شد که این طرح بهداشتی در قالب یک اسپری بینی
توسعه پیدا کند.
برای اجرای این طرح، چند داوطلب سالم با استفاده از سمی شبیه به سم مار
کبری فلج شدند (مار کبری در ابتدا قربانی خود را فلج می کند) ولی پس از
استفاده از این اسپری درمانی، در عرض ۲۰ دقیقه به حالت عادی برگشتند.
نکته جالب این است که از همین اسپری در یک زن هندی ۵۰ ساله که مدت ها از
فلج صورت رنج می برد نیز استفاده شد و بیماری او به طور کامل درمان شد.
تابحال از این اسپری بیینی در چند مورد مارگزیدگی استفاده شده و نتیجه کاملاً رضایتبخش بوده است.
سالانه حدود ۱۲۵ هزار نفر در سراسر جهان جان خود را بر اثر گزیدگی از دست
می دهند. قربانیان در ابتدا توسط نوروتوکسین مار یا عقرب فلج می شوند و سپس
به دلیل نارسایی تنفسی جان خود را از دست می دهند.
محققان دانشگاه کالیفرنیا موفق به ساخت یک اسپری بینی شدند که قادر به درمان انواع مارگزیدگی است.
با استفاده این
روش، درمان انواع مارگزیدگی بدون توجه به نوع مار و سم آن قابل درمان است.
تاپیش از این هیچ روش درمانی قابل اعتمادی برای مارگزیدگی وجود نداشت و
قربانیان قبل از رسیدن به اولین مرکز درمانی جان خود را از دست می دادند.
این معضل بیشتر از مزرعه داران و کشاورزان مناطق گرمسیری قربانی می گیرد.
محققان دانشگاه کالیفرنیا دوسال قبل یک کیت پزشکی تولید کردند که
درصورت گزیدگی انواع موجودات موذی به صورت خانگی مورد استفاده قرار می گرفت
و حاوی یک آمپول تزریقی بود. پس از استفاده و نظر سنجی، مشاهده شد که مردم
به این کیت پزشکی خیلی اعتماد ندارند. همین امر باعث شد که این طرح
بهداشتی در قالب یک اسپری بینی توسعه پیدا کند.
برای اجرای این طرح، چند داوطلب سالم با استفاده از سمی شبیه به سم مار
کبری فلج شدند( مار کبری در ابتدا قربانی خود را فلج می کند) ولی پس از
استفاده از این اسپری درمانی، در عرض ۲۰ دقیقه به حالت عادی برگشتند.
نکته جالب این است که از همین اسپری در یک زن هندی ۵۰ ساله که مدت ها
از فلج صورت رنج می برد نیز استفاده شد و بیماری او به طور کامل درمان شد.
تابحال از این اسپری بیینی در چند مورد مارگزیدگی استفاده شده و نتیجه کاملاً رضایتبخش بوده است.
سالانه حدود ۱۲۵ هزار نفر در سراسر جهان جان خود را بر اثر گزیدگی از
دست می دهند. قربانیان در ابتدا توسط نوروتوکسین مار یا عقرب فلج می شوند و
سپس به دلیل نارسایی تنفسی جان خود را از دست می دهند.
نتایج این تحقیقات در شماره اخیر نشریه Clinical Case Reports به چاپ رسیده است.
Voto ، ترکیبی از یک اجاق گاز کوچک و شارژر پورت USB است که با یک پیل سوختی کار می کند.

Voto بسیار مناسب برای علاقه مندان به محیط زیست که نمی خواهند برای پخت و
پز از آتش استفاده کنند. استفاده از آتش خطر آتش سوزی برای جنگل ها را خواهد داشت
بنا براین این وسیله برای مسافران کاربرد دو منظوره خواهد داشت.
Voto ، ترکیبی از یک اجاق گاز کوچک و شارژر پورت USB است که با یک پیل سوختی کار می کند.
برای شارژ دستگاه های تلفن همراه مورد استفاده قرار می گیرد.
Voto بسیار مناسب برای علاقه مندان به محیط زیست که نمی خواهند برای پخت و
پز از آتش استفاده کنند. استفاده از آتش خطر آتش سوزی برای جنگل ها را خواهد داشت
بنا براین این وسیله برای مسافران کاربرد دو منظوره خواهد داشت.
منبع:http://shahrammoradi.com/
این تابلوی قدیمی از مرگ آخرین شاه که نمیدونم مربوط به کدام کشور است تو دره یک کوه توسط Oton Ivekovic کشیده شده :

این نقاشی جدید از تجسم هیولای مرگ منتظر در کوه توسط Carouse lique یک نقاش آماتور :

این یکی خیلی سادس ولی من رو داغ کرد . جوری که وقتی دیدمش پیشونیم عرق کرد :

تو همین فکر بودم که تو جستجو رسیدم به یه مطلب در سایت پست با عنوان آمار مرگ و میر کوهنوردا بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۲۰۰۶ در امریکا . دامنه آمار خیلی وسیع بود و نمیشد از اون چشم پوشی کرد . بیا با هم یه نیگاهی به آمارها بندازیم :

خوب قاعدتا باید با افزایش جمعیت ، جمعیت کوهنوردی اضافه شه و میزان حادثه هم افزایش پیدا کنه . اما انگار تو امریکا اینطور نبوده . فقط سال ۱۹۷۶ معلوم نیست چی شده شاید فیلمی ساختند در زمینه کوه نوردی یا صعود اسمی انجام شده و سر و صدا و تبلیغات ایها الناس اتازونی رو جو زده کرده . قرمز مرگ و میر ، زرد گزارش حادثه و سورمه ای گزارش حوادثه . ظاهرا تو امریکا هم بعضا از گزارش حادثه فرار می کردند !

در جدول بالا قرمز تلفات و زرد مجروحان حوادثه .

مرگ و میر حتی تو خودِ خودِ امریکا هم سن و سال نمیشناسه عزیزم از زیر ۱۵ سال توش گیر میاد تا بالا ۵۰ سال . تو بعضی سنا اگر کمه چون کم میرن کوه .

نسبت حوادث با ماه های سال نشون میده که تو فصلای گرم تر سال حادثه بیشتره . ایران هم قاعدتا اینطوری باید باشه .

از آبی روشن سمت راست شروع میکنم . علل حوادث :
۱- صعود بی طناب ۲- فعالیت بیش از توان ۳- بدون میانی یا با میانی کم صعود کردن ۴- نداشتن ابزار کافی/لباس ۵- اب و هوا ۶-فعالیت تنها ۷- همراه نداشتن کلاه مناسب ۸- حمایت ناجور ۹- در اومدن ناخواسته میانی ۱۰- موقعیت ناجور ۱۱-جدا شدن قسمتی از مسیر ۱۲-انتخاب گیره غلط ۱۳-خارج شدن میخ یا پیچ یخ . ۱۴-گم کردن مسیر ۱۵-در معرض ریزش قرار گرفتن ۱۶-بیماری ۱۷-سایر عوامل .

معلوم نیست تو ایران از رو چی میگن بیشتر حوادث در فرود اتفاق میوفته . اما آمار رفقای ینگه دنیا نشون میده اینطوریام نیست این آبی تو شکل بالا حوادث حین صعوده . قرمزه حوادث حین فرود حوادث حین صعود ۱۳ درصدی بالاتره .

نوع برنامه . خب حوادث سنگ نوردی ظاهرا تو امریکا داره بیداد میکنه و تقریبا ۶۳٪ حوادث رو به خودش اختصاص داده . تنها ۳۳٪ مربوط به حوادث برف و حدود ۳.۷٪ مربوط به حوادث یخ میشه . و تنها ۰.۲٪ در رودخانه .

نوع جراحتا رو ... : ۱- شکستگی ۲-پارگی ۳- کوفتگی ۴- فشار/کشیدگی ۵-خراشیدگی۶- ضربه مغزی ۷-هیپوترمی ۸-سرمازدگی۹-گم شدن ۱۰- HAPE و ۱۱- سوراخ شدن ! ۱۲- AMS و۱۳ - HACE و ...

و یک آمار نا امید کننده : تقریبا حوادث ربطی به میزان کارآزمودگی نداشته ! میزان حوادث در افراد کارآزموده ، کم دانش و با تجربه ای بین ۱ تا ۳ سال برابر بوده . البته یک قسمت آمار وسیع و نامشخص هم گذاشته که گمراه کننده هستش . اما اینجوری که ظاهرا پیداس هر کسی در سطح خودش بی نصیب نمونده از حادثه . و این نامشخصی به همون دلایله که تو ایران هم هست .
حالا میگی ته این همه حرف و جدول چی ؟ زنگ زدی من رو پیدا کردی گفتی این رو برا من نوشتی ! ببین من و تو دو راه داریم : یکی این که بگیم ضربه سنگین ، کوهنورد بومب ؟ وسایل رو بدیم همه رو مغازه ... و بزنیم زیر همه چی و دیگه ، نترسیم بدوییم دنبال راهی برای کم کردن تلفات . حداقل تو کار عمودی من و تو حرف برا زدن و تجربه مفید برا انتقال داریم . هر چند ته این خط یک روزی هم نوبت منه و خیلی دوستای دیگه .
من میدونم نسبت جمعیتی تو ایران بیداد میکنه . حداقل میشه این رو کاهش داد . میشه اصلا شروع کرد به تشویق تشکل های کوهنوردی به تهیه آمار صادقانه و از یه جایی جلو خطرات تکراری یا ناشی از بی توجهی رو گرفت . از همین آمارها بود که اونور آبیا مخصوصا تو امریکا افتادن دنبال تعویض میانی ها و کارگاه های فرسوده یا تو روش های تدریس تجدید نظر کردن . فکرات رو بکن آروم شو اما جا خالی نکنیا هر چند که اگر این کار رو بکنی هم بازم دوستت دارم داداش ، دست رفاقت برا من و تو معنا داره .
پی نوشت :
۱- مطلب مخاطب خاص داره اما عامه دوستان با خوندن و فکر و ارائه نظر من رو خوشحال میکنند .
۲- منبع Summit post
۳- من رو ببخشید اگر نقصی داره .
دیوید یوهانسون، اهل سوئد، نوعی ابزار حرارتی الکتریکی ابداع کرده که گوشیهای هوشمند کوهنوردان را در شرایط اضطراری شارژ میکند. این سیستم کوچک و قابل حمل، دارای مولدی است که قادر به خلق ولتاژ از طریق گرمای چراغهای گازی یا الکلی است. در این ابزار، از یک ماژول حرارتی- الکتریکی پرقدرت 40*40 میلیمتری استفاده شده که میتواند 5.9 وات را در تفاوت 180 درجه تولید کند. بهای این ماژول 50 پوند است، با این حال از بسیاری از شارژرهای خورشیدی و شارژرهای حرارتی- الکتریکی تجاری ارزانتر است. این نخستین نمونه اولیه یوهانسون بوده و وی معتقد است که میتوان آن را ارتقا داد. این مبتکر مدعی است که فناوری جدید با طیفی از منابع گرمایی به کار میرود و محصولات متنوعی را نیرودهی میکند. یوهانسون ابزار جدید خود را جایگزینی برای شیوههای معمول شارژ نمیداند، بلکه آن را محصولی برای استفاده در مواقع اضطراری و مکانهایی مانند نواحی کوهستانی عنوان میکند. منبع:کنجکاو |
توت سفید
قند موجود در توت سفید برای کسانی که مبتلا به مرض قند هستند ضرر ندارد. به همین علت به آنها توصیه میشود به جای قند، چای را با توت خشک بخورند.
این میوه خوشمزه دارای آنتیاکسیدانی به نام آنتوسیانید است. آنتیاکسیدان موجود در این میوه فواید بسیاری برای سلامتی دارد که یکی از آنها کاهش میزان کلسترول بد خون و جلوگیری از ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی است.
نقش دیگر آنتیاکسیدانها پیشگیری از سرطان است، به همین دلیل مصرف توت برای پیشگیری از سرطان توصیه میشود.توت سفید حاوی فیبر فراوانی است، به همین دلیل ملین خوبی است.
توت در سهل کردن جریان ادرار نیز نقش دارد.
مصرف این میوه وزن را کاهش میدهد. طبق یافتههای پژوهشگران فیبرهای نامحلول موجود در توت کالری جذب شده در بدن را کاسته و موجب کاهش وزن میشود.
توت حاوی مقدار قابل توجهی ویتامین c و آهن است، از این رو مصرف آن برای کسانی که کمخونی دارند توصیه میشود.
جوشانده پوست خشک شاخههای جوان و تازه درخت این میوه، ملین و روانکننده مزاج است.
توت به علت داشتن انواع ویتامینهای گروه B در کاهش و رفع ترس، عصبانیت، خمودی، اضطراب و هیجان موثر است.
ویتامین A موجود در توت باعث رشد ناخنها و تقویت چشم میشود.
اسکات پاوری، کوهنورد آمریکایی، که در بخشی از برنامۀ صعود به قلۀ 8047 متری برودپیک همراه کوهنوردان ایرانی، آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراهی بوده، در وبلاگ خود نوشته است که آنان از بهترین آدمهایی بودهاند که او در زندگیاش دیده است. او همچنین مینویسد که با آدمهای گوناگونی در نقاط مختلف جهان زندگی کرده که برخی خوب و برخی بد بودهاند و در برخی موارد نادر با کسانی دیدار داشته که موج مثبت خیلی قوی، به مانند نوری سفید از شادی و سعادت، در انسان ایجاد می کنند؛ آیدین، پویا و مجتبی که «صعودی باورنکردنی و گشایش مسیری جدید بر روی قله برودپیک انجام دادند»، از این دسته انسانها بودند.
پاوری اضافه میکند که یکی از افراد تیمشان به نام برایان در نزدیکی چادرگاه یک دچار شکستگی پا شد، و مجتبی که بسیار خسته از چادرگاه سوم برمیگشت به او کمک کرد تا از طنابهای ثابت پایین بیاید و حتی وسایل خود را به باربران ارتفاع داد تا برایان را به پایین برسانند. پاوری از سخاوتمندی آن سه ایرانی که خوراکهای خودشان را به تیم آمریکایی میدادند، نوشته و این که آنان «جلوه ای عظیم از استعداد، خوش طبعی، شخصیت و بازتابی شگفت انگیز از کشوری بودند که از آن آمده بودند.»
با توجه به نوشتههای پاوری، جلوههایی از شخصیت آن سه جوان ایرانی را که خود میشناختیم، به روایت یک نفر خارجی میبینیم:
1- آیدین، پویا و مجتبی، انسانهایی با خصلتهای والای فداکاری، گذشت و دلسوزی نسبت به دیگران بودند.
2- ضربالمثل قدیمی ما میگوید که انسانها را در سفر یا بر سر سفره باید شناخت؛ اسکات پاوری در آن سفر سخت با کوهنوردان ایرانی معاشرت داشته و از متانت و بزرگواری آنان گفته است. در واقع، آن سه جوان ایرانی، جلوههایی از فرهنگ چند هزار سالۀ ایرانی را به بهترین شکل نشان دادهاند. در عین حال، اسکات با آنان همسفره هم شده و بر سخاوت و از خود گذشتگی ایشان گواهی داده است.
3- پاوری از «خوش قلبی، ادب و نوعدوستی» کوهنوردان ایرانی گفته و این که «جهان، این روحهای جوان را از دست داده است.»
4- «موفقیت بزرگ این کوهنوردان بسیار با استعداد» که توانستند مسیری را به نام ایران برای نخستین بار روی یک قلۀ بالای هشت هزار متر ثبت کنند، این نیز نشانی از میهندوستی آن جوانان بود که برای همیشه در خاطرۀ مردم ایران به یادگار خواهد ماند.
جا دارد که از خانوادههای بزرگوار و بامتانت جراهی، کیوان و بزرگی هم یاد کنم که با درایت خود، پس از شنیدن گزارش نهایی کارشناسان و کوهنوردان، اعلام کردند که نمیخواهند کمترین خطری متوجه دو عضو باقیماندۀ تیم ایرانی برودپیک و دیگرانی که در عملیات جستجو درگیر هستند بشود و پس از سپری شدن زمان مفید برای نجات، موافقت خود را برای توقف عملیات جستجو اعلام کردند.
صبورانه رفتم، اما با غرور
چون عقاب پرکشیدم در فراسوی ایران
تا باشد که برادری پیدا کنم
برای دماوندکوه...
یافتم برودپیک را
و برای او شناسنامهای ثبت کردم به نام ایران
عزت عمرانی

اول - یاد نیکی های پدر و مادر
استاد بهمنش که دست تطاول روزگار از او پدری داغدیده و رنج کشیده ساخته، در ابتدای سخنانش پس از تشکر از حاضرین در نشست، مطالب خود را با یاد نیکی های والدین آغاز می کند. «من مجبورم که در اینجا از پدرم یاد کنم. نمیگویم که پرورشی طراز اول داشتم، اما هر چه که بودم، نتیجه زحمات او بوده است.» این نخستین نکته اخلاقی در مطلع سخنان استاد بود و ایشان به حق به همه ما یادآوری می کنند در هر سن و سال و در هر جایگاه، مقام و موقعیتی که باشیم، نیکی والدین را فراموش نکرده و همیشه قدردان زحمات آنها باشیم. همانگونه که خداوند قادر و متعال در آیه 24 سوره اسراء می فرمایند:«و بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده».
دوم – احترام به اهل فن
او در ادامه به دوران جوانی می رسد. جایی که در باشگاه بانک ملی هم فوتبال بازی کرده و هم کشتی گرفته است. با این وجود وقتی در حضور حسین کلانی – عضو اسبق تیم ملی فوتبال و منصور برزگر – قهرمان سابق کشتی جهان سخن می گوید، برای گفتن خاطراتش در فوتبال و کشتی از این دو قهرمان با اخلاق رخصت می طلبد: «در تیم بانک ملی، هافبک راست بودم. در حضور کلانی جسارت است که بگویم فوتبال بازی میکردم. در همین باشگاه کشتی آزاد هم کار کردم.( رو به برزگر می کند) با اجازه آقای برزگر. که در این میان برزگر می گوید: ما شاگرد شما هستیم.»
وقتی فرد ارزشمند و استخوان خرد کرده ای همچون بهمنش، برای اینکه بگوید روزی در فوتبال یا کشتی مشغول فعالیت بوده، از بزرگان این حوزه کسب اجازه می کند، با زبان بی زبانی به همه ما خبرنگاران، گزارشگران و مفسران ورزشی می آموزد که هرچه در حوزه ای صاحب فکر، اندیشه و قلم باشیم، باز هم باید احترام اهل فن و قهرمانان آن حوزه را گرامی نگاه داریم. البته این احترام نیز پاسخی متقابل از سوی قهرمانان را در خود می طلبد.
سوم – قناعت و مناعت طبع
بهمنش چندین بار در سخنان کوتاه خود از قناعت و مناعت طبعش در زندگی می گوید. او در جایی گفت:«به دنبال پول نمیروم. خدا شاهد است. چون نمیشود. یا باید کاسبی کنی یا انجام وظیفه. من سعی کردم که به دنبال کاسبی نروم و برای پول خراب نشوم. من هیچ وقت پولدار نبودم، الان هم نیستم و دیگر هم نخواهم بود.»
همه کسانی که از نزدیک با استاد بهمنش در ارتباط هستند، به خوبی می دانند که او هیچگاه ثروتمند نبوده و شاید همین قناعت و مناعت طبعش در برهه هایی از زندگی، دشواریهایی برای او بوجود آورده است. با این وجود همین خصوصیات اکنون در سن 92 سالگی باعث شده تا او به عنوان فردی ارزشمند در دلها جای گیرد و خودش نیز خدواند بخشنده را برای این رفتار شکر کند. و لسان الغیب در وصف چنین رفتاری می فرمایند:
«هر آنکه کنج قناعت به گنج دنیا داد .............. فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی»
چهارم – قدرشناسی
عطاءالله بهمنش درحالی که به سختی سخن می گفت و حتی تا چندی پیش بسیاری از دوستان نزدیک خود را به یاد نمی آورد، در بخشی از سخنانش از یکی از افراد تاثیرگذار در زندگی اش می گوید. از دکتر عباس اکرامی. بنیانگذار باشگاه شاهین که بعدها شیوه تفکر اعضای این باشگاه به مکتب شاهین در فوتبال ایران شهرت یافت. بهمنش درباره دکتر اکرامی چنین می گوید:«وظیفه دارم اینجا از دکتر اکرامی یاد کنم. حیف است مجلس ورزشی داشته باشیم و از ایشان حرفی گفته نشود. (او از حاضران خواست که برای شادی روح پاک دکتر اکرامی صلوات بفرستند.) کار ورزش و کار گزارش (من) با نوشتن همراه شد. دکتر به من گفت که اگر می خواهی خوب شوی، ناچار هستی که بنویسی.»
او همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود از برخی اقوامش یاد می کند که در راه گزارشگری و روزنامه نگاری و حضور در عرصه ورزش مشوقش بوده اند. پس بدین ترتیب، قدرشناسی نیز باید یکی از صفاتی باشد که همه ما آن را سرلوحه کارهایمان قرار دهیم. بی شک افراد زیادی در موفقیتهای انسان نقش دارند که قدرشناسی از آنها، به افزایش جایگاه اخلاقی انسان کمک شایانی می کند.
پنجم –میانه روی در گفتار و نوشتار
شاید اعتدال نداشتن در گفتار و نوشتار بزرگترین آفتی باشد که می تواند گریبانگیر اهالی رسانه شود. بهمنش در گفته های خود به توصیه دکتر اکرامی اشاره می کند و می گوید:«هیچ کس به جز دکتر اکرامی به شکل خاصی به من چیزی یادآوری نکرد. هر چه ایشان گفت این بود که کار کن و تجدید خدمت. اگر چیزی را میگویی و میشکافی، طوری آن را تنظیم کن که کسی از تو نرنجد. من تلاشم را کردم. خوب یا بد، قبول شده یا نشده. امیدوارم که مورد تایید باشد.» اهالی رسانه بویژه در رسانه های نوشتاری بخوبی می دانند که در بسیاری از موارد عرصه برای تاخت و تاز آنها فراهم است؛ اما آنچه یک خبر، مصاحبه، گزارش و یا تحلیل را به واقعیت و صلاح نزدیک میکند، اعتدال در گفتار و نوشتار است و بی شک رعایت این خصوصیت، در اعتبار و روایی تولیدات رسانه ها، خبرنگاران و مفسران تاثیر بسزایی دارد.
ششم – سخت کوشی تا آخرین نفس
استاد عطاءالله بهمنش اکنون در سن 92 سالگی قرار دارد و بیماری و دشواریهای مختلف را پشت سر گذارده و همچنان با درد و ضعف دست و پنجه نرم می کند. با این وجود همچنان دست از کار و تلاش برنمی دارد و اکنون نیز هم می نویسد و هم عکسهای قدیمی را برای استفاده در کتابی، جمع آوری می کند: «من مریضم، ناراحتم و ناخوش. کاری که این روزها میکنم این است که عکسهای طراز اول ورزش ایران را قیچی میکنم و برایشان نوشتههایی میگذارم. من 91 سال دارم. دیگر عمر سازندهای ندارم که هر کاری دوست دارم انجام دهم. همین حالا هم برای یک نشریه که خودم نمیدانم که چه خواهد بود، مینویسم.» این خصوصیت بهمنش نیز به ما می آموزد تا آخرین نفس دست از تلاش و کوشش برنداریم و درس بزرگتری برای جوانان دارد - که هم توان انجام کار و هم فرصت کافی را دارند، بکوشند تا اثر ماندگاری از خود در این زندگی کوتاه برجای گذارند.
هفتم– اهمیت ثروتهای معنوی
اگرچه در این جهان هستی، ثروتهای مادی بسیار مورد توجه بوده و هستند و در برخی از موارد محوریت امور و تفکرات را در اختیار دارند، اما بسیاری از ما در زندگی های خود ثروتهای دیگری را در اطرافمان داریم که بیشتر اوقات از آنها غافل هستیم. عطاء الله بهمنش که آفتاب عمر خود را رو به افول می داند، در جای جای سخنان خود بخوبی از این ثروتهای معنوی یاد می کند. استاد در بخشهای مختلف می گوید:«من هیچ وقت پولدار نبودم، الان هم نیستم و دیگر هم نخواهم بود. من دوستان و سرورانی دارم. کسانی که من را دوست دارند و (به من) احترام میگذراند و راه زندگانی را به من نشان میدهند. من سعی کردم در اختیار دوستانم باشم و به حرف بزرگانم گوش دهم. دوستانم به من احترام گذاشتند، بیشتر و زیادتر از آنچه که حقم بود. من همیشه بدهکارشان هستم. دوست دارم گریه کنم، چون گریه دردهای انسان را معلوم میکند.»
هشتم– زندگی سالم و سلامت
به هرحال انسان جایز الخطاست و این امکان وجود دارد در برهه ای از زندگی رفتاری نادرست از او سر بزند، اما سالم زندگی کردن و داشتن یک زندگی سلامت؛ بویژه در پایمال نکردن حق الناس، انسان را به اوج کمال می رساند. این مسئله نیز یکی از مواردی است که عطاءالله بهمنش بدان افتخار می کند: «من شش فرزند دارم و خوشبختانه مال کسی را نخوردهام، الحمدالله. پولدار هم نشدم صد بار الحمدالله، من در سایه و جوار کسانی ماندم که به آنها احترام میگذارم. من به همه احترام میگذارم چون برایم احترام قائل هستند.» البته این خصوصیت در جوانی اهمیت دوچندانی پیدا می کند. همانگونه که شاعر بزرگوار بیان می دارد:
« در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبریست ............ ور نه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار»
نهم– تواضع
استاد بهمنش در طول حضور یکی – دو ساعته خود در ایسنا و در سخنان کوتاهی که داشت، همیشه در تواضع کامل سخن گفت و رفتار کرد و بارها با جملات و رفتارهای خود، فروتنی را به صورت عملی و زبانی به حضار نشان داد. شاید این خصوصیت بارزترین ویژگی بهمنش در روز تولدش بود. در روزی که افراد ارزشمندی در کنارش اشک ریختند و او را مورد تحسین قرار دادند و دیگرانی هم که در جمع حاضر نبودند، از او به نیکی یاد کردند. او بارها خود را کوچک تر از اوصاف حاضرین برشمرد و در پایان، تجلیل بعمل آمده را بسیار بالاتر از آنچه شایسته اش بوده، قلمداد کرد. بی شک تواضع یکی از اصلی ترین خصوصیتهای بهمنش در این روز بزرگ بود.
دهم– خدمت به خلق
عطاء الله بهمنش پس از عمری فعالیت فرهنگی در عرصه ورزش، وقتی می خواهد جمله ای به عنوان یادبود از خود برجای گذارد، اینگونه مطلبش را آغاز می کند: «امروز دانستم در صورتی که انسان بخدمت در آید، هرگز از یاد نخواهد شد.» شاید این جمله حسن ختام بسیار خوبی بر همه سجایای اخلاقی استاد باشد. وقتی بهمنش پس از هفتاد سال فعالیت رسانه ای و مطبوعاتی چکیده عمر خود را در این جمله بیان می کند و خدمت به خلق را عامل اصلی ماندگاری اش می داند، بنابراین حجت بر همه عیان خواهد شد که کلید ماندگاری و عزت انسان در میان سایرین همین خدمت به خلق خواهد بود. چنان که شیخ اجل، سعدی شیرازی می فرمایند:
«عبادت بجز خدمت خلق نیست ..............
به تسبیح و سجاده و دلق نیست»
کوه را عشق است ...
دل سپردن بر ستیغ کوهها را ، عشق باید گفت
کوله بار سخت و سنگین را بدوش خود کشیدن
از بلند یال ها بالا کشیدن
پا نهادن بر فراز کوهساران
کار هر کس نیست ...
ره بریدن در اریب صخره های مرگبارش
و فرورفتن به عمق دره های پر شیارش
پنجه افکندن به یخهای یخارش
کار هر خس نیست ...
خاصه آنجا که چکاد کوه زیبای دماوند است .
کوهساران جای کرکس نیست !
اوج صخره آشیان باز و شاهین است
جایگاه مردمان نیک آیین است
همنوردا مرد باید بود ...
در کمال سر فرازی
زیر پای نیکمردان گرد باید بود
کوه را عشق است
دل سپردن بر چکاد کوهها را عشق باید گفت
عشق ورزیدن شیوه ی والای انسان است ...
شاعر :حسن خوش وجدان
یکی از اساتید مدعو در یازدهمین گردهمایی مدیران و محققان پژوهشکده مهندسی جهاد کشاورزی جناب آقای دکتر مهدی بهادری
نژاد ، استاد دانشگاه صنعتی شریف و یکی از برگزیدگان چهره های ماندگار بود .
ایشان دوره آموزشی با عنوان اخلاق مهندسی و مهندسی اخلاق را ارائه نمودند
که شباهت بسیار زیادی به آموزه های کوهنوردی دارد که از این روی برای این
پست انتخاب کردم و بخش های اندکی از آنرا جهت آشنایی خدمتتان ارائه می
نمایم .
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است (نظامی )
بطور خلاصه در یک جمله این دوره آموزش می گوید که : خداوند ما را آفریده تا شاد باشیم .
در کوهنوردی هم تمام تلاش ما این است که از فعالیتهای
کوهنوردی لذت ببریم و شاید باشیم . پس باید باورهای ما در مورد کوهنوردی و
اخلاق کوهنوری به گونه ایی باشد که کوهنوردی با اخلاق داشته باشیم .
کوهنوردی با اخلاق یعنی چه ؟
یعنی
بدانیم چه کارهایی را در کوه و طبیعت انجام دهیم و چه کارهایی را انجام
ندهیم . مثالی می زنم پاکیزه نگه داشتن محیط طبیعی کوهستان می تواند اخلاق
پسنده و نیکو به شمار آید و در مقابل آلوده کرده و تخریب منابع طبیعی با هر
نیتی خلاف آموزه های کوهنوردی بشمار می رود .
روش های بهتر در انجام کوهنوردی و یا زندگی در جهت بیشینه شدن شادی واقعی طول عمر می باشد و خداوند ما را برای آن آفریده است .
در ارتباط با کمک رسانی کوهنوردان به همدیگر و سایر
همنوردانی در مسیر دچار مشکل شده اند نیز به عنوان باورهای اخلاقی کوهنوردی
است که در هر شرایطی سعی می کنیم تا آنجا که می توانیم این نکات را نیز
رعایت نماییم .
برای همین بیشترین شادی دراز مدت انسان در ارائه موثرترین خدمت بی ریا همراه با عشق ورزی فراوان و پرهیزگاری کامل به کسانی که بیشترین نیاز را دارند به دست می آید .
برای ارائه موثرترین خدمت در کوهنوردی لازم است سطح
آگاهی و معلومات کوهنوردی خود را بالا برده و دانش خود را همیشه ب روز نگه
داریم .
بر این اساس خدمتگزاری بی ریا به همنوردان را یک عبادت دانسته و
خداوند را به خاطر چنین فرصتی که برایمان فراهم نموه همیشه سپاسگزاری می
نماییم .
بحث مهندسی اخلاق کوهنوردی بر این باور استوار است که :
ما برای شاد زیستن آفریده شده ایم ، ما زنده هستیم تا شاد باشیم و این حق ماست که شاد باشیم.
و تمام وقایع و رخدادهای کوهنوردی ما فرصت هایی هستند تا ما بتوانیم شادی
دراز مدت طول عمر خود را بیشینه نمائیم . بنابر این یک کوهنورد می تواند به
کوهنوردی و مسئولیت خود به عنوان فرصتی برای این منظور و برای رسیدن به
هدف فوق نگاه کند .
در اینجا فشرده مراحل پیشنهادی در این بحث برای دستیابی به شادی فردی و اجتماعی ارائه می شود .
۱- می پذیرم که برای شاد بودن زندگی می کنم و می پذیرم که در زندگی شادمانی هایی هستند که از لذات جسمانی بسی عمیقترند .
۲- می پذیرم که من خود به تنهایی مسئول شادی خود هستم و با نگرشی مناسب و جهد و کوشش فراوان می توانم به آن دست یابم .
۳- می پذیرم که شادی و سعادت عمیق را می توان از راه مهرورزی بی چشمداشت و خدمتگزاری بی ریا به دست آورد .
۴- بسته به علایق و استعدادهایم ، کمر به انجام موثرترین و مهمترین خدمت بی ریا به کسانی که بیشترین نیاز را دارند می بندم . وقتی برای کوهنوردی یا حرفه ای برنامه ریزی می کنم با کمال علاقه خود را برای خدمت موثرتر آماده می سازم و مجسم می کنم که در آن کوهنوردی و حرفه کاملاً موفق هستم .
۵- می پذیرم که نظام آفرینش بسیار سخاوتمند و کاملاً غنی است و کلیه نیازهای مرا با توجه به افکار و کوشش هایم و برخورداری من از تقوی یا اخلاق کوهنوردی براورده می کند . پس من به هیچ کس نیاز ندارم و هیچ گاه نگران برنامه خود نیستم چون به خداوند توکل می کنم ، او به وسیله نظام آفرینشش مرا یاری خواهد کرد .
بندهای این روش زیاد است ولی شاید بتوان گفت تمام آنها قابلیت انتقال به فعالیت های کوهنوردی را دارد . امیدوارم ما در رشته کوهنوردی بتوانیم فرهنگی غنی از جوانمردی و پهلوانی را ارائه نماییم .
زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
شاد و با نشاط باشید همچون کوهستان