X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

پولادین

باشگاه فرهنگی ورزشی شیراز جوان

جستجو
تقویم
تیر 1397
شیدسچپج
1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31
نظرسنجی
به نظر شما چگونه باید از محیط زیست و منابع طبیعی حفاظت نمود؟
نویسندگان
پیوندها
آمار
تعداد بازدیدکنندگان : 33736
بررسی‌ها نشان داده است که در 12 سالگی مغز نوجوانان در حساس‌ترین حالت است و وارد شدن ضربات متعدد به سر می‌تواند مشکلات مغزی شدیدی برای آن‌ها ایجاد کند.
 مطالعات جدید نشان داده است، اگر ورزشکاران فوتبال آمریکایی ورزش خود را قبل از 12 سالگی شروع کنند، مشکلات مربوط به حافظه و تفکر پیدا می‌کنند. 

در ورزش‌هایی همچون فوتبال آمریکایی ضرباتی که به سر وارد می‌شوند اجتناب‌ناپذیر هستند. بیشترین آسیب دیدگی‌های ناحیه سر در کودکان و نوجوانان زیر 19 سال اتفاق می‌افتد. 

اینکه این ضربات در آینده چه آسیب‌هایی به فرد وارد می‌کند موضوع مورد بحث متخصصان است. بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که ریکاوری آسیب دیدگی سر در کودکان بهتر از افراد بزرگسال صورت می‌گیرد زیرا مغز آن‌ها هنوز در حال رشد است. 

نتایج تحقیقات اخیر در این زمینه در مجله تخصصی اعصاب منتشر شده است. محققان دانشگاه بوستون تلاش کردند تا درک بهتری از آسیب دیدگی‌های مغزی در زمان کودکی داشته باشند. 

برای رسیدن به نتایج، تیم تحقیقاتی 42 ورزشکار فوتبال آمریکایی قدیمی را مورد بررسی قرار دادند. این افراد بین 40 تا 69 سال سن داشتند. این افراد حداقل برای 6 ماه مشکلات مربوط به حافظه و تفکر داشتند. در این سن بیشترین جریان خون به مغز وجود دارد و قسمت‌هایی از مغز مثل هیپوکامپوس که به حافظ مربوط هستند در این سن رشد می‌کنند. 

محققان دریافتند افرادی که پیش از 12 سالگی شروع به فوتبال می‌کنند 20 درصد در آزمایش‌های مربوط به کارایی شناختی و حافظه، کارایی کمتری دارند. 

فوتبال بیشترین میزان آسیب دیدگی را در بین ورزش‌های دیگر دارد. حدود 70 درصد از بازیکنان فوتبال در آمریکا زیر 14 سال هستند و همه کودکانی که بین 9 تا 12 سال سن دارند در هر فصل 240 ضربه به سر آن‌ها وارد می‌شود. 

تحقیقات اخیر که در مجله "پزشکی جدید امروز" منتشر شده است نیز نشان داده است آسیب دیدگی ناحیه سر در ورزشکاران حرفه‌ای باعث کاهش حجم مغز و کاهش سرعت پردازش اطلاعات می‌شود.

دانشیار گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه شهرکرد معتقد است بزرگ‌ترین چالشی که ورزش کودکان را تهدید می‌کند، رویکرد نتیجه‌گرایانه‌ای است که مسئولان و مدیران ورزشی نسبت به این رده سنی دارند.

دکتر محمد فرامرزی با اشاره به رویکرد نتیجه‌گرایانه‌تر مدیران و مسئولان ورزشی به ورزش کودکان نسبت به سایر کشورهای توسعه یافته، افزود: در کشورهای توسعه یافته تر، سازمان‌ها و نهادهای ورزشی معمولا برنامه‌های بلندمدت و علمی نسبت به ورزش کودکان دارند و در اولین گام توسعه و تکامل مهارت‌های حرکتی پایه را در محور برنامه‌های اصلی خود قرار می‌دهند و تحت هیچ شرایطی نگاه رقابتی به ورزش کودکان ندارند و این دیدگاهی است که کاملا با کشور ما متفاوت است. به طوری که در تمام رده‌های سنی ورزش را از دیدگاه رقابتی و قهرمانی دنبال می‌کنند. 

وی تصریح کرد: نگاه نتیجه‌گرایانه به ورزش جدی‌ترین چالشی است که ورزش را در تمام رده‌های سنی تهدید می‌کند و متاسفانه این چالش به ورزش کودکان نیز سرایت کرده است. 

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: تمام متخصصان علوم ورزشی بر این باورند که ورزش کودکان قبل از رسیدن به سن بلوغ باید در قالب تفریح و لذت بردن از ورزش باشد و نباید تحت هیچ شرایطی کودکان را وارد بحث رقابت و چالش برد و باخت کرد. در حقیقت متخصصان مخالف این مساله نیستند که کودک را نباید وارد بحث رقابت کرد، بلکه می گویند در این سن باید کودک یاد بگیرد که چگونه از رقابت کردن بدون این که چالش برانگیز باشد، لذت ببرد. 

دانشیار گروه فیزیولوژی ورزش دانشگاه شهرکرد، ادامه داد: در ورزش کودکان هدف از ورزش نباید برد و باخت باشد، بلکه انگیزه اصلی باید یادگیری مهارت‌های بنیادی باشد، چیزی که متخصصان علوم حرکتی بر آن تاکید زیادی دارند. 

وی اضافه کرد: هنوز مسئولان و مدیران ورزشی بر این باورند نرسیده‌اند که ورود به بحث رقابت و برد و باخت چه آسیب‌هایی به ورزش کودکان می‌تواند از نظر جسمانی و روحی به یک ورزشکار نونهال یا نوجوان واردکند و کودک را تحت استرس‌هایی قرار دهد که بعضی وقت‌ها کودک انگیزه خود را برای ادامه ورزش تا حد حرفه‌ای از دست می‌دهد. 

فرامرزی گفت: در کشور ما برنامه‌های بلند مدتی برای توسعه ورزش کودکان وجود ندارد و سلسله مراتبی که به صورت علمی برای ورزش کردن از سن شروع ورزش تا سن ورود به تمرینات تخصصی و به نقطه اوج رسیدن رعایت نمی‌شود و بسیاری از والدین خواسته یا ناخواسته کودکان خود را از سن هفت یا هشت سالگی وارد رشته‌هایی می‌کنند که بدون یادگیری اصولی و درست مهارت‌های حرکتی پایه، وارد سن تخصصی و سپس حرفه‌ای می‌شوند. 

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: هر رشته ورزشی یک سن خاصی برای شروع دارد. به فرض مثال وزنه‌برداری ، دوومیدانی، دوهای سه گانه و دو ماراتن جزو ورزش‌هایی هستند که شروع آنها از سن پایه توصیه نمی‌شود و آسیب‌های زیادی را متوجه کودک می‌کند. بنابراین تا زمانی که کودک از نظر رشد جسمانی و فیزیولوژیکی به اوجه عملکرد نرسد، رسیدن به حداکثر عملکرد بالا برای کودک مناسب نیست. 

وی گفت: والدین باید بدانند که کودکانشان در چه مرحله‌ای از سن قرار دارند و چه رشته‌های ورزشی مطابق با رشد و سن آنها برای شروع مناسب است. متاسفانه نتیجه‌گرایی در هر رده سنی در ورزش سایه انداخته و بسیاری از والدین تصور می‌کنند کودکان آنها باید از همان سن پایه وارد ورزش حرفه‌ای و قهرمانی شوند و این تفکر غلطی است که سال‌هاست ورزش ما را تهدید می‌کند و به جای این که کودکان را صرف نظر از برد و باخت به سمت پیشرفت و توسعه ورزش تشویق کنند، در برابر باخت، آنها را سرکوب می‌کنند و همواره تحت هر شرایطی مسئولان و مدیران ورزشی انتظار موفقیت و پیروزی از آنها دارند. 

فرامرزی خاطر نشان کرد: به طور مثال کشور زاپن در برخی دوره‌ها از بازی‌های آسیایی بازیکنان جوان خود را به جای بازیکنان بزرگسال راهی مسابقات فوتبال می‌کنند، زیرا انتظار برد از آنها ندارند بلکه، هدف کسب تجربه و آماده سازی این تیم زمانی که به سن حرفه‌ای و اوج عملکرد می‌رسد، است. در حالی که ما از تمام رده‌های سنی انتظار برد داریم و اگر این موفقیت حاصل نشود، به دنبال تغییر کادرفنی و زیر سوال بردن سرمربی تیم هستیم. متاسفانه این بردگرایی آفت بزرگی است که ورزش ما را از رده پایین تا بزرگسال تهدید می‌کند و اجازه رشد و پیشرفت را از ورزش گرفته است. 

وی در پایان تاکید کرد: ورزش‌هایی همچون دو استقامت، وزنه‌برداری، کشتی و ورزش‌های سه گانه که فشار جسمانی و فیزیولوژیکی سنگینی را بر بدن وارد می‌کند، شروع سن رقابت در این ورزش‌ها در سنین بالاتری قرار دارد. زیرا کودک از نظر رشد جسمانی، روانی و فیزیولوژیکی هنوز به تکامل لازم نرسیده و نباید انتظار عملکرد مثبت از کودک در این رشته‌ها داشته باشیم. امیدواریم با نگاه تحصصی‌تر و در نظر گرفتن دیدگاههای کارشناسی در برنامه‌ریزی ورزش پایه کشور شاهد توسعه پایدار ورزش قهرمانی و حرفه‌ای باشیم.

نوع نگرش و برخورد ما با مسائل می تواند تعدیل کننده هیجانات، استرس ها و قضاوت های مادرمورد اتفاقات و حوادث با نوع برخوردمان با دیگران باشد.

دراینجا به مواردی اشاره می کنیم که انجام آن می تواند سطح آگاهی را عمیق تر و نوع نگرش ما را نسبت به رویدادها و حوادث تغییر دهد ، به نحوی که آرامش و فضای سالم برای خود و دیگران فراهم اوریم. 

هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنیم 
این مقایسه غیرمنطقی و غیر عادلانه است و به جایی نمی رسد مگر تضعیف عزت نفس ما. هر یک از ما عوامل وراثتی، شرایط اجتماعی و دوران کودکی متفاوتی دارد. مهارت های تحصیلی و تجربه زندگی هر شخص با دیگری تفاوت دارد. بنابراین چگونه می شود مقایسه ای واقعی بین خود و دیگری انجام دهید؟ هر روز کارهایی می کنیم که شاید کم اهمیت به نظر برسد، اما در واقع بسیار اهمیت دارند مشکلاتی که بر آنها چیره می شویم، چالش هایی که با آنها روبه رو می شویم، کارها و رفتار محبت آمیزی که با دیگران داریم، شیوه ارتباط اجتماعی با دیگران و... انباشت روزانه این کارهای کوچک است که در نهایت ما را به شکل آنچه هستیم، درمی آورد. یک حسن جویی راستین و سالم از خود، در ما توانایی رشد را آزاد کرده و به ما انگیزه تغییر و رشد می دهد. 

چرا مقایسه کردن درست نیست؟ 

اگر می.خواهید دست از مقایسه کردن بردارید، باید ابتدا به این موضوع یقین کنید و اعتراف کنید که مقایسه کردن کردن اساسا کار درستی نیست. مقایسه کردن غلط است چون همیشه کسانی بهتر از شما یا در موقعیت و شرایط بهتر از شما وجود دارند. بنا براین شما تا دست از مقایسه کردن بر ندارید و نپذیرید که موقعیت شما در زندگی به شرایط و موقعیت هیچ کس دیگر ربط ندارد، از زندگی راضی نمی شوید. 
وقتی پیوسته در حال مقایسه کردن باشید،باعث می شود نسبت به کسانی که از شما موفق ترند یا شرایط بهتری دارند،خصمانه برخورد کنید.وقتی در مورد دیگران پیش داوری می کنید و بر اساس برداشت های خود آنها را از خود موفق تر می بینید،در واقع این موقعیت را فراهم می کنید که آنها از شما موفق تر باشند. 
و اگر شما از آن دسته افرادی هستید که بر اساس عادت خود را با دیگران مقایسه می کنید،بدانید که این عادت مقایسه،احساس ناامنی با خود به همراه دارد. چون شما احساس ناامنی می کنید گاهی فکر می کنید باید درارتباط با دیگران فضایل و کمالات خود را به رخ آنها بکشید. کسانی که هر آنچه را که انجام داده اند، هر کجا که رفته اند، هر چه که دارند را به رخ دیگران می کشند چندان شخصیت های دوست داشتنی ندارند و نمی توانند افراد زیادی را جذب کنند. 

قدر موهبت سلامتی را بدانید 

یکی از مسئولیت های ما نسبت به خود، تلاش در جهت رسیدن به وضعیت سلامتی است. سلامتی یک انتخاب است، یک شیوه زندگی است. سلامتی در واقع هماهنگی بدن، ذهن و روح می باشد. سلامتی یک نگرش و حالت مثبت ذهن است. ارزش قائل شدن برای خویشتن، برای دیگران و برای محیط زیست است. باید بگویید من مسئولیت سلامتی خودم را به عهده می گیرم. می توانم با بدنم بیشتر دوست باشم و این کار را از راه آموختن احترام به این جنبه و خودم و مراقبت مهرآمیز از آن انجام دهم. می توانم از بیگانگی از بدنم که ریشه در ناهماهنگی برنامه ریزی ذهنی دارد، رها شوم و در مورد خود دوباره برنامه ریزی کنم. یاد بگیرم که به جای چسبیدن به تصویر منفی ناتوانایی ها، ضعف ها، شکایت ها و ... به شیوه مثبت بر امور چیزهای بی شماری که برای خود داریم، تمرکز کنیم. 

برای خودتان وقت بگذارید 

ما نیاز داریم که در زمان هایی خود را رها کنیم. بیشتر اوقات ما بدون این که دلیل آن را درک کنیم، آشفته هستیم. حتی هنگامی که به خواب می رویم. جسم و ذهن مان آسوده نیست، چرا که ما تنش های روز را با خود حمل می کنیم و از این رو خواب راحتی نداریم، صبح روز بعد با احساس خستگی و سستی بیدار می شویم و احساس شادابی و توانایی روبه رو شدن با چالش های یک روز تازه را نداریم. این وضعیت روز به روز ادامه می یابد و تنش ها هم انباشته می شود تا سرانجام خود را به شکل بیماری های فیزیکی بروز می دهد. از این رو نگران کارها نباشید، خداوند فاعل یکتا است. اگر اراده و خواست خدا این است، پس بگذارید کارهای او از طریق شما انجام پذیرد. پس آرام باشید به او تکیه کنید و بگذارید هر نفسی که برمی آورید، پیشکشی به او باشد. 

نگرش مثبت را در اولویت قرار دهید 

سعی کنید منظور خود و آنچه را می خواهید یا نمی خواهید به نحوی مثبت بیان کنید و نه به شیوه ای منفی، مثلا در عوض مبارزه با چاقی یا لاغر کردن تصویر ذهنی آنچه می خواهید باشید (مثلا شخصی با اندام موزون) ایجاد کنید یا درعوض سعی برای ترک سیگار، خود را یک انسان آزاد از دود مجسم کنید. هر روز با خود تامل کنید که ذهن خود را بیشتر در چه راهی به کار می گیرید؟ اغلب آنچه موجب تیرگی روابط اجتماعی می شود و مساله می آفریند، این است که طرف ذهن خود را بر معایب و کاستی های دیگری متمرکز می کند. اگر نسبت به شخصی خشمگین می شوید، ذهن خود را بر صفاتی از او که می پسندید، متمرکز کنید و بگذارید طرف مقابل همان چیزی باشد که هست. همین پدیده در مورد روابط با کودکان نیز درست است. همیشه مچ آنها را هنگام انجام کار غلط نگیرید. گاهی به آنها در حال انجام کارهای درست توجه کنید و تحسین و تشویق نمایید. 

گذشت و رحمت را فراموش نکنید 

زندگی عبارت است از یک سلسله رویدادهای ساخته و پرداخته ای که ما خود آنها را آفریده و به آن چسبیده ایم به کینه های کهنه و قدیمی، قضاوت های عجولانه خود می چسبیم و عادت به سرزنش دیگران داریم. در مورد احساس خشم از رفتار دیگران نسبت به خود، هرچند رفتار آنها بد باشد لازم است بیاموزیم که مساله را از دیدگاه دیگری ارزشیابی کنیم. آنها تحت شرایط زندگی خود همان کاری را کردند که به قولی، به عقل شان رسیده است. اگر از رفتار آنها کینه به دل گرفته ایم. این چیزی است که ما خود انتخاب کرده، دردل جا داده ایم و به اطراف حمل نموده و همان چیز را به جهان خارج منعکس می کنیم. گذشت و رحمت به معنی رفع سوءتفاهم و اصلاح برداشت اشتباه آمیز است. هنگامی که کسی را به لحاظ زیانی که ممکن است به ما رسانده باشد می بخشیم، در واقع به او می گوییم:« من دیگر به شما اجازه نمی دهم که هویت یا پندار و کردار مرا در آینده کنترل کنی.» هنگامی که به مساله دقیق می شویم، خواهیم دید که در واقع ما چیزی یا کسی را نمی بخشیم، بلکه تنها تصمیم می گیریم که چگونه با رفتار دیگران برخورد کنیم. هنگامی که تصمیم به سرزنش گرفتیم، در واقع به دیگران اجازه داده ایم که به ما صدمه بزنند. می توان گفت گذشت و رحمت والاترین پیروزی انسان است، زیرا روشن بینی واقعی را عمل متجلی می سازد و به این دلیل است که پیشوایان و آموزگاران بزرگ معنوی و اخلاق، توانایی آدمی در گذشت و رحمت را یک اصل آموزنده و چراغ راهنما در راه زندگی می دانند. 

طبق مطالعات منتشر شده در مجله "فیزیولوژی، عضلانی" زنان نیاز به مصرف میزان اکسیژن بیشتری دارند تا مردان.

محققان دریافتند در ورزش‌هایی که شدت زیادی دارند، عضلات مربوط به تنفس در زنان میزان اکسیژن بیشتری مصرف می‌کنند تا در مردان. این بدین معنا است که زنان برای نفس کشیدن انرژی بیشتری مصرف می‌کنند، زیرا قسمت اعظم اکسیژن بدن آنها صرف تنفس می‌شود. 

در این مطالعات محققان میزان مصرف اکسیژن به هنگام ورزش را در زنان و مردان با یکدیگر مقایسه کردند. 

مدیر این تحقیقات از دانشگاه بریتیش کلمبیا گفت: به هنگام ورزش ما باید اغلب نفس بکشیم و عضلات مربوط به تنفس باید سخت‌تر کار کنند و بیشتر انرژی مصرف کنند. یافته‌های ما مهم هستند، زیرا نشان می‌دهند که نیاز به تنفس و دریافت اکسیژن در ورزش در زنان جوان سالم بیشتر از مردان است. ما می دانیم که مانند دیگر ماهیچه‌های بدن، ماهیچه‌های مربوط به تنفس نیز نیاز به جریان خون کافی برای تامین اکسیژن لازم دارند. یافته‌های ما نشان می‌دهد که اگر زنان اکسیژن بیشتری دریافت کنند به هنگام ورزش شدید بیشترین جریان خون به ماهیچه‌های تنفسی آنها می‌رسد. بنابراین کارایی فیزیکی آنها کمتر می‌شود زیرا خون کمتری به پاهای آنها می‌رسد. 

مطالعات بیشتر لازم است تا بررسی شود که آیا مصرف اکسیژن بیشتر بر خستگی اسکلت عضلانی و کارایی قلبی تاثیر دارد یا خیر این مساله می‌تواند حتی بر بیماری‌های ریوی نیز تاثیرگذار باشد.

 

varzesh

گفت وگو با سجاد نیک پرست قهرمان پرتاب نیزه پارالمپیک لندن

این روزها برای کارگران سختکوش و زحمتکشی که در شهرهای بندری جنوب کیسه های سنگین را در کشتی های باری به دوش می گیرند و تا اسکله می آورند، بهترین روزهای سال است…

در پاییز و زمستان فقط بار سنگین کیسه ها را تحمل می کنند و گرما و رطوبت هوا جان به لبشان نمی رساند. روزی که سجاد نیک پرست با اکراه روی سکو رفت تا مدال نقره پارالمپیک را به گردنش بیاویزند، کمتر کسی می دانست او یکی از کارگران اسکله های جنوبی ایران بوده است. چه کسی می توانست تصور کند کسی که پرچم ایران را در ورزشگاه ۸۰ هزارنفری لندن بالا برده، هنوز از درد کیسه های سنگینی که جابجا می کرده خلاص نشده است. شاید خودش هم آن روزهایی که کارگر گمرک بود تصور نمی کرد روزی به بلندترین قله های ورزشی دنیا برسد. اما یکی از عصرهای خستگی که دریا سنگ صبورش شده بود، دست دوستی بر شانه اش نشست و مسیر زندگی اش را کاملا تغییر داد. سجاد نیک پرست که ضعف عصب چشم باعث شده روز به روز بینایی اش کم شود، کسی که از کارگری در اسکله های جنوب به قهرمانی پرتاب نیزه پارالمپیک لندن رسیده است، از دوستی، ورزش و زندگی می گوید.

سجاد نیک پرست که متولد استان بوشهر است، چطور سر از خراسان و مشهد درآورد؟